انتخاب رشته در تاریکی بازار کار

افرادی که در شغلی نامرتبط با رشته تحصیلی خود کار می‌کنند، ۲.۵برابر بیشتر از دیگران از تحصیلاتشان ناراضی هستند. در مقابل، هرچه یک رشته فرصت شغلی بیشتری داشته باشد، رضایت فارغ‌التحصیلان از انتخاب آن رشته نیز بیشتر می‌شود. افزایش حقوق هم رضایت از رشته و دانشگاه را بالا می‌برد. در میان دلایل نارضایتی، نداشتن شغل مناسب با درآمد کافی اهمیت بیشتری از ناهماهنگی رشته با علاقه و روحیات فرد دارد. بنابراین، انتخاب رشته فقط نباید به علاقه دانش‌آموز یا نظر اطرافیان محدود شود. اینکه یک رشته بعد از فارغ‌التحصیلی چه شغلی دارد، چقدر برای آن تقاضا وجود دارد و درآمد آن چقدر است، می‌تواند آینده فرد را تا حد زیادی تغییر دهد. بنابراین به نظر می‌رسد مسوولان آموزش و خانوارها باید دقت و حمایت بیشتری در انتخاب رشته دانش‌آموزان داشته باشند.

پنج روایت از نارضایتی تحصیلی

در نخستین سناریو، از افراد درباره مهم‌ترین دلیل نارضایتی از تحصیل پرسیده شد. پاسخ اصلی به نبود بازار کار مناسب برای رشته تحصیلی و ناتوانی دانشگاه در تسهیل ورود به بازار کار مربوط بود. این نتیجه نشان می‌دهد که مساله بسیاری از فارغ‌التحصیلان به تجربه کلاس و کیفیت آموزش محدود نمی‌شود. آنها انتظار دارند دانشگاه مهارت‌های لازم برای ورود به بازار کار را در اختیارشان بگذارد و مسیر اشتغال را برایشان هموار کند.

سناریوی دوم، رابطه وضعیت شغلی با رضایت از تحصیل را بررسی کرد. نتایج نشان داد افراد بیکار رضایت کمتری از افراد شاغل دارند. بیش از ۶۰ درصد فارغ‌التحصیلانی که شغل ندارند، از تحصیلات خود ناراضی‌اند. فردی که پس از چندین سال تحصیل هنوز نتوانسته است شغل پیدا کند، دلیل بیشتری برای تردید درباره انتخاب رشته و دانشگاه خود دارد. در مقابل، در میان فارغ‌التحصیلان شاغل، ۶۴درصد افرادی که در بخش خصوصی فعالیت می‌کنند، از انتخاب تحصیلی خود رضایت دارند.

در سومین سناریو، ارتباط میان رشته تحصیلی و شغل افراد بررسی شد. یافته‌ها نشان داد فارغ‌التحصیلانی که به دلیل نبود بازار کار مناسب در رشته خود، ناچار به فعالیت در حوزه‌ای دیگر شده‌اند، ۲.۵برابر بیشتر از افرادی که در شغل مرتبط با تحصیلاتشان فعالیت می‌کنند، از انتخاب رشته خود ناراضی‌اند. به بیان دیگر، ناهماهنگی میان تحصیلات و شغل می‌تواند نارضایتی از انتخاب رشته را در سال‌های پس از دانشگاه افزایش دهد.

سناریوی چهارم به رابطه درآمد و رضایت از تحصیل پرداخت. نتایج نشان داد هرچه درآمد ماهانه افراد بیشتر باشد، رضایت آنها از رشته و دانشگاه نیز افزایش پیدا می‌کند. این رابطه نشان می‌دهد که بسیاری از افراد، ارزش تحصیلات خود را در امکان دستیابی به شغل مناسب و درآمد قابل‌قبول ارزیابی می‌کنند. رشته و دانشگاه زمانی رضایت بیشتری ایجاد می‌کنند که بتوانند به بهبود وضعیت اقتصادی فرد کمک کنند.

در پنجمین سناریو، از افرادی که از انتخاب رشته خود ناراضی بودند پرسیده شد اگر به گذشته برگردند، چه رشته‌ای را انتخاب می‌کنند. پاسخ‌ها نشان داد رشته‌هایی که بازار کار و سطح درآمد بهتری دارند، در اولویت انتخاب دوباره این افراد قرار می‌گیرند. این یافته نشان می‌دهد که بسیاری از جوانان پس از ورود به دانشگاه و مواجهه با دشواری‌های اشتغال، اهمیت بازار کار را بهتر از زمان انتخاب رشته درک می‌کنند.

انتخاب رشته در سایه ناهماهنگی آموزش و اشتغال

بررسی پنج سناریو نشان می‌دهد که برای رسیدن به رضایت بلندمدت از انتخاب رشته، توجه به نیازهای بازار کار ضروری است. افراد ناراضی، هنگام انتخاب رشته جایگزین، ابتدا بازار کار را در نظر می‌گیرند و پس از آن به علاقه، استعداد و توانایی‌های خود توجه می‌کنند. این ترتیب نشان می‌دهد که علاقه و استعداد، بدون وجود فرصت شغلی مناسب، نمی‌توانند رضایت تحصیلی و شغلی را تضمین کنند.

با این حال، مسوولیت این ناهماهنگی فقط بر عهده فرد نیست. ظرفیت نظام آموزشی با نیازهای بازار کار همخوانی کافی ندارد و همین مساله باعث شده است در برخی مشاغل پرتقاضا، تعداد قابل‌توجهی از شاغلان تحصیلات مرتبط نداشته باشند. در مورد بعضی از این مشاغل، رشته دانشگاهی متناسب وجود ندارد. در برخی موارد نیز دانش‌آموزان هنگام انتخاب رشته با مشاغل جدید و مسیر تحصیلی موردنیاز آنها آشنا نیستند. به همین دلیل، بسیاری از دانش‌آموختگان برای ورود به مشاغل پرتقاضا، مهارت‌های لازم را خارج از دانشگاه یاد می‌گیرند و با تجربه حین کار توانایی‌های خود را ارتقا می‌دهند. این روند برای فرد هزینه و زمان بیشتری ایجاد می‌کند. او ابتدا چند سال در دانشگاه تحصیل می‌کند و پس از آن برای ورود به بازار کار، دوباره به آموزش مهارتی نیاز پیدا می‌کند.

در نتیجه، انتخاب رشته فقط یک تصمیم آموزشی نیست. این انتخاب می‌تواند مسیر شغلی، سطح درآمد و رضایت فرد از سال‌های آینده زندگی را تعیین کند. خانواده‌ها و دانش‌آموزان باید هنگام انتخاب رشته، علاوه بر علاقه و استعداد، بازار کار و مسیر درآمدی رشته‌ها را نیز بررسی کنند. از سوی دیگر، نظام آموزش عالی باید ارتباط خود را با نیازهای اقتصاد تقویت کند تا دانشگاه بتواند در کنار ارائه مدرک، مهارت و فرصت ورود به بازار کار را نیز فراهم کند.