7 استان مستعد فاجعه نپال مقایسه وضعیت قبل و بعد از سیلاب یخچالی - دامنه‌ای ۲۶ اوت ۲۰۲۶ در شهر Syabiubesi ناحیه راسووا، تخریب کامل توسعه رودکناری و تغییر مورفولوژی بستر رودخانه

گروه مسکن‌وشهری: «سیلاب ناگهانی» هفته گذشته در نپال، مرگبارترین «حادثه‌مرکب» کوهستانی سال2026 تا این لحظه معرفی شده است؛ اما تلفات بالای هزارنفری این فاجعه فقط ناشی از «شدت رخداد طبیعی» نبود، بلکه این پرونده یکسری متهم دارد که اگر ضوابط شهرسازی و توسعه روستاها را درست اجرا کرده بودند، ابعاد کشته‌ها و خسارت‌ها تا این حد افزایش پیدا نمی‌‌کرد. چهارشنبه هفته گذشته، بر اثر ذوب بخشی از یخچال‌های طبیعی ارتفاعات هیمالیا در شمال کشور نپال، پهنه‌هایی از سه شهرستان و تعدادی روستا که در مجاورت یک رودخانه قرار داشتند با «سیلاب ناگهانی» و ویرانی‌‌های گسترده آن روبه‌رو شدند. در کمتر از یک هفته پس‌از این حادثه و درحالی‌که هنوز عملیات امداد و جست‌وجو در این کشور تمام نشده، تحقیقات اولیه مراجع محلی و بین‌المللی مدیریت بحران آغاز شده و نتایج به‌دست‌آمده تا این لحظه، به لحاظ کشف حقیقت حادثه «معنادار» است.

در بین مطالعات صورت‌گرفته، یک گزارش 36صفحه‌ای توسط نماینده یونسکو در مدیریت سوانح طبیعی در ایران نیز تهیه شده است که محتوای آن نشان می‌دهد، بارگذاری خانه‌های انبوه در حریم ممنوعه رودخانه موسوم به «لنده» باعث شد سطح مواجهه، آسیب‌پذیری و تلفات در «سیلاب ناگهانی» افزایش پیدا کند. یک پهنه مسکونی با وسعت جمعیتی 600هزار نفر حول این رودخانه شکل گرفته است. در ایران، طبق قانون آب مصوب دهه 60، «استقرار مناطق مسکونی و بارگذاری‌های ساختمانی» در حریم 20متری رودخانه‌ها ممنوع است. با این حال، بررسی‌های «دنیای‌اقتصاد» نشان می‌دهد، این ممنوعیت که هم بخاطر «قانون مرتبط با آن» و هم به لحاظ «منطق شهرسازی و ایمنی شهروندان» لازم‌الاجرا است، طی این سال‌ها جدی گرفته نشد. تجاوز خطرناک ملکی به محوطه رودخانه‌ها منشأ اقتصادی و دستگاهی دارد.

حادثه مرکب «فرو ریزش و سیلاب»

 برخلاف آنچه در 3 روز اول توسط رسانه‌های بین‌المللی درباره نوع فاجعه رخ داده در نپال عنوان شد، آن حادثه مرگبار، فقط «سیلاب ناگهانی» نبود، بلکه مجموع حوادث 8مرحله‌ای بود که طی کمتر از یک‌ساعت ابتدا با «فروپاشی ناگهانی توده عظیم یخچال-سنگ» شروع و دست آخر به «سیلاب» و «رسوب‌گذاری سنگین گل‌ولای و سنگ» در مناطق مسکونی پایین‌دست محل حادثه ختم شد.

«نپال» هم‌اکنون شاهد گرم‌ترین تابستان دو دهه اخیر است، همین تغییرات اقلیمی باعث فروریزش ناگهانی توده عظیم یخچال-سنگ از ارتفاعات می‌شود، این آوار باعث می‌شود مسیر بالادست رودخانه به مدت 40دقیقه مسدود شود، سپس سد طبیعی می‌شکند و موج آواری-یخچالی به سمت پایین و مناطق مسکونی سرازیر می‌شود که در نهایت باعث «سیلاب ناگهانی» و رسوب آن در شهرها و روستاهای محل حادثه می‌شود. موج رانش یخ و سنگ در ابتدا، لرزشی به بزرگای 5.2ریشتر در منطقه ایجاد می‌کند و موج آواری-یخچالی سرازیرشده به پایین نیز با سرعت تا 193کیلومتر بر ساعت، در نزدیکی شهر ارتفاع 800متری پیدا می‌کند. این ارقام در گزارشی که توسط موسسه پژوهشی سوانح طبیعی ایران تهیه شده، از آن به‌عنوان «علائم شدت فوق‌العاده انرژی و قدرت تخریب سیلاب نپال» یاد شده است.

72 copy

سکونت غیرمجاز قربانیان نپال

 در محل حادثه «سیلاب ناگهانی» نپال، 600 هزار نفر سکونت داشتند؛ اگرچه تا الان حداقل هزارنفر از آنها در اثر این حادثه جان خود را از دست داده‌اند؛ اما تعداد قابل‌توجهی از این جمعیت هنوز ناپدید است و در عین حال،‌ خانه‌وکاشانه سایر بازماندگان این حادثه دیگر وجود ندارد. بنابراین کل پهنه مسکونی عملا از بین رفته و دیگر امکان زیست نیست. مطالعات نماینده یونسکو در این‌باره تصریح می‌کند، علت تلفات و خسارت‌ها «استقرار سکونت‌گاه اصلی و زیرساخت‌ها در مسیر رودخانه‌ کوهستانی» و همچنین «قرارگیری خانوارهای روستایی در مناطق کم‌ارتفاع و نزدیک بستر رودخانه» به‌عنوان دو پهنه غیرمجاز و تحت خطر سکونت بوده است. از نگاه پژوهشگران این مطالعه، اگرچه «تجهیز منطقه به سامانه‌های هشدار سیل و فروریزش یخچال و سنگ از کوه» می‌توانست از شدت حادثه بکاهد، اما ریسک اصلی را «بارگذاری‌های غیرمجاز» در این پهنه‌ها شکل داد.

کجای ایران در خطر مشابه «نپال»؟

 بخش دیگری از مطالعه نماینده یونسکو در مدیریت سوانح طبیعی در ایران به شبیه‌سازی «فاجعه سیلاب نپال» اختصاص دارد. از آنجا که این سیلاب، منشأ بارش نداشته بلکه در اثر فروریزش یخچال طبیعی به همراه سنگ‌‌‌های کوه ایجاد شد، مناطقی در ایران نیز طبیعتی مشابه «محل حادثه نپال» دارد و در عین حال بارگذاری‌های خطرناکی شبیه آنجا.

حوزه‌های کوهستانی البرز و زاگرس و همچنین شهرها و روستاهایی که بر مدار رودخانه‌ها شکل گرفته‌اند، آبستن تکرار سیل مرگبار کشور نپال هستند. استان‌های لرستان، چهارمحال‌وبختیاری، کرمانشاه، کهگیلویه‌وبویراحمد،‌ هرمزگان و گلستان «دارای یخچال‌های طبیعی کوچک، دامنه‌های ناپایدار در ارتفاعات و توده‌های سنگی» هستند؛ همه این عناصر طبیعی همان‌هایی هستند که «مرحله اول فاجعه نپال» را رقم زدند. به این ترتیب سکونتگاه‌های حاشیه رودخانه‌ها در این مناطق در معرض خطر هستند. همچنین مناطق کوهستانی و حاشیه رودخانه‌ها در دماوند، علم‌کوه،‌ سبلان و استان‌های شمالی نیز به‌دلیل «مقاصد گردشگری» با چنین مخاطره‌ای روبه‌رو هستند.

هتل‌سازی وسط رودخانه؛ ویلاسازی کنار رودخانه

 به گزارش «دنیای‌اقتصاد»،‌ شهرها و روستاهای توریستی یا مجهز به مناطق طبیعی سرزنده و جذاب برای سفر در یکسری از استان‌های کشورمان، طی دهه‌های گذشته به «بورس زمین‌‌خواری، جنگل‌کشی و ویلاسازی» با هدف سرمایه‌گذاری ملکی و احداث خانه‌دوم تبدیل شد. بخش قابل‌توجهی از «پلاک‌اول»ها در شهرهای شمالی، در حریم رودخانه‌ها یا دریا احداث شده‌اند.

پیاده‌سازی کاغذی نظام شهرسازی در ایران که ناشی از «انحراف در اجرای قانون مادر» و «مسموم‌سازی بودجه شهرداری‌ها با عوارض ساختمانی» بوده، در این «تجاوز‌گری به بستر طبیعی» نقش داشته است. این در حالی است که براساس قانون مصوب ابتدای دهه60 تحت عنوان «قانون توزیع آب»، در حریم 20متری از بستر رودخانه‌ها، نباید هیچ نوع ساخت‌وساز و بارگذاری ساختمانی و جمعیتی اتفاق بیفتد. با این حال، «اختلاف بین دو وزارتخانه بر سر مالکیت سند زمین‌های حریم و بستر رودخانه»، «ارتزاق شهرداری‌ها و دهیاری‌ها از فروش مجوزهای خلاف و غیرخلاف ساخت‌وساز در منابع طبیعی» و همچنین رویه «تخلف کن، مجوز بگیر» بین سازنده‌های ویلا و بناها در مناطق سبز و رودخانه‌ای دست‌به‌دست هم داده تا یکسری پهنه‌های مسکونی تحت خطر سیلاب‌های ناگهانی در کشور شکل بگیرد.

درس عبرت از «نپال» می‌تواند این باشد که «برای جلوگیری از گسترش ابعاد خطری مشابه نپال» در ایران، کاربری زمین در مناطق مختلف کشور به ویژه این مناطق مشمول بازنگری قرار بگیرد و محدودیت‌های ساخت‌وساز در حریم ممنوعه رودخانه‌ها اعمال شود. همچنین مطابق آنچه گزارش هشدارآمیز موسسه پژوهشی سوانح طبیعی تهیه کرده، باید سکونتگاه‌های پرخطر جابه‌جا شود.