خسارات خانه‌نشینی زنان

در بسیاری از کشورهای خاورمیانه، شمال آفریقا و جنوب آسیا، باورهای مردسالارانه و نگرانی درباره «آبروی خانواده» زنان را از بازار کار دور نگه داشته‌اند؛ درحالی‌که حذف این موانع می‌تواند درآمد سرانه را در بسیاری از کشورها حدود یک‌پنجم افزایش دهد. در حقیقت موانع فرهنگی، قانونی و خانوادگی بر سر راه اشتغال زنان، علاوه بر آزادی و قدرت تصمیم‌گیری آنها، ثروت کل جامعه را نیز محدود کرده است.

اشتغال زنان همچنین توازن قدرت در خانواده را تغییر می‌دهد و به آنها نقش بیشتری در تصمیم‌های مالی و اجتماعی می‌بخشد. به گزارش اکونومیست چهار عامل می‌توانند در تغییر این روند موثر باشند: اصلاح قوانین تبعیض‌آمیز، تغییر هنجارهای اجتماعی، گسترش الگوهای جدید از طریق آموزش و فناوری دیجیتال و افزایش انگیزه اقتصادی. تجربه عربستان نشان می‌دهد که اصلاحات قانونی می‌تواند مشارکت زنان را به‌سرعت افزایش دهد، درحالی‌که تغییر رفتارهای اجتماعی از طریق الگوگیری و «سرایت اجتماعی» نیز امکان‌پذیر است. بررسی‌ها نشان می‌دهد حتی انگیزه مالی می‌تواند مردان محافظه‌کار را متقاعد کند که درآمد حاصل از اشتغال زنان ارزش بیشتری از حفظ محدودیت‌های سنتی دارد.

موانع شاغل شدن زنان

در سراسر جهان، زنان برای دستیابی به رفتار برابر در محیط کار مبارزه کرده‌اند. اما در برخی کشورها، این مبارزه بر سر موضوعی حتی بنیادی‌تر بوده است: اینکه اساسا اجازه ورود به بازار کار را داشته باشند. در یک آزمایش، به مادران متأهل در مصر خدمات نگهداری از کودک به‌صورت رایگان یا با هزینه‌ای اندک و در نزدیکی محل زندگی‌شان پیشنهاد شد تا بتوانند راحت‌تر از خانه خارج شوند و به دنبال شغل بگردند. تنها ۱۱ درصد از زنان از این پیشنهاد استفاده کردند. مانع اصلی برای بسیاری از آنها، همسرانی بودند که کار کردن زنان در خارج از خانه را نادرست می‌دانستند. این در حالی است که ۹۰ درصد زنان مصری با چنین دیدگاهی مخالف‌ هستند. با این حال، مقابله با سنگینی سنت دشوار است؛ همان‌طور که مقابله با سنگینی فیزیکی یک شوهر مرتجع نیز می‌تواند دشوار باشد.

در بخش بزرگی از خاورمیانه، شمال آفریقا و جنوب آسیا، بسیاری از مردان بر این باورند که آبروی خانواده به خانه‌نشینی و دور نگه داشتن زنان از جامعه وابسته است. آنها می‌ترسند اگر زنشان برای کار، حتی کمی دورتر از باغچه خانه، از منزل خارج شود، با مردی که با او نسبت خانوادگی ندارد روبه‌رو شود و این امر برای خانواده‌اش ننگ به همراه بیاورد. این باور واپس‌گرایانه گاه با تهدید و خشونت نیز تحمیل می‌شود. در هند، خشونت علیه زنان چنان عادی شده که نزدیک به ۴۰ درصد حتی از خود زنان نیز معتقدند شوهر در برخی شرایط حق دارد همسرش را کتک بزند. در مالی، این رقم نزدیک به ۷۰ درصد است.

اثر اشتغال بر ثروت خانوارها

چنین نگرش‌هایی کل جمعیت را فقیرتر می‌کنند. در جنوب آسیا تنها یک‌سوم زنان در نیروی کار حضور دارند؛ در خاورمیانه و شمال آفریقا این میزان فقط یک‌پنجم است. از سال ۱۹۹۰، سهم زنان از درآمد نیروی کار در فرانسه لیبرال از ۳۵ درصد به ۴۴ درصد افزایش یافته است؛ در پاکستان مردسالار، این سهم از ۱.۵ درصد به تنها ۹ درصد رسیده است؛ رقمی که همچنان تاسف‌بار است. بانک جهانی برآورد می‌کند که از میان برداشتن موانع اشتغال زنان می‌تواند درآمد سرانه را در بسیاری از کشورها یک‌پنجم افزایش دهد؛ منفعت اقتصادی‌ای که حتی از جلوگیری از وقوع یک جنگ داخلی معمولی نیز بیشتر است.

همین موضوع به‌تنهایی دلیل کافی برای اهمیت دادن به خانه‌نشین کردن زنان است. اما دلیل دیگری نیز وجود دارد. وقتی زنان درآمد کسب می‌کنند، توازن قدرت در خانه تغییر می‌کند. اکونومیست داده‌های ۲۷ کشور را بررسی کرده و دریافته است که پس از کنترل میزان تبعیض جنسیتی در یک کشور و سطح رفاه خانوار، زنانی که در ازای دریافت دستمزد کار می‌کنند، در تصمیم‌گیری درباره موضوعات مختلف نقش بیشتری دارند؛ از نحوه تقسیم بودجه خانوادگی گرفته تا اینکه آیا می‌توانند بدون اجازه شوهر به دیدن دوستشان بروند یا خیر. به بیان کوتاه، اشتغال با دستمزد خانواده‌ها را برابرتر می‌کند.

بنابراین، باز کردن درِ شیشه‌ای بازار کار باید در تمام کشورهایی که این در همچنان بسته است، در اولویت قرار گیرد. اما متاسفانه این در چند  قفل پیچیده دارد. نخستین کلید، قانون است. بر اساس شمارش بانک جهانی، ۵۴۰‌میلیون زن در کشورهایی زندگی می‌کنند که در آنها برابری رسمی در برابر قانون نه‌تنها ناقص، بلکه هنوز «دور از دسترس» است. با این حال، حتی تبعیض‌آمیزترین قوانین نیز قابل لغو هستند؛ همان‌طور که عربستان سعودی نشان داده است. پیش از مجموعه اصلاحاتی که از سال ۲۰۱۱ آغاز شد، زنان در عربستان از اشتغال در تقریبا همه مشاغل، به جز تعداد محدودی، محروم بودند و حتی اجازه رانندگی نیز نداشتند. اکنون آنها آزادند که کار کنند، رانندگی کنند و در صورت تمایل حجاب را کنار بگذارند. سهم زنان از نیروی کار از سال ۲۰۱۰ تقریبا دو برابر شده و از ۱۸ درصد به ۳۴ درصد رسیده است. این پیشرفتی چشم‌گیر برای پادشاهی‌ای است که بسیاری آن را گرفتار گذشته و فاقد امکان تغییر می‌دانستند؛ هرچند هنوز راهی طولانی در پیش است.

کلید دیگر، هنجارهای اجتماعی است. اغلب تصور می‌شود این هنجارها تغییرناپذیرند، اما تاریخ نشان می‌دهد که می‌توانند با سرعت زیادی دگرگون شوند. تا سال ۱۹۷۵، بانک‌های بریتانیا می‌توانستند در صورتی که زنی رضایت شوهرش را نداشت، از اعطای وام مسکن به او خودداری کنند. تا سال ۱۹۹۷ نیز آلمان تجاوز زناشویی را جرم تلقی نمی‌کرد. از آن زمان تاکنون، فرهنگ بریتانیا و آلمان چنان تغییر کرده که چنین قواعدی امروز غیرقابل تصور به نظر می‌رسند؛ حتی بسیاری از جوانان بریتانیایی و آلمانی نمی‌دانند که این قوانین زمانی وجود داشته‌اند.

روش‌های تغییر هنجارها

هنجارها ممکن است با فشار از بالا، همان‌طور که در عربستان سعودی رخ داد، یا از طریق فرآیندی شبیه سرایت اجتماعی تغییر کنند. افراد کمی مسائل اخلاقی را با استدلال از اصول بنیادین حل‌وفصل می‌کنند. بیشتر اوقات، مردم چیزی را قابل قبول می‌دانند اگر ببینند افراد زیادی که می‌شناسند و برایشان احترام قائل هستند، آن کار را انجام می‌دهند. بنابراین، پیشگامان نقش اساسی دارند: نخستین زنی که در یک روستای محافظه‌کار پاکستان شایعات و حرف مردم را نادیده می‌گیرد و برای کار به شهر نزدیک می‌رود، راه را برای زنان دیگر باز می‌کند تا از او پیروی کنند.

مدارس، سازمان‌های مردم‌نهاد و سیاستگذاران نیز می‌توانند این روند را تسریع کنند. در یک آزمایش در هند مشخص شد اگر به مردان نشان داده شود که زنانی را که می‌شناسند در یک کارخانه محلی کار می‌کنند و محیط کارخانه تمیز و ایمن است، احتمال اینکه آنها با کار کردن همسر خود نیز موافقت کنند، افزایش می‌یابد. هر اقدامی که کار کردن را برای زنان امن‌تر کند ــ برای مثال اتوبوس‌های ویژه زنان در هند برای رفت‌وآمدهای شبانه ــ می‌تواند این تصور نادرست را تضعیف کند که زنان برای محافظت از خودشان باید در خانه نگه داشته شوند.

فناوری دیجیتال نیز می‌تواند کمک‌کننده باشد. زنان در سرکوبگرترین جوامع جهان، از طریق صفحه‌های کوچکی که در دست دارند، می‌توانند شیوه دیگری از زندگی را ببینند و در نتیجه تصور کنند. این الزاما به معنای تقلید از لیبرال‌ترین جوامع نیست. اغلب، زنان از کشوری نسبتا کمتر تبعیض‌آمیز در همسایگی خود الگو می‌گیرند؛ مانند زمانی که یک زن خانه‌دار عراقی، زنان را در حال انجام مشاغل معتبر و دارای جایگاه اجتماعی بالا در سریال‌های ترکی می‌بیند و شروع می‌کند به زیر سوال بردن شرایط زندگی خود. آخرین عامل، پول است. پول ابزار قدرتمندی است و حتی مردان مرتجع نیز این موضوع را می‌پذیرند. یکی از اقتصاددانان از مفهوم «بده بستان آبرو و درآمد» سخن می‌گوید: در نقطه‌ای، درآمد اضافی‌ای که یک زن شاغل می‌تواند برای خانواده به ارمغان بیاورد آن‌قدر وسوسه‌کننده می‌شود که شوهر از خود می‌پرسد آیا واقعا اجازه دادن به کار کردن همسرش آن‌قدر ضربه بزرگی به آبروی او خواهد زد؟ بنابراین، علاقه به پول می‌تواند خود به نیرویی برای ایجاد تغییرات اجتماعی تبدیل شود.