سرمایهگذاری ۱۰۰ ساله مکدونالد
ریچارد کخ و گریگ لاکوود مترجم: مهدی نیکویی
برگرفته از کتاب: سادهسازی : برخی کسبوکارها تصمیم میگیرند با سادهسازی قیمت (پایین آوردن شدید هزینه تولید و قیمت محصول نهایی) یا سادهسازی محصول (کاربردی و لذتبخش کردن استفاده از یک محصول یا خدمت برای مشتریان)، خود را به شدت با رقبایشان متمایز کنند. این استراتژیها به طور معمول به موفقیتهای بزرگی میانجامد. ما هم به دنبال آن هستیم که در شمارههایی جداگانه، ۱۲ نمونه از برجستهترین شرکتهای سادهساز ۱۲۰ سال گذشته را براساس پژوهش شرکت مشاوره استراتژی اوسی اند سی (OC&C) معرفی کرده و منافع هر کدام از آنها را از استراتژیشان بررسی کنیم.
در این شماره به مکدونالد میپردازیم. پیشتر درباره اقدامات برادران مکدونالد گفته بودیم که منوی رستوران آنها تنها ۹ قلم کالا داشت که نوشیدنیها هم جزوشان بودند. غذای قابلسفارش، فقط همبرگر و چیزبرگر بود و در کنار آن میشد سیبزمینی سرخشده سفارش داد. تمام همبرگرها یک شکل بودند؛ ۵۰ گرم گوشت که به یک شکل پخته شده بودند. در حالی که کافیشاپها همبرگر را ۳۰ سنت میفروختند، قیمت آن در رستوران مکدونالد تنها ۱۵ سنت بود و چیزبرگر هم ۴ سنت گرانتر بود. اما بزرگترین جذابیت رستوران، سیبزمینی سرخ کرده آن بود؛ ۱۰ سنت برای یک پاکت ۵۰ گرمی. منوی رستوران با نوشیدنیها تکمیل میشد: هر فنجان قهوه ۵ سنت، نوشابه ۱۰ سنت و میلکشیک ۲۰ سنت.
برادران مکدونالد، کبابی خود را به تازگی تبدیل به یک رستوران زیرکانه کرده بودند که بیشتر شبیه یک خط مونتاژ غذا به نظر میرسید. خودشان آن را «صف سرویس سریع» نامیده بودند. در آن زمان، رستورانهای رایج کشور، کافیشاپهای خانوادگی بودند که در منوی آنها، صدها قلم خوراکی به چشم میخورد. اما منوی ۹قلمی برادران هیچوقت عوض نشد. غذا همیشه به همان شیوه خودکار پخته و سرو میشد و به همین دلیل، مشتریان همیشه میتوانستند غذاهایشان را به سرعت دریافت کنند؛ زمانی که هنوز داغ بودند. آنها موقع سفارش، هزینه را پرداخت میکردند و میز را هم خودشان بعد از صرف غذا تمیز میکردند. تمام غذاها خوب بودند؛ بهویژه سیبزمینیها. اما بزرگترین جذابیت رستوران مکدونالد، قیمت بود. یک وعده غذا در مکدونالد، فقط نصف هزینه غذا خوردن در یک رستوران تمام میشد.
این اقدامات یک انقلاب اقتصادی در رستورانهای فستفود به حساب میآمد و نتیجههای آن بهزودی عیان شدند. سود سال ۱۹۴۸، یعنی نخستین سالی که مکدونالد «جدید» ظهور کرد، برابر با ۵۰ هزار دلار بود. در آن سال، کل درآمد شرکت، ۲۳۷ هزار دلار بود. ۱۳ سال بعد، ری کراک امتیاز مکدونالد را از برادران خوشفکر خرید و آن را توسعه داد. تعداد رستورانهای مکدونالد به ۱۳ شعبه رسیده بود و درآمد سالانه ۷/ ۲ میلیون دلار شده بود (با رشد ۴/ ۱۱ برابری فروش و میانگین رشد سالانه ۶/ ۲۰ درصد). البته بخشی از این جهش درآمدی به دلیل سرمایهگذاریهای جدید و توسعه کسبوکار بود. با این حال، میتوان فرض کرد که طی سالهای ۱۹۴۸ تا ۱۹۶۱، حتی اگر سرمایهگذاری جدیدی هم صورت نمیگرفت و از تورم هم خبری نبود، درآمد مکدونالد دوبرابر میشد.
شرکت مشاوره استراتژی اوسی اند سی پس از این محاسبات به تحلیل افزایش ارزش بازار مکدونالد در دوره ۱۹۶۱ تا ۲۰۱۵ میرود؛ دورهای که کراک و جانشینان او، فرمول کار مکدونالد را به کل آمریکا و دنیا گسترش دادند. ارزش شرکت در سال ۲۰۱۵ برابر با ۹۳ میلیارد دلار بود؛ نزدیک به ۳۵ هزار برابر ارزش سال ۱۹۶۱ و با رشد سالانه ۲۱ درصدی. در این دوره زمانی، عملا هیچ رقیبی برای مکدونالد وجود نداشت که بتوان عملکرد آنها را با یکدیگر مقایسه کرد. بنابراین، شرکت مشاوره اوسی اند سی برای مقایسه عملکرد سراغ شاخص ۵۰۰ شرکت برتر بورس اساندپی رفت. ارزش این شرکتها در دوره مشابه، ۲۸ برابر شده است. بهعبارت دیگر، مکدونالد ۱۲۴۹ برابر، عملکرد بهتری نسبت به شاخص اساندپی داشته است.
این عملکرد خارقالعاده، بر مبنای رشد درآمدی سریع (۵/ ۱۰ هزار برابر بین ۱۹۶۱ تا ۲۰۱۵)، افزایش حاشیه سود و افزایش ارزش کل بازار (تورم) بوده است. با این حال، اگر فقط بحث تورم و افزایش ارزش کل بازارهای اقتصادی بود، درآمدهای مکدونالد در دوره بررسی، ۳ برابر میشد.
مکدونالد بدون رشد درآمدی تصاعدی خود هیچگاه به ارزش کنونی بازار خود نمیرسید. آمارها حکایت از چه موضوعی در این باره دارند؟
پژوهش اوسی اند سی نشان میدهد که ارزش بازار رستورانهای آمریکا از ۹/ ۱۰ میلیارد دلار به ۲/ ۵۲۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۳ رسید که افزایشی ۴۲ برابر با میانگین رشد سالانه ۸ درصد است. البته این رشد، مدیون گسترش رستورانهای مختلف «ساندویچ همبرگر سریع» مانند مکدونالد، برگر کینگ و وندیز بوده است. اگر فرض کنیم که مکدونالد در سال ۱۹۶۱، حدود ۹۵ درصد از سهم بازار را داشت و تا ۲۰۱۴، نیمی از کل بازار جهان را تصاحب کرد، آنگاه افزایش حجم بازار شرکت بیش از ۲۰ هزار برابر بوده است (رقمی که نشان میدهد این شرکت بیش از نیم قرن توانسته میانگین رشد سالانه ۲۰ درصدی خود را حفظ کند). آمار شگفتآوری است و باید توجه کرد که اقدام سادهسازی مکدونالد، فقط متمرکز بر یک هدف بود: کاهش ۵۰ درصدی قیمت!
پیشتر توضیح داده بودیم که سادهسازی قیمت (و کاهش هزینه تولید و قیمت محصول) باعث توان رقابتی قابلتوجهی میشود. ۱۰ درصد کاهش قیمت ممکن است منجر به ۱۰ برابر شدن سود شود. ۲۰ درصد کاهش قیمت میتواند فروش را تا ۱۰۰ برابر افزایش دهد و اگر کاهش قیمت به ۵۰ درصد برسد، ممکن است فروش به هزار برابر برسد. این افزایش فروش (با آنکه سود حاصل از هر واحد فروش چندان زیاد نیست) به قدری منابع مالی تولید میکند که میتوان همواره بر بهرهوری تمرکز کرد و مانند مکدونالد، نیم قرن به یکهتازی در بازار ادامه داد.
nikoueimahdi@gmail.com