پیش بینی الجزیره از پایان جنگ آمریکا علیه ایران/ ترامپ سعی خواهد کرد عقبنشینی قریبالوقوع را به عنوان یک پیروزی بزرگ نظامی به تصویر بکشد
«جفری ساکس» اقتصاددان برجسته آمریکایی و مدیر سابق موسسه زمین در دانشگاه کلمبیا و «سیبیل فاریس» مشاور ارشد شبکه راهکارهای توسعه پایدار سازمان ملل متحد برای خاورمیانه و آفریقا در مقالهای در شبکه الجزیره نوشتند: ایران میتواند هزینههایی را تحمیل کند که ایالات متحده قادر به پرداخت آن نیست و جهان نباید متحمل آن شود. طرح جنگ ایالات متحده و اسرائیل یک حمله سرنگونی بود که توسط «بنیامین نتانیاهو»، نخستوزیر و«دیوید بارنیا»، رئیس موساد به « دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا فروخته شد. فرض بر این بود که یک کمپین بمباران مشترک و تهاجمی ایالات متحده و اسرائیل، ساختار فرماندهی، برنامه هستهای و رهبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را تا حدی تضعیف میکند که درنتیجه باعث سقوط نظام خواهد شد. سپس ایالات متحده و اسرائیل یک دولت انعطافپذیر را در تهران تحمیل خواهند کرد. به نظر میرسید ترامپ متقاعد شده است که ایران همان مسیر ونزوئلا را دنبال خواهد کرد.
عملیات آمریکا در ونزوئلا در ژانویه ۲۰۱۶ منجر به برکناری «نیکولاس مادورو»،رئیس جمهور ونزوئلا شد؛ عملیاتی که به نظر میرسید بین سازمان سیا و عناصری در داخل دولت ونزوئلا هماهنگ شده باشد. آمریکا رژیمی مقاومتر به دست آورد، در حالی که بیشتر ساختار قدرت ونزوئلا دست نخورده باقی ماند. ترامپ ظاهراً سادهلوحانه معتقد بود که همین نتیجه در ایران نیز رخ خواهد داد.
با این حال، عملیات ایران نتوانست نظام مقاوم در تهران ایجاد کند. ایران - از نظر تاریخی، فناوری، فرهنگی، جغرافیایی، نظامی، جمعیتی یا ژئوپلیتیکی - ونزوئلا نیست. هر اتفاقی که در کاراکاس بیفتد، به آنچه در تهران رخ خواهد داد، بیربط است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به جای اینکه منحل شود با رهبری داخلی منسجم و نقشی برجستهتر در دستگاه امنیت ملی ظهور کرد و عملاً فرماندهی عالی را به دست گرفت.
نهاد مذهبی پشت سر آن متحد شد و مردم متحداً در برابر تجاوز خارجی ایستادند. دو ماه بعد، ترامپ و نتانیاهو نه دولتی مطیع در ایران تحت کنترل خود به دست آورده بودند، نه تسلیمی که به جنگ پایان دهد و نه هیچ مسیر نظامی که چشماندازی از پیروزی ارائه دهد. به نظر میرسد تنها مسیری که ایالات متحده در پیش گرفته، عقبنشینی است، چرا که ایران تنگه هرمز را کنترل میکند و هیچ یک از مسائل دیگر بین ایالات متحده و ایران حل نشده است.
چندین عامل، اشتباهات فاجعهبار آمریکا و موفقیتهای ایران را توضیح میدهد:
اول، رهبران آمریکا اساساً در مورد ماهیت ایران اشتباه قضاوت کردند. ایران تمدنی باستانی با تاریخی به طول ۵۰۰۰ سال است که دارای فرهنگی ریشهدار، تابآوری ملی و غرور تزلزلناپذیر است. دولت ایران قرار نبود در برابر قلدری و بمباران آمریکا تسلیم شود، بهویژه با توجه به اینکه ایرانیان به یاد دارند که چگونه ایالات متحده در سال ۱۹۵۳ با سرنگونی یک دولت منتخب دموکراتیک و ایجاد یک دولت پلیسی که ۲۷ سال دوام آورد، دموکراسی ایران را نابود کرد.
دوم، رهبران آمریکا پیشرفتهای تکنولوژیکی ایران را به شدت دست کم گرفتهاند. تهران دارای مهندسی و ریاضیات در سطح جهانی است. این کشور یک پایگاه صنعتی دفاعی داخلی با موشکهای بالستیک پیشرفته، صنعت پهپاد و قابلیت پرتاب مداری بومی ایجاد کرده است. سابقه توسعه فناوری ایران، که علیرغم چهار دهه تحریمهای فزاینده ایجاد شده است، یک دستاورد ملی قابل توجه است.
سوم، فناوری نظامی به نفع ایران تغییر کرده است. زمینه موشکهای بالستیک ایران کسری از هزینه موشکهای رهگیر آمریکایی است که برای مقابله با آنها مستقر شدهاند. پهپادهای ایرانی ۲۰ هزار دلار هزینه دارند، در حالی که موشکهای رهگیر دفاع هوایی آمریکا ۴ میلیون دلار هزینه دارند. موشکهای ضد کشتی ایران که چند صد هزار دلار هزینه دارند، اکنون ناوشکنهای آمریکایی را که بین ۲ تا ۳ میلیارد دلار هزینه دارند، تهدید میکنند. شبکه «ضد دسترسی/منع منطقهای» ایران در اطراف خلیج فارس، پدافند هوایی چندلایه آن، توانایی آن در اشباع کشتیهای پهپادی و موشکی و ظرفیت آن برای مختل کردن ترافیک دریایی در تنگه هرمز، هزینه عملیاتی تحمیل اراده ایالات متحده بر ایران را بسیار بیشتر از آن چیزی کرده است که ایالات متحده میتواند از عهده آن برآید، به خصوص با توجه به پتانسیل تخریب تلافیجویانهای که ایران میتواند بر منافع آمریکاییها در کشورهای همسایه وارد کند.
چهارم، روند سیاستگذاری ایالات متحده غیرمنطقی شده است. جنگ با ایران توسط حلقه کوچکی از وفاداران به ریاست جمهوری در مار-آ-لاگو تصمیم گرفته شد و روند رسمی بین سازمانی و شورای امنیت ملی را که در طول سال قبل عملاً از وظایف خود تهی شده بود، دور زد. «جو کنت»، مدیر مرکز ملی مبارزه با تروریسم ترامپ، در ۱۷ مارس در نامهای عمومی استعفا داد و «اتاق پژواک» را برای گمراه کردن رئیس جمهور توصیف کرد. این جنگ محصول یک سیستم تصمیمگیری بود که مکانیسمهای مشورت و بررسی را عملاً غیرفعال کرده بود. این نه یک جنگ ضروری بود و نه یک جنگ انتخابی. این یک جنگ هوی و هوس بود. فرضیه اصلی، هژمونی بود. ایالات متحده در تلاش بود تا هژمونی جهانی خود را که دیگر در اختیار نداشت، حفظ کند و اسرائیل در تلاش بود تا هژمونی منطقهای خود را که هرگز به آن دست نخواهد یافت، ایجاد کند.
با توجه به همه این موارد، هدف نهایی احتمالی این است که جنگ احتمالاً با بازگشت به چیزی نزدیک به وضع موجود، با سه واقعیت جدید در صحنه، پایان یابد:
اول، ایران کنترل عملیاتی تنگه هرمز را در دست خواهد داشت.
دوم، توانایی بازدارندگی ایران به طور قابل توجهی تقویت خواهد شد.
سوم، حضور نظامی بلندمدت ایالات متحده در خلیج فارس به طور قابل توجهی کاهش خواهد یافت.
سایر مسائلی که ظاهراً ایالات متحده را به حمله به ایران ترغیب کرده است - مانند برنامه هستهای ایران، آنچه نیروهای نیابتی منطقهای خوانده میشود و زرادخانه موشکی آن - احتمالاً از ابتدای جنگ تا حد زیادی بدون تغییر باقی خواهند ماند.
حتی با خروج ایالات متحده، ایران از مزیت خود علیه همسایگانش استفاده نخواهد کرد. سه دلیل دلیل آن را توضیح میدهد.
اول، ایران منافع استراتژیک بلندمدتی در همکاری با همسایگان خلیج فارس خود، بدون درگیر شدن در یک جنگ طولانی مدت، دارد.
دوم، ایران هیچ علاقهای به شعلهور کردن مجدد جنگی که به تازگی با موفقیت به پایان رسانده است، نخواهد داشت.
سوم، اگر هرگونه محدودیتی لازم باشد، ایران توسط دو متحد اصلی خود، روسیه و چین، که هر دو به دنبال منطقهای با ثبات و مرفه هستند، محدود خواهد شد.
رهبری ایران به خوبی از این امر آگاه است و سلاحهای خود را زمین خواهد گذاشت. بدون شک، ترامپ سعی خواهد کرد عقبنشینی قریبالوقوع را به عنوان یک پیروزی بزرگ نظامی و استراتژیک به تصویر بکشد. این ادعاها درست نخواهند بود. واقعیت این است که ایران بسیار پیشرفتهتر از آن چیزی است که واشنگتن تصور میکرد؛ تصمیم برای ورود به جنگ غیرمنطقی بود؛ و فناوری اصلی جنگ علیه ایالات متحده به کار گرفته شده است. امپراتوری آمریکا نمیتواند با حداقل هزینههای مالی، نظامی و سیاسی از جنگ خود علیه ایران پیروز بیرون بیاید. با این حال، آنچه آمریکا میتواند نجات دهد، نوعی عقلانیت ظاهری است. زمان آن رسیده است که ایالات متحده به عملیات تغییر نظام خود پایان دهد و به قوانین و دیپلماسی بینالمللی بازگردد.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.