پارادوکس همدلی:
نتیجهگرایی مدیران سمی؟
این مشاهده نگرانکننده در یک نظرسنجی جدید مطرح شده که شرکت تکنولوژی مدیریت نیروی کار و مزایا به نام «بیزنسسالور» (Businessolver) انجام داده است. این نظرسنجی در مجموع ۱۳۰۰ مدیر ارشد و نیروی کار را بررسی کرده است. پاسخها بهوضوح نشان میدادند که اگرچه اکنون درک اهمیت مهربانی و همدلی برای مقابله با رفتارهای آزاردهنده در محیط کار بسیار افزایش یافته، اما فضای سمی همچنان بهسرعت در حال گسترش است. بدتر از آن، این مطالعه نشان داد مدیرانی که بر شرکتهای دارای فضای سمی نظارت دارند، نسبت به همتایان خود در کسب و کارهایی با مدیریت آرامتر و سالمتر، نرخ رشد مالی قابلتوجه تقریبا دو برابر را ثبت کردهاند.
آیا این به این معناست که مدیرانی که از همدلی صحبت میکنند اما زندگی کارکنان را دشوار میسازند، دروغگو، ریاکار یا دچار اختلال چندشخصیتی هستند؟ مطالعه بیزنسسالور نتیجه میگیرد که در بیشتر موارد اینگونه نیست. در عوض، گفته میشود مدیرانی که محیطهای سمی ایجاد میکنند - و بهراحتی هم به وجود این فضای ناخوشایند در پاسخهایشان اعتراف میکنند - تحتتاثیر نیروهای متضادی قرار دارند.
پارادوکس همدلی
این اهداف در درجه اول شامل حفظ آرامش، رضایت و انگیزه مثبت کارکنان است، اما در مقابل، اولویتهای تجاری قویتری وجود دارند که مدیران را در جهت مخالف تحت فشار قرار میدهند. از جمله این موارد میتوان به ضرورت نشان دادن میزان بازگشت سرمایه، افزایش بهرهوری، و در صورت نیاز کاهش تعداد کارکنان برای بالا بردن حاشیه سود اشاره کرد.
اغلب فشارها برای دستیابی به این نتایج آنقدر زیاد است که بسیاری از مدیران ارشدی که به رفتارهای سمی اعتراف میکنند، در عمل برخلاف چیزی رفتار میکنند که در زمانهای دیگر آن را آگاهی و تعهد خود به رهبری همدلانه توصیف میکنند. مدیران ارشد تحت فشار شدیدی هستند تا سرمایهگذاریهای موفقی روی هوش مصنوعی انجام دهند و این موضوع به قیمت از دست رفتن منابع انسانی و فرهنگ سازمانی تمام میشود. جان شاناهان، رئیس شرکت بیزنسسالور، در مقدمه یافتههای این تحقیق نوشته: «مدیران و محیطهای کاری همدلانه عملکرد بهتری دارند. در واقع، ۹۰درصد مدیران ارشد معتقدند همدلی باعث بهبود عملکرد مالی میشود. اما این مدیران اگر هم فرهنگی سمی درست کردهاند، همدلی را از دست ندادهاند؛ حتی طبق آمار، تقریبا دو برابر بیشتر نسبت به نیاز فزاینده کارکنان به برخی مزایا آگاه هستند.»
پس این پارادوکس در قالب اعداد چگونه به نظر میرسد؟ ۹۰ درصد مدیران ارشد، در نظرسنجی گفتهاند که همدلی باعث بهبود عملکرد مالی شرکت میشود، ۹۴ درصد گفتهاند که همدلی ریسک آسیب به اعتبار سازمان را کاهش میدهد، و حدود ۹۸ درصد نیز اعلام کردند که هم خودشان و هم شرکتهایشان دارای همدلی هستند. با این حال، در بخشهای دیگری از نظرسنجی، ۴۰ درصد از مدیران شرکتکننده محیط کار خود را سمی توصیف کردند که نسبت به سال ۲۰۲۵، ۱۸ درصد افزایش داشته است. همچنین یکسوم مدیران عامل نیز کسب و کار خود را به همین شکل توصیف کردند. این نتیجه نشاندهنده پیامد غلبه فضای سمی بر همدلی در دستیابی به نتایج کلیدی و حیاتی است. ۷۰ درصد مدیران ارشدی که در فرهنگهای کاری سمی کار میکنند، گزارش دادند که طی سال گذشته رشد مالی قابلتوجهی داشتهاند، در حالی که این رقم در سازمانهایی با تنش کمتر، ۳۶ درصد بود. اما این تنها جایی نبود که وقتی عملکرد در اولویت قرار گرفت، همدلی کنار گذاشته شد.
مدیران شرکتهایی که محیط کاری سمی دارند، ۲.۶برابر بیشتر احتمال دارد کارکنان را تعدیل کنند. همچنین این مدیران در مقایسه با شرکتهایی که فضای همدلانهتری دارند، دو برابر بیشتر مزایای کارکنان را کاهش میدهند و بهطور کلی از روشهای سختگیرانهتری برای کاهش هزینهها استفاده میکنند. وقتی از این افراد توضیح بیشتری خواسته میشد، معمولا میگفتند تصمیمهای سختگیرانه و گاهی بیرحمانهشان ناشی از اهدافی است که از طرف ساختار شغلی و شرایط کاری به آنها تحمیل شده است؛ اهدافی که در عمل بر تمایل شخصی آنها برای مدیریت انسانیتر و مهربانانهتر غلبه میکند. شاناهان در توضیح این فدا کردن تعهدات شخصی در برابر نتایج تجاری میگوید: «وقتی نزدیک به سهچهارم مدیران ارشد در سازمانهای سمی از رشد قابلتوجه خبر میدهند، متاسفانه این محاسبه کوتاهمدت به نظر قابل توجیه میرسد.»
نتایج کوتاهمدت = آسیبهای بلندمدت
با این حال، این انتخابها ممکن است در بلندمدت مشکلاتی ایجاد کنند که در نهایت هم به ضرر خود کسب و کار و هم مدیرانی تمام شود که بر آنها نظارت دارند. بهطور کلی، ۷۳ درصد مدیران ارشد در محیطهای کاری سمی گفتهاند که در حال حاضر از سوی همکاران اجرایی خود تحت فشار قرار گرفتهاند، زیرا فضای سمی در سطوح بالای سازمان گسترش یافته است. بدتر از آن، این رفتار معمولا به سطوح پایینتر کارکنان نیز منتقل میشود.
در واقع، این نظرسنجی نشان داد که کارکنان در شرکتهای سمی ۳.۶ برابر بیشتر از کارکنان در سازمانهای سالمتر، احتمال دارد که از سوی همکاران خود تحت فشار روانی قرار بگیرند. نتیجه این وضعیت این است که کارکنان در چنین محیطهای فرسایشی تمایل بسیار زیادی به ترک شغل خود دارند، بهطوریکه ۷۳درصد آنها گفتهاند حتی حاضرند برای کار در سازمانی با مدیریت همدلانه، حقوق کمتری دریافت کنند. شاناهان میگوید: «دادههای ما نشان میدهد که فشار روانی در حال افزایش است. دوسوم کارکنان حاضرند برای کار در جایی همدلانهتر، کاهش حقوق را بپذیرند. چیزی که من را نگران میکند، یک بحران قریبالوقوع در زمینه حفظ کارکنان، اعتبار برند کارفرما، و در نهایت کاهش عملکرد مالی است. این باید برای شرکتهایی که به سلامت بلندمدت سازمان و کارکنان خود اهمیت میدهند، یک زنگ هشدار باشد.»
- منبع: Inc