از زمانی‌که قانون‌اساسی جدید (مشروطه) استقرار یافت، آمریکاییان دیگری که در ایران بودند، شروع به غربی کردن آموزش عالی در آن کشور کردند. دکتر ساموئل جردن که دبیرستان پسرانه او به کالج البرز تبدیل شد، از زمان تاسیس دبیرستان در سال ۱۸۹۹ تا سال ۱۹۴۰ که بازنشسته شد، دبیرستان را اداره کرد. تا زمانی که انقلابیون در سال ۱۹۷۹ پیروز شدند و نام هرچیزی را که نشانی از نفوذ خارجی در برداشت تغییر دادند، «جردن» نام یکی از خیابان‌های اصلی و پر رفت و آمد تهران بود. جانشینان جردن، پیشقدمان امر آموزش زنان در ایران بودند و نیز کالج دماوند را که موسسه‌ای است قابل‌توجه برای زنان ایجاد کردند. بعد از اشغال ایران توسط شوروی و انگلیس در اوت ۱۹۴۱ ایرانیان به ایالات‌متحده آمریکا به‌عنوان یاری‌دهنده بی‌طرفی نگاه می‌کردند که می‌توانند برای استقلال کشور و دفع تهاجمات از آن یاری گیرند. از ۱۹۴۲ هنگامی که هیات‌های آمریکایی مامور در ژاندارمری وارد ایران شدند، تا زمان سقوط شاه در سال ۱۹۷۹، آمریکا به‌طور روزافزون درگیر امور اقتصادی و سیاسی ایران بوده است. رد قاطع اشغال آذربایجان توسط شوروی از سوی پرزیدنت ترومن بعد از جنگ دوم جهانی، وسیله نیرومندی برای بیرون راندن سربازان شوروی از خاک آذربایجان بود.

ایالات‌متحده، همچنان به یک بازار مهم برای نفت ایران محسوب می‌شد. در حقیقت سرباز زدن پرزیدنت آیزنهاور از خرید نفت ایران به مدت ۱۵ ماه که به این طریق در اقتصاد تحت فشار انگلیس گشایشی ایجاد شد، از اقدامات سازمان سیا در سقوط مصدق موثرتر بود. از اوایل دهه ۱۹۶۰ روابط ایران با ایالات‌متحده آمریکا رو به افزایش گذاشت، تا جایی که این روابط عمیق‌تر و گسترده‌تر از هر کشور دیگری شد. ابتدا، ایالات‌متحده به عتوان حامی ایران در برابر اتحاد شوروی جانشین بریتانیا شد، سپس ایران را تشویق کرد تا متحد اصلی آمریکا در منطقه شود. تعهدات اقتصادی و نظامی که آمریکا را بر آن داشت تا از منافع شاه حمایت کند، احساسات منفی و رو به فزونی بسیاری از ایرانیان را شدت بخشید. نه دولتمردان واشنگتن و نه سایر آمریکاییان ذی‌نفع، مثل بازرگانانی که با ایرانیان در رابطه بودند؛ به دگرگونی‌های ناشی از غرب‌گرایی توجه کافی نکردند. در دوره‌ای که منجر به انقلاب شد، منافع درازمدت آمریکا قربانی دستاوردهای کوتاه مدت شد. از نظر تاریخی، آمریکا که با درگیری‌هایی از این دست، در خارج از مرزهای کشور خود عادت نکرده بود، در شناختن نشانه‌های خطر کوتاهی کرده و دیگرانی که متوجه شدند بی‌اعتنا از کنار آن گذشتند.

منبع: جان دی. استمپل، دوران انقلاب ایران، ترجمه منوچهر شجاعی، موسسه خدمات فرهنگی رسا، ۱۳۷۷.