نیوزویک از توافق تا بازگشت به نبرد را بررسی کرد
ایران و آمریکا در پنج سناریو
توافق محدود و گامبهگام
نخستین و کمهزینهترین مسیر، حرکت تدریجی به سوی توافقی محدود درباره تنگه هرمز و آزادی کشتیرانی است. دیدار وزیران خارجه ایران و عمان در تهران برای بررسی ایجاد یک کریدور موقت کشتیرانی و مینروبی مشترک، نشانهای از همین مسیر است و انتظار میرود مذاکرات درباره یک سازوکار دائمی ناوبری نیز ادامه یابد. آندریاس کریگ، کارشناس امنیت خاورمیانه در کالج کینگ لندن، معتقد است «توافق باریک هرمز» همچنان محتملترین مسیر برای مذاکرات گستردهتر است. یادداشت تفاهم اسلامآباد که در ماه ژوئن میان ترامپ و مسعود پزشکیان امضا شد نیز میتواند چارچوبی برای مذاکرات آینده باشد.
تشدید فشار اقتصادی
سناریوی دوم، تشدید فشار اقتصادی آمریکا برای واداشتن ایران به تغییر محاسبات خود است. هدف، قطع آخرین شریانهای اقتصادی ایران و اعمال فشار بر کشورها و موسساتی است که در تجارت با تهران یا دور زدن تحریمها نقش دارند. با این حال، اثرگذاری این سیاست به برخورد واشنگتن با شرکای اصلی ایران، بهویژه چین، بستگی دارد. حدود ۸۰ درصد نفت خام دریایی ایران به چین میرود و پکن هشدار داده است در صورت هدف قرار گرفتن منافعش، برای حفاظت از آنها اقدام خواهد کرد. از این رو، تحریمها ممکن است بیشتر ابزار فشار و نمایش قدرت باشند تا عاملی تعیینکننده برای تغییر رفتار تهران.
انتقال هزینه جنگ به منطقه
در صورت تشدید فشار اقتصادی، ایران ممکن است تلاش کند هزینه رویارویی را از مرزهای خود فراتر ببرد. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران هفته گذشته بعد از اعلام تحریمهای تازه توسط دونالد ترامپ هشدار داد ایران مشارکت یا حمایت هر کشوری در جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران را به عنوان یک اقدام جنگی تلقی خواهد کرد. با این حال، این راهبرد دو لبه است. یاگیز سولو، دکترای اقتصاد و تحلیلگر ریسک سیاسی و سیاست انرژی، به نیوزویک گفت: «زیرساختهای انرژی نه تنها برای اقتصاد کشورهای خلیج فارس، بلکه برای دوام دولتها نیز حیاتی هستند. لذا اگر حملات ایران باعث اختلالات طولانیمدت در تولید، تعمیرات بسیار پرهزینه یا فشار جدی اقتصادی و داخلی شود، دولتهای خلیج فارس چارهای جز حرکت قاطعانهتر به سمت واشنگتن نخواهند داشت.» به گفته این کارشناس، راهبرد مطلوب تهران،«اختلال سنجیده» است؛ به اندازهای که نشان دهد هزینه جنگ نمیتواند محدود به ایران باشد، اما به اندازهای نیست که کشورهای خلیج فارس را متقاعد کند که همزیستی غیرممکن است.
شعلهور شدن دوباره جنگ
سناریوی چهارم، بازگشت مستقیم به رویارویی نظامی است. آمریکا در جریان عملیات اولیه حجم عظیمی از مهمات را مصرف کرد؛ بنا بر اعلام سنتکام، تا زمان آتشبس اولیه در ۷ آوریل، نیروهای آمریکایی بیش از ۱۳ هزار هدف را مورد اصابت قرار داده بودند. بیش از ۸۵۰ موشک تاماهاوک نیز در چهار هفته نخست شلیک شد. با وجود این حجم از تخریب، مساله اصلی جنگ یعنی وضعیت برنامه هستهای ایران همچنان روشن نیست و آژانس نمیتواند میزان و محل ذخایر اورانیوم غنیشده یا توقف غنیسازی را تایید کند. به این ترتیب، عملیات اقتصادی میتواند به عنوان مقدمهای برای یک عملیات نظامی بزرگ دیگر در آینده باشد.
فرسایش و بنبست راهبردی
پنجمین سناریو، ادامه وضعیت فرسایشی «نه جنگ، نه صلح» است؛ وضعیتی که در آن نه آمریکا قادر به تحمیل تسلیم ایران است و نه تهران میتواند فشارهای اقتصادی و دریایی واشنگتن را بهطور کامل خنثی کند. یک قرارداد کشتیرانی کمی تنگه هرمز را باز میکند. تحریمها تشدید میشوند، مذاکرات شکست میخورند، ایران تلافی میکند، واشنگتن دور محدود دیگری از حملات را آغاز میکند. مایکل مونتگمری، دیپلمات سابق آمریکایی پیشبینی کرد: «۶ ماه دیگر، اوضاع تقریبا در جایی که اکنون ایستاده است، قرار خواهد گرفت، بنبست با وقوع گاهبهگاه تنش.»
آندریاس کریگ تحلیلگر مسائل بینالملل هم معتقد است در حال حاضر، ایران بین نیاز به یک توافق و باور به اینکه هنوز اهرمی برای بهبود آن دارد، گیر افتاده است. واشنگتن نیز با همان تناقض روبهرو است. به گفته این کارشناس، «به همین دلیل است که یک درگیری طولانیمدت محتملترین نتیجه باقی مانده است. جنگ در حال محدودتر شدن، دریاییتر شدن و اقتصادیتر شدن است، اما لزوما به پایان نزدیکتر نمیشود.»