در نبرد مدیران و چتجیپیتی، چه کسی برنده است؟
یک نظرسنجی جدید از سایت Resume Now نشان داده که ۹۷ درصد کارکنان برای دریافت مشاوره، به جای مدیران خود از چتجیپیتی کمک خواستهاند و ۶۳ درصد اذعان کردهاند که این کار را بهطور منظم انجام میدهند. این پژوهش با نامگذاری این روند به عنوان «اثر رئیس هوش مصنوعی»، به این نتیجه رسیده که این فناوری اکنون جایگزین مدیران به عنوان منبع اصلی پاسخگویی شده است. امروزه کارکنان نه تنها بهطور فزایندهای به این توصیهها وابستهاند، بلکه بسیاری از آنها این راهنماییها را بسیار ارزشمند میدانند. حدود ۷۲ درصد از پاسخدهندگان اظهار کردند که چتجیپیتی مشاورههای بهتری نسبت به مدیرانشان ارائه میدهد، درحالیکه ۴۹ درصد اذعان کردهاند این ابزار حتی از مدیرانشان حمایت عاطفی بیشتری نشان داده است. این تنها چالش میان چتجیپیتی و مدیران نیست که به نظر میرسد هوش مصنوعی در آن برنده میدان است.
یکی از دلایل اصلی که کارکنان ترجیح میدهند برای مشاوره کاری به جای مدیرانشان از از چتجیپیتی استفاده کنند، این است که این فناوری را کارآمدتر میدانند. حدود ۷۰ درصد کارکنان معتقدند این فناوری چالشهای آنها را بهتر درک میکند، درحالیکه ۳۷ درصد گفتهاند که به قضاوت مدیران خود اعتماد ندارند. بخشی از این تغییر رویه نیز به دلیل دسترسی آسانتر است. ۴۷ درصد افراد دسترسی و ارتباط با یک روبات را سادهتر و سریعتر از تماس با سرپرستان خود میدانند. موضوع برداشت و قضاوت عمومی در محیط کار نیز در این زمینه دخیل است. نتایج بررسیResume Now نشان داده که ۵۷ درصد کارکنان از برخورد نامناسب مدیر به دلیل پرسیدن سوال اشتباه هراس دارند و ۳۸ درصد نیز نگرانند دیگران آنها را ناکارآمد تلقی کنند. برای ۳۲ درصد از پاسخدهندگان، ترجیح دادن چتجیپیتی صرفا به خاطر احساس راحتی است، چرا که مراجعه به هوش مصنوعی بسیار سادهتر از صحبت با یک انسان است. سایر مطالعات نشان دادهاند که کارکنان احساس میکنند هوش مصنوعی در مقایسه با برقراری ارتباط و پرسیدن سوال از همکاران، محیطی عاری از قضاوت را برایشان فراهم میکند؛ موضوعی که باعث شده بسیاری از کارکنان بیش از هر زمان دیگری، ترجیح دهند در انزوا به کارشان بپردازند.
سازمانهایی که مصمم هستند در محیط کار از هوش مصنوعی بهعنوان ابزاری برای افزایش بهرهوری بیشتر استفاده کنند، ممکن است این موضوع را یک پیروزی برای خود تلقی کنند. اما دلایل زیادی وجود دارد که نشان میدهد این دادهها میتوانند نگرانکننده باشند. از یکسو، وابستگی بیش از حد به این فناوری باعث کاهش ارتباطات و روابط کاری شده و به فرهنگ کار فردی به جای کار تیمی دامن میزند. از سوی دیگر، از دست رفتن اعتماد به مدیران، به شیوههای ناخوشایندی مثل بیاعتنایی به اقتدار آنها و ترجیح دادن توصیههای چتجیپیتی به دستورالعملهای صریح مدیران در آینده، خود را نشان خواهد داد. همچنین استفاده بیش از حد و بدون ضابطه از هوش مصنوعی میتواند در درازمدت پیامدهای ناخواسته فراوانی به همراه داشته باشد.
فراتر از مشاوره شغلی
نتایج نظرسنجی مذکور، کوچکترین تردید در مورد غیرواقعیتر شدن روابط در محیط کار را از بین میبرند. حتی زمانی که کارکنان با مدیران خود ارتباط برقرار میکنند، برای نگارش یا بینقص کردن پیامهایشان به هوش مصنوعی اتکا میکنند. حدود ۹۳ درصد کارکنان برای آمادگی گفتوگو با مدیرانشان، از هوش مصنوعی استفاده میکنند.
همچنین، ۶۱ درصد پیامهای نوشتهشده توسط چتجیپیتی را برای مدیران خود ارسال میکنند و ۳۵ درصد پیامهای خود را با استفاده از هوش مصنوعی ویرایش میکنند. این ارتباط با هوش مصنوعی حتی به حمایت عاطفی نیز کشیده شده است. ۹۳ درصد از پاسخدهندگان اظهار کردند که از بحث درباره سلامت روان خود با هوش مصنوعی احساس راحتی میکنند، درحالیکه ۴۹ درصد پاسخ دهندگان پیش از این به این نتیجه رسیدهاند که چتجیپیتی در مواجهه با استرسهای مرتبط با کار، حمایتهای عاطفی بیشتری نسبت به مدیرانشان از خود نشان داده است.
در نبرد میان چتجیپیتی و مدیران، کاملا مشخص است که این فناوری ممکن است به زودی برتری غیرقابلبازگشتی به دست آورد. حتی کارهای خلاقانه و انسانمحور نیز در امان نیستند، به طوری که ۵۳ درصد افراد، از این فناوری برای توفان فکری و تولید ایدههای خلاقانه استفاده میکنند.
مدیران باید وارد میدان شوند
کمرنگ شدن ارتباط با مدیران، نشانهای از مشکلی بسیار بزرگتر است؛ مشکلی که خبر از تحلیل رفتن پیوند، اعتماد، احترام و هماهنگی در محیط کار میدهد. کارکنانی که دلیلی برای ارتباط با مدیران خود یا پرسیدن سوال از آنها نمیبینند، احتمالا بیش از پیش سراغ هوش مصنوعی خواهند رفت و فراتر از پرسشهای کوچک، سراغ مواردی خواهند رفت که پیامدهای سنگینتری دارند. این موضوع نه تنها از منظر روابط کاری، بلکه از حیث حریم خصوصی و امنیت دادهها نیز نگرانکننده است. کارفرمایانی که استفادهای اینچنینی از چتباتها و ابزارهای هوش مصنوعی را تشویق میکنند، ممکن است در نهایت به دلیل تاثیر زیانباری که بر کارکنان دارد مقصر شناخته شوند. بنابراین بهتر است کارفرمایان بهجای انتظار برای اعمال تغییرات سیاستی، خود وارد عمل شوند و محدودیتها و ضوابطی را پیرامون استفاده از هوش مصنوعی و تعاملات در محیط کار تعیین کنند.
منبع: HR DIGEST