آمریکا؛ گروگان ایران

به  ادعای  رایت، ایران، طی نزدیک به نیم قرن، در دوران هشت رئیس‌جمهور آمریکا، از یکی از کم‌هزینه‌ترین تاکتیک‌ها، چه در گذشته و چه در عصر مدرن، استفاده کرده است: تصاحب فرد یا چیزی ارزشمند و نگه داشتن آن به‌عنوان گروگان. در سال ۱۹۷۹، ۵۲دیپلمات آمریکایی در سفارت آمریکا در تهران به مدت ۴۴۴ روز گروگان نگه داشته شدند تا اینکه دولت جیمی کارتر ۸میلیارد دلار از دارایی‌های ایران را آزاد کرد و تحریم اقتصادی را لغو کرد. او با اشاره به بازداشت چند آمریکایی بین سال‌های ۱۹۸۴ تا ۱۹۹۱، توسط حزب الله لبنان، نوشت: ایران برای آزادی این گروگان‌ها میانجی‌گری کرد؛ در یک مورد، در ازای دریافت تسلیحات آمریکایی طی یک معامله محرمانه در دوران دولت رونالد ریگان. این نویسنده نیویورکر معتقد است که ایران می‌داند که این تاکتیک می‌تواند امتیازات سیاسی نیز به همراه داشته باشد. حتی در شرایطی که ایران با ناکامی‌های نظامی و آسیب‌پذیری‌های اقتصادی روبه‌رو بوده، این گروگان‌گیری‌ها و امتیازاتی که از طریق آنها به دست آورده، احساس قدرت و هویت جمهوری اسلامی را تقویت کرده است.  همچنین انقلابیون را تقویت کرده و چندان هم از نقض قوانین بین‌المللی یا محکومیت جهانی متاثر نشده‌اند.

رابین رایت می‌گوید که این شیوه برخورد ایران با آمریکا و آمریکایی‌تبارها در دهه گذشته بوده و این روش از نظر مالی نیز سودآور باقی مانده است. در نتیجه جانبی توافق هسته‌ای ایران، دولت اوباما در اوایل سال ۲۰۱۶ آزادی چند آمریکایی، از جمله «جیسون رضائیان» خبرنگار واشنگتن‌پست و «مت ترویتیِک» دستیار پژوهشی سابق من را که هنگام تحصیل در دوره فشرده زبان فارسی در دانشگاه تهران بازداشت شده بود، تضمین کرد. در مقابل، واشنگتن موافقت کرد هفت ایرانی زندانی در آمریکا را آزاد کند یا اتهامات آنان را کنار بگذارد. این توافق همچنین دسترسی ایران به ۵۰‌میلیارد دلار از دارایی‌های خودش را که به‌دلیل تحریم‌های بین‌المللی مسدود شده بود، فراهم کرد. ایالات متحده همچنین ۱.۷ ‌میلیارد دلار دیگر به تهران پرداخت: ۴۰۰‌میلیون دلار اصل پولی که شاه در دهه ۱۹۷۰ برای خرید تجهیزات نظامی آمریکایی پرداخته بود اما پس از انقلاب هرگز تحویل داده نشد، به‌علاوه ۱.۳ ‌میلیارد دلار سود آن.

این پژوهشگر نیویورکر نوشته است که اکنون ایران یک اهرم فشار دیگری را هم به‌دست آورده است. او می‌نویسد که واقعیت این است که جمهوری اسلامی، با وجود آنکه از نظر تسلیحاتی و قدرت نظامی  ضعیف‌تر از آمریکاست، تاکتیک معمول خود را با تصرف تنگه هرمز تطبیق داده و عملا اقتصاد جهان  را به گروگان گرفته است. «مایکل سینگ»، که در دولت جورج دبلیو بوش روی مسائل هسته‌ای کار می‌کرد، در نشستی در موسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک گفت: «ایرانی‌ها نشان داده‌اند که می‌توانند اقتصاد منطقه و در واقع اقتصاد جهان را تقریبا به‌طور کامل متوقف کنند.» این منطق در عرصه دیپلماسی نیز دیده می‌شود. «برت مک‌گورک» که در چهار دولت اخیر آمریکا روی مسائل خاورمیانه و گروگان‌ها کار کرده است، در یادداشتی برای سی ان ان نوشت: «واشنگتن معمولا مذاکرات با ایران را از دریچه قدرت می‌بیند. تهران از دریچه تصاحب حق خود. واشنگتن می‌کوشد با فشار اقتصادی و تحریم‌ها ایران را وادار به تسلیم کند؛ تهران می‌کوشد پس از به دست آوردن حق خود و خودداری از بازگرداندن آن، آمریکا را وادار به تسلیم کند.»

به اعتقاد رایت، ایران نشان داده که می‌تواند سال‌ها برای رسیدن به خواسته‌هایش صبر کند، درحالی‌که آمریکا با چرخه‌های انتخاباتی دو و چهار ساله، صبر محدودی دارد. واشنگتن در پاسخ به تسلط تهران بر تنگه هرمز، محاصره‌ای علیه کشتی‌های در حال ورود یا خروج از ایران اعمال کرد؛ اما این رویارویی روزانه حدود ۲میلیارد دلار برای مالیات‌دهندگان آمریکایی هزینه دارد. ایران به‌عنوان بخشی از بهای پایان جنگ، خواستار ۲۴‌میلیارد دلار دارایی‌های مسدودشده شده است؛ رقمی چهار برابر مبلغی که در توافق مربوط به گروگان‌ها در سال ۲۰۲۳ مطرح بود. (ایران هرگز آن ۶میلیارد دلار را دریافت نکرد، زیرا پس از حمله حماس به اسرائیل دوباره مسدود شد.)

روز پنج‌شنبه، رئیس‌جمهور ترامپ برای سی‌ونهمین بار اعلام کرد که جنگ با ایران پایان یافته است. او گفت توافق اولیه‌ای برای تمدید آتش‌بس شکننده ظرف چند روز آینده، احتمالا آخر همین هفته، توسط معاون رئیس‌جمهور، جی دی ونس، در مکانی نامشخص در اروپا امضا خواهد شد. به گفته ترامپ، با امضای این توافق، تنگه هرمز «بلافاصله بازگشایی خواهد شد». او گفت مفاد توافق شامل «یک یادداشت تفاهم بسیار قوی» است؛ سندی که در عین حال آن را به شکل‌های مختلف «تقریبا نهایی»، «تا حدی مفهومی» و «بیشتر در حد یک چارچوب کلی» توصیف کرد. به نوشته رایت، صرف‌نظر از اینکه دیپلماسی در روزهای آینده چگونه پیش برود، اکنون یک اصل جدید شکل گرفته است:   تصرف یک آبراه حیاتی بین‌المللی توسط تهران جنگ‌افروزی مدرن را تغییر داده است. 

 سید حسین موسویان، مذاکره‌کننده پیشین هسته‌ای ایران که اکنون پژوهشگر دانشگاه پرینستون است، به این نویسنده نیویورکر گفته است که: «از این پس هرمز دیگر به وضعیت دهه‌های گذشته بازنخواهد گشت.» به گفته او، هرمز همچنان «عنصری مهم در راهبرد بازدارندگی ایران» خواهد بود. موسویان با این دیدگاه که ایران جهان را به گروگان گرفته است، مخالفت کرد. او این وضعیت را «اهرم فشار» توصیف کرد و گفت: «ایران با سیاست‌های دیوانه‌وار اسرائیل و آمریکا روبه‌رو بوده است. اگر شما دیوانه باشید، ما از شما دیوانه‌تر خواهیم بود. این دقیقا همان کاری است که آنها در عمل انجام می‌دهند.» الی گرانمایه، کارشناس ایران در شورای اروپایی روابط خارجی، گفت که ایران «احساس کرده گزینه دیگری ندارد جز اینکه با این اقدام، پیامدهای جهانی جنگ را به شکلی نامتقارن افزایش دهد تا بر یک ابرقدرت نظامی مجهز به سلاح هسته‌ای فشار وارد کند.» 

اما تهران نیز محدودیت‌های خود را دارد و نمی‌تواند برای مدت طولانی گلوگاه این آبراه را به سلاح تبدیل کند، بدون آنکه اقتصاد از پیش آسیب‌دیده خود را بیش از این با مشکل روبه‌رو سازد. برآورد می‌شود که ایران به دلیل محاصره آمریکا که صادرات نفتش را محدود کرده است، روزانه  میلیون‌ها دلار درآمد از دست می‌دهد. گرانمایه به رابین رایت گفت: «محافل امنیتی تندرو در ایران می‌دانند که تنگه باید دوباره باز شود، اما پرسش اصلی این است که چگونه؟» او افزود: «روایت آنها این است که درحالی‌که بمب‌های آمریکا و اسرائیل سرزمین مادری را هدف قرار داده‌اند، آنها مقاومت کرده‌اند و توانسته‌اند حاکمیت و قدرت ایران را بر یک گلوگاه راهبردی که تمام جهان به آن وابسته است، گسترش دهند.

با تحمیل نوعی حاکمیت پسا‌جنگی بر تنگه.» به نظر می‌رسد ترامپ نیز بارها و بارها می‌خواهد برای هواداران خود روایت پیروزی بسازد. اما یک یادداشت تفاهم، با وجود عنوان دیپلماتیکش، صرفا مجموعه‌ای کلی از اصول است که هنوز باید درباره جزئیات آن مذاکرات دشوار و طولانی انجام شود؛ به‌ویژه درباره برنامه هسته‌ای ایران که دلیل اصلی آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه بود. وضعیت جنگ و همچنین مذاکرات صلح، هر روز بیش از پیش گیج‌کننده شده است. گرگ کالستروم، خبرنگار خاورمیانه نشریه اکونومیست و نویسنده کتاب «اسرائیل تا چه مدت دوام خواهد آورد؟»، در شبکه ایکس نوشت: «اعتبار آمریکا به جایی رسیده که رئیس‌جمهور می‌تواند از یک توافق دیپلماتیک خبر بدهد و واکنش تقریبا همگانی این باشد که: «صبر کنیم ببینیم ایران آن را تایید می‌کند یا نه.» 

*  روزنامه‌نگار