کمیسیونی بود رئیسش هم خود شریف‌امامی بود به سرمایه‌گذاران صنایع در حد ۴۰ درصد وام می‌داد تا بروند صنعت ایجاد کنند. با این ابتکار صنعت رونق پیدا کرد و مردم و بازاریان رفتند در صنعت سرمایه‌گذاری کردند. ولی اینها تاجر بودند و اداره کارخانه را بلد نبودند و مشکلات تولید را نمی‌دانستند. بنابراین کمک می‌خواستند که یکی به آنها یاد بدهد که صنعت‌شان را چگونه مدیریت کنند. از این‌رو مرکز راهنمایی صنایع در وزارت صنایع راه‌اندازی شد که من رئیس آنجا شدم تا با توجه به تجربه جرج فرای به صاحبان صنایع مدیریت بیاموزم و مدیر تربیت کنم.

در ابتدا کلاس‌های مدیریت را مجانی برگزار می‌کردیم اما بعد از مدتی گفتم چرا باید مجانی چنین آموزش‌هایی را بدهیم؟ به همین خاطر شروع کردیم به پول گرفتن برای ارائه خدمات تا اینکه به تدریج درآمد خود این مرکز بالا رفت و به جایی رسید که خرج خودش را درمی‌آورد. یک نامه به دولت نوشتم که من می‌خواهم اسم این مرکز را تغییر دهم به سازمان مدیریت صنعتی و دیگر از دولت کمک مالی هم نگیرم. دولت هم با این پیشنهاد موافقت کرد. ما از ساختمان وزارت صنایع خارج شدیم و ساختمانی در خیابانی که روبه‌روی دانشگاه تهران است، اجاره کردیم و سازمان مدیریت صنعتی در این ساختمان تاسیس شد. این‌‌گونه سازمان مدیریت صنعتی تاسیس شد. کارمندانش را در رشته‌های مختلف مدیریت تعلیم دادم و از طرف دیگر شروع کردم به فروختن خدمات مدیریت به صنایع و سود دادن، که هنوز هم که هنوز است در حال کار کردن است. امسال پنجاهمین سال تاسیس سازمان مدیریت است که جشن گرفتند. تا حدود سال ۱۳۴۱ آنجا بودم که با آمدن عالیخانی دور جدیدی از فعالیت‌هایم آغاز شد.

- منبع: شماره ۷۰ مجله تجارت فردا، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۲