خشت‌های پساجنگ؛ اصفهان بر لبه بازسازی یا قطبی‌شدن؟

بزرگ‌ترین شوک پساجنگ، فروپاشی اعتماد به دارایی‌های کاغذی است. در اصفهان امروز، ملک دیگر صرفا یک کالای مصرفی نیست، بلکه نقش ارز سخت یا پناهگاه امن سرمایه را ایفا می‌کند؛ دقیقاً مشابه اتفاقی که در دهه ۹۰ میلادی در لبنان رخ داد. هجوم نقدینگی برای تبدیل ریال به متراژ، قیمت اسمی مسکن را در مناطق باثبات‌تر اصفهان مثل مرداویج و شیخ صدوق به‌شدت بالابرده است. این جهش قیمتی در حالی رخ می‌دهد که قدرت خرید عمومی فلج شده؛ پارادوکسی تلخ که تنها در اقتصادهای بحران‌زده دیده می‌شود.

اصفهان که روزی قلب تپنده تولید مصالح ساختمانی ایران بود، اکنون با آسیب‌های جدی به زیرساخت‌های صنعتی‌اش دست‌وپنجه نرم می‌کند. اختلال در زنجیره تأمین فولاد مبارکه و کارخانه‌های سیمان، هزینه ساخت را به‌شدت دلاری و صعودی کرده است. سازندگان با بازار قفل‌شده‌ای مواجه‌اند که در آن قیمت میلگرد دقیقه‌ای تغییر می‌کند. نتیجه؟ توقف کامل پروژه‌های جدید و تعمیق بحران  کمبود عرضه.

طی ۱ تا ۳ سال آینده، ترسناک‌ترین بخش بحران در بازار اجاره نمایان می‌شود. سرریز جمعیت از مناطق جنگ‌زده به اصفهان و تخریب بخشی از بافت شهری، تقاضا را به سقف چسبانده است. اصفهان به‌زودی شاهد پدیده‌هایی خواهد بود که آلمان در سال ۱۹۴۵ تجربه کرد: تقسیم خانه‌های بزرگ به واحدهای کوچک و هم‌خانگی چند خانواده در یک آپارتمان. مستأجران طبقه متوسط به‌سرعت در حال انتقال به زاغه‌ها و سکونتگاه‌های غیررسمی شمال شهر (مانند حصه و زینبیه) یا شهرهای اقماری دوردست هستند.

اگر مدیران شهری اصفهان مانند بیروت دهه ۹۰، بازسازی را کاملا به بخش خصوصی و شرکت‌های بزرگ واگذار کنند، نتیجه‌ای جز اعیان سازی گزینشی نخواهیم داشت؛ یعنی ساخت برج‌های لوکس در مرکز شهر برای زرسالاران و آوارگی بومیان. الگوبرداری از تعاونی‌های مسکن اجتماعی در آلمان غربی سابق، تنها راه نجات طبقه فرودست است.

دوران برج‌سازی‌های لوکس و متراژهای نجومی به پایان رسیده است. سود تضمین‌شده و البته رسالت اخلاقی امروز در پروژه‌های مقرون‌به‌صرفه، کوچک متراژ و سریع‌الاحداث با استفاده از فناوری‌های پیش‌ساخته است. سرعت ساخت، کلید برنده شدن در برابر تورم مصالح است.

در شرایط تورم حاد پساجنگ، مسکن صلب‌ترین دارایی شماست. به‌هیچ‌عنوان ملک خود را برای ورود به بازارهای کاغذی نفروشید. اگر خانه‌تان آسیب‌دیده، منتظر وام‌های دولتی نمانید؛ با تجمیع سرمایه‌های خرد همسایگان و به‌صورت «تعاونی‌های محلی کوچک»، بازسازی تدریجی (ساخت اسکلت اساسی و تکمیل خرد داخل واحد) را  آغاز کنید.

اصفهان ۲۰۲۶ بر سر یک دوراهی است؛ یا با سیاست‌گذاری درست (مانند مالیات بر زمین‌های بایر و حمایت از تعاونی‌ها) به سمت بازسازی عادلانه حرکت می‌کند، یا با رهاسازی بازار، به شهری دوقطبی، خشن و پر از شکاف‌های طبقاتی عمیق تبدیل خواهد شد. خشت‌های پساجنگ نیازمند تدبیرند، نه رهاسازی.