بریکس؛ فرصت فعال‌سازی دیپلماسی معدنی

از سوی دیگر، نخست‌وزیر هند، به‌عنوان رئیس اجلاس بریکس، نسبت به «تسلیحاتی‌شدن فناوری و مواد معدنی حیاتی» هشدار داد. این موضع را باید در متن رقابت فزاینده بر سر عناصر نادر خاکی و دیگر مواد معدنی راهبردی فهم کرد. چین در بخش بزرگی از زنجیره فرآوری عناصر نادر خاکی، نقشی تعیین کننده و مسلط را ایفا می‌کند؛ هند به دنبال کاهش آسیب‌پذیری خود در برابر تمرکز زنجیره‌های تامین است؛ روسیه و برزیل از دارندگان مهم منابع معدنی جهان به شمار می‌روند؛ کشورهای آفریقایی عضو بریکس نیز از ظرفیت‌های معدنی بزرگی برخوردارند و در عین حال به سرمایه، فناوری و زیرساخت نیاز دارند.

این تفاوت‌ها، هم یک چالش و هم فرصتی بزرگ برای بریکس ایجاد می‌کنند: چگونه می‌توان این ظرفیت‌های متنوع و متفاوت را در قالب یک شبکه همکاری معدنی به یکدیگر پیوند داد؟ اینجاست که جمهوری اسلامی ایران می‌تواند ابتکار عمل را به‌دست گیرد و پیشنهاد کاربردی مهمی را مطرح کند: فعال‌سازی و عملیاتی‌کردن همکاری بریکس در حوزه مواد معدنی حیاتی و حرکت به سوی شکل‌گیری چارچوبی برای همکاری در این زمینه، با عنوان پیشنهادی  BRICS-CMCF) Critical Minerals Cooperation Framework).

نقطه قوت این پیشنهاد باید در استفاده از ظرفیت‌های موجود و تبدیل آنها به پروژه‌های واقعی باشد. بریکس برای همکاری‌های صنعتی، فناوری و اقتصادی، بسترهای متعددی ایجاد کرده است. مساله اکنون، پیوند دادن این بسترها با یک دستورکار مشخص معدنی و رساندن آن به سطح پروژه است؛ پروژه‌ای که بتواند به‌صورت همزمان از ظرفیت چند عضو بریکس استفاده کند؛ برای مثال، از معدن و زیرساخت ایران، فناوری چین، سرمایه و بازار هند، تجهیزات و توان مهندسی روسیه و ظرفیت فرآوری یا مصرف دیگر اعضا. چین در سال۲۰۲۷ ریاست بریکس را بر عهده خواهد گرفت. چند ماه پیش از اجلاس دهلی‌نو نیز وزیر خارجه چین بر تقویت همکاری اعضای بریکس در زمینه منابع معدنی راهبردی تاکید کرده بود. بنابراین، فرصت زمانی مناسبی برای تبدیل این ایده به یک دستورکار عملی فراهم شده است.

پیشنهاد ایران می‌تواند از همین نقطه آغاز شود: تبدیل بند ۶۷ بیانیه۲۰۲۶ به یک برنامه عملیاتی برای سال۲۰۲۷. این پیشنهاد البته زمانی برای ایران معنا پیدا می‌کند که کشور بتواند برای خود نقشی فراتر از یک دارنده ذخایر معدنی تعریف کند. نقش ایران می‌تواند طراحی و پیشرانی یک همکاری معدنی شبکه‌ای در بریکس باشد؛ مشروط بر آنکه دیپلماسی معدنی به‌طور جدی در دستور کار قرار گیرد.

بریکس در موقعیتی قرار گرفته است که می‌تواند بخشی از این معماری جدید اقتصاد جهانی را شکل دهد. کشورهای عضو، مجموعه‌ای کم‌نظیر از منابع معدنی، بازار، فناوری، سرمایه، ظرفیت صنعتی و زیرساخت را در اختیار دارند. آنچه هنوز متناسب با ظرفیت این منابع توسعه‌نیافته، اتصال موثر این اجزا به یکدیگر است. ایران می‌تواند پیشنهاد کند که این اتصال از حوزه مواد معدنی حیاتی آغاز شود. اگر بریکس بتواند ذخایر، فناوری، سرمایه و بازار اعضای خود را در قالب پروژه‌های مشترک به یکدیگر پیوند دهد، اتفاق مهمی رخ خواهد داد: معدن از یک بخش اقتصادی، به ابزاری برای اتصال اقتصادهای بریکس تبدیل می‌شود.  شاید این همان ابتکاری باشد که ایران می‌تواند در سال آینده روی میز بگذارد.

*  عضو هیات عامل ایمیدرو