در صنعت معدن و صنایع معدنی، دیگر صرف داشتن توان اجرای یک پروژه بزرگ برای ساختن یک کسبوکار پایدار کافی نیست. سرمایهبر بودن پروژهها، طولانی بودن دوره اجرا، پیچیدگی تامین مالی، ریسک وصول مطالبات و نوسان چرخههای سرمایهگذاری، مدلهای سنتی پیمانکاری را با چالشهای جدی مواجه کرده است. در چنین فضایی، مزیت رقابتی بهتدریج از «توان اجرای پروژه» به «توان حل مساله و خلق ارزش در تمام زنجیره پروژه» منتقل میشود. فکور صنعت در سالهای اخیر تلاش کرده است خود را در همین نقطه بازتعریف کند؛ شرکتی که مسیر فعالیتش از اجرای پروژههای صنعتی و معدنی، به ترکیبی گستردهتر از مهندسی، تامین، اجرا، بهرهبرداری، تولید، سرمایهگذاری و تامین مالی رسیده است. تغییری که در صورت موفقیت، فکور را از یک پیمانکار پروژهمحور به یک بنگاه چندکسبوکاره و راهکارمحور تبدیل میکند؛ مدلی که در آن پروژه صرفا محل کسب درآمد نیست، بلکه میتواند نقطه آغاز ایجاد یک دارایی، مشارکت اقتصادی یا حضور بلندمدتتر در زنجیره ارزش باشد. این تغییر مدل کسبوکار، در مقطع ورود فکور صنعت به بازار سرمایه اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ چرا که بازار، در کنار سودآوری و عملکرد پروژهها، باید بتواند کیفیت درآمدها، ساختار داراییها، ترکیب پرتفوی شرکتهای تابعه، ظرفیت سرمایهگذاری و نحوه مدیریت ریسکهای مالی و عملیاتی فکور را نیز ارزیابی کند. از این منظر، پرسش اصلی درباره فکور فقط میزان پروژههای پیش رو نیست، بلکه این است که این شرکت چگونه میخواهد از مجموعهای متنوع از پروژهها و کسبوکارها، یک پرتفوی منسجم و ارزشآفرین بسازد. در گفتوگو با جواد سعیدی، معاون سرمایهگذاری و امور شرکتها در فکور صنعت از همین زاویه به مسیر تحول شرکت نگاه کردهایم. از چرایی عبور از مدل پیمانکاری سنتی و استراتژیهای ایجاد ثبات در یک کسبوکار ذاتا نوسانی، تا مدیریت سرمایه در گردش و تامین مالی پروژههای بزرگ. در بخش دیگری از این گفتوگو، جایگاه شرکتهای تابعه و داراییهای فکور، برنامه مدیریت پرتفو پس از ورود به بازار سرمایه و ظرفیت رشد بازار خدمات فنی و مهندسی معدن و صنایع معدنی بررسی شده است.
سعیدی در این گفتوگو بر این نکته تاکید دارد که فکور برای آینده، بیش از افزایش صرف تعداد پروژهها، بر «کیفیت رشد» تمرکز کرده است؛ رشدی که قرار است از ترکیب دانش فنی، توان اجرایی، نگاه سرمایهگذاری و مدیریت فعال داراییها حاصل شود. در نهایت نیز یکی از مهمترین پرسشهای پیش روی یک شرکت پروژهمحور در آستانه ورود به بازار سرمایه مطرح میشود: آیا فکور توانسته است از نوسان ذاتی پروژهها عبور کند و مدلی از کسبوکار بسازد که بتواند در افق بلندمدت، ارزش پایدار برای سهامداران خلق کند؟