از پیمانکاری تا خلق ارزش؛ گفتوگو با معاون سرمایهگذاری فکور صنعت
فکور زنجیره فعالیت خود را از پروژه تا سرمایهگذاری توسعه میدهد
فکور صنعت امروز خود را به عنوان یک شرکت ارائه دهنده راهکارهای جامع در صنعت معرفی میکند، رویکردی که نشاندهنده تحول این شرکت از یک مجموعه اجرا کننده پروژه به مجموعهای با توانمندیهای گستردهتر در زنجیره ارزش صنعت و معدن است. کمی درباره این هویت جدید بگویید و اینکه چه توانمندیها و مزیتهای رقابتی در طول سالهای فعالیت شرکت شکل گرفته که امروز به فکور امکان میدهد در این جایگاه فعالیت کند؟
اگر بخواهم شرکت مهندسی فکور صنعت تهران را در یک عبارت توصیف کنم، باید بگویم «گذار از پیمانکار پروژهمحور به یک بنگاه چندکسبوکاره و راهکارمحور». این تغییر، حاصل توسعه چندساله توانمندیهای فنی، مهندسی، اجرایی، مدیریتی، مالی و سرمایهگذاری شرکت است. تجربه فکور در پروژههای بزرگ معدنی و صنعتی نشان داد خلق ارزش پایدار زمانی اتفاق میافتد که یک مجموعه بتواند مساله مشتری را بهصورت جامع حل کند، نه اینکه صرفا بخشی از پروژه را اجرا کند. از همین رو، فکور با توسعه مراکز تحقیقاتی و مطالعاتی، ارتقای دانش مهندسی و سرمایهگذاری بر سرمایه انسانی، امروز خود را بهعنوان یک Total Solution Provider میبیند که از مطالعات، طراحی و مهندسی تا تامین، اجرا، راهاندازی، بهرهبرداری، مشارکت، سرمایهگذاری و تامین مالی تخصصی را پوشش میدهد. این جایگاه بر تجربه اجرای پروژههای پیچیده، شناخت تخصصی زنجیره ارزش معدن و صنایع معدنی، ترکیب توان اجرایی با نگاه سرمایهگذاری و برخورداری از شبکه ارتباطی و اعتبار عملیاتی شکل گرفته است. در نتیجه، فکور تلاش کرده از یک اجراکننده پروژه به شریک راهبردی توسعه صنعتی برای کارفرمایان خود تبدیل شود.

فکور صنعت بهعنوان یک شرکت اجراکننده پروژه، با وجود ماهیت دورهای و نوسانی پروژهها، توانسته است پایداری کسبوکار خود را در طول سالهای فعالیت حفظ کند. چه استراتژیها و رویکردهایی برای ایجاد این پایداری در کسبوکار به کار گرفتهاید و امروز این استراتژیها چگونه به تداوم و توسعه فعالیتهای شرکت کمک میکنند؟
واقعیت این است که ذات کسبوکار پروژهمحور، با نوسان همراه است؛ هم از نظر حجم قراردادها، هم از نظر زمانبندی وصول مطالبات، هم از منظر سودآوری دورهای. بنابراین اگر یک شرکت بخواهد صرفا به جریان طبیعی پروژهها متکی باشد، طبیعتا با سیکلهای پرنوسان مواجه میشود. آنچه به فکور صنعت کمک کرده تا این نوسانات را در محیط اقتصادی ایران مدیریت کند، مجموعهای از رویکردهای تکمیلی و همزمان بوده است. نخستین رویکرد، تنوعبخشی به سبد فعالیتها بوده است. ما تلاش کردهایم ترکیب فعالیت شرکت صرفا محدود به یک نوع پروژه، یک مقطع از زنجیره ارزش یا یک الگوی قراردادی نباشد. حضور در حوزههای مختلف مهندسی، اجرا، تولید، بهرهبرداری و سرمایهگذاری باعث شده است که شرکت از اتکا به یک منبع درآمدی واحد فاصله بگیرد. این تنوع، در عمل، نقش ضربهگیر در برابر نوسانات سیکلی بازار و اقتصاد کلان را ایفا میکند.
دومین رویکرد، ایجاد توازن میان درآمدهای پروژهای و منافع ناشی از داراییها و سرمایهگذاریها بوده است. یکی از چالشهای کلاسیک شرکتهای پیمانکاری این است که درآمدشان وابستگی مستقیم به وضعیت قراردادهای جاری دارد. ما بهتدریج تلاش کردهایم سهم داراییهای مولد، شرکتهای تابعه و مشارکتهای اقتصادی را در ساختار ارزشآفرینی گروه افزایش دهیم تا اتکای صرف به درآمد مقطعی پروژهها کاهش یابد.
سوم، تمرکز بر انتخاب پروژههای همراستا با مزیتهای رقابتی شرکت بوده است. تجربه نشان داده که رشد، صرفا از طریق افزایش تعداد پروژهها، لزوما به پایداری منجر نمیشود. برعکس، در برخی موارد، ورود به پروژههایی که از نظر فنی، مالی یا قراردادی تناسب کافی با ظرفیت شرکت ندارند، میتواند ریسک عملیاتی و مالی را افزایش دهد. بنابراین یکی از اصول ما، انتخابگری هوشمندانهتر در پذیرش پروژهها و پرهیز از رشد کمکیفیت بوده است.
چهارم، تقویت انضباط مالی و مدیریتی در سطح گروه است. در صنایع پروژهمحور، ضعف در کنترل و مدیریت نقدینگی، نبود نظام مناسب پایش پروژهها یا عدم پیشبینیپذیری جریانهای مالی، خیلی سریع میتواند به اختلال در عملیات منجر شود. بر همین اساس، ما تلاش کردهایم هم در سطح شرکت اصلی و هم در سطح شرکتهای تابعه و فرعی، فرآیندهای تصمیمگیری را بدون ایجاد اختلال عملکردی، کنترل، نظارت و تقویت نماییم.
در نهایت، باید تاکید کنم که از منظر ما، پایداری کسبوکار صرفا به معنای عبور از نوسانات کوتاهمدت نیست، بلکه به معنای توانایی خلق ارزش مستمر در چرخههای مختلف اقتصادی است.

پروژههای فکور معمولا سرمایهبر هستند و دوره اجرای آنها میتواند طولانی باشد. شرکت برای مدیریت سرمایه در گردش، تامین مالی پروژهها و کنترل ریسک تاخیر در دریافت مطالبات چه رویکردی دارد؟
در پروژههای بزرگ صنعتی و معدنی، مدیریت مالی و جریان نقدی یکی از ارکان اصلی موفقیت پروژه است. به همین دلیل، فکور از ابتدای ورود به پروژه، ساختار مالی، نیاز سرمایه در گردش، الگوی پرداخت کارفرما، ریسک تاخیر در وصول مطالبات و انعطافپذیری قراردادی را در کنار ابعاد فنی بررسی میکند. در حوزه سرمایه در گردش، تلاش ما بر ایجاد تعادل میان حجم پروژههای در دست اجرا، توان تجهیز منابع و ظرفیت مالی شرکت است. در تامین مالی نیز از ترکیبی از منابع داخلی، گردش نقد عملیاتی و ظرفیتهای بازار پول و سرمایه استفاده میکنیم و برای هر پروژه متناسب با مقیاس و ساختار ریسک آن، الگوی مالی جداگانهای طراحی میشود. برای مدیریت مطالبات نیز تنظیم دقیق قرارداد، پیشبینی سازوکارهای پرداخت و تعدیل، پایش مستمر وضعیت مالی پروژه و ارزیابی کیفیت اعتباری کارفرمایان اهمیت دارد. در سال ۱۴۰۵ نیز استفاده از ابزارهای SCF در پرتفوی تامین مالی فکور مورد توجه ویژه قرار گرفته و برات کارت الکترونیکی، اوراق گام، اعتبار اسنادی داخلی و فاکتورینگ از جمله ابزارهای مورد استفاده بودهاند.
فکور صنعت امروز علاوه بر اجرای پروژهها، در حوزههای تولید، بهرهبرداری و سرمایهگذاری نیز حضور دارد و مجموعهای از شرکتها و پروژهها را در اختیار دارد. از منظر معاونت سرمایهگذاری و امور شرکتها، چه برنامهای برای تبدیل این تنوع کسبوکار و پروژهها به ارزش پایدار برای سهامداران، بهویژه پس از ورود فکور به بازار سرمایه، وجود دارد؟
از منظر بازار سرمایه، تنوع کسبوکار زمانی ارزشمند است که به ساختار منسجم ارزشآفرینی تبدیل شود؛ در غیر این صورت، صرف تنوع میتواند حتی به ابهام در تحلیل منجر شود. بنابراین مساله اصلی برای ما این نیست که صرفا در چند حوزه فعال باشیم، بلکه این است که این حوزهها چگونه در کنار هم یک مدل اقتصادی پایدار، قابلتحلیل و ارزشساز برای سهامداران ایجاد میکنند. در این چارچوب، رویکرد معاونت سرمایهگذاری و امور شرکتها در شرکت فکور صنعت تهران، بر چند محور استوار است. محور نخست، تفکیک و اولویتبندی پرتفوی فعالیتها ست؛ یعنی مشخص شود کدام داراییها و کسبوکارها نقش راهبردی دارند، کدامیک بازدهی عملیاتی ایجاد میکنند، کدامیک افق رشد بالاتری دارند و کدامیک نیازمند بازنگری یا اصلاح ساختار هستند. در واقع، نگاه ما به شرکتهای تابعه و سرمایهگذاریها، یک نگاه پرتفویی و مبتنی بر بازده-ریسک است.
محور دوم، ارتقای شفافیت و قابلیت ارزیابی هر بخش از کسبوکار است. پس از ورود به بازار سرمایه، یکی از مهمترین انتظارات سهامداران این است که بتوانند منطق ارزشگذاری شرکت را بهتر درک کنند. برای همین، باید تصویر روشنتری از سهم هر حوزه در سودآوری، جریان نقد، ظرفیت رشد و ریسکهای مرتبط ارائه شود. این شفافیت، هم به بهبود ارتباط با سرمایهگذاران کمک میکند و هم زمینه کاهش شکاف میان ارزش ذاتی و ادراک بازار را فراهم میسازد.
محور سوم، مدیریت فعال داراییها و سرمایهگذاریهاست. یعنی شرکت صرفا مالک منفعل داراییها نباشد، بلکه بهصورت مستمر در حال مدیریت و ارزیابی بهترین نحوه بهرهبرداری از آنها باشد؛ اعم از توسعه، ادغام، مشارکت، اصلاح ساختار، واگذاری، یا بازتعریف نقش آنها در زنجیره ارزش گروه. از این منظر، هدف ما این است که ترکیب داراییهای گروه بهصورت پویا در خدمت افزایش بازده حقوق صاحبان سهام قرار گیرد.
ما با بهرهگیری از بدنه مهندسی قدرتمند فکور برای ارزیابی دقیق ریسکهای فنیِ سرمایهگذاری و بازخوردگیری سیستماتیک از تجربیات اقدام نموده و با بهرهبرداری از آنها برای بهینهسازی طراحیها و هزینههای چرخه عمر پروژه به نفع سهامداران برنامهریزی مینماییم. این یکپارچگی، فکور صنعت را از یک تامینکننده خدمات فنی به شریک استراتژیک در زنجیره ارزش پروژههای معدنی تبدیل کرده است که به جای نگاه جزیرهای، نگاهی جامع به اقتصاد واقعی پروژه دارد؛ رویکردی که تضمینکننده تداوم سودآوری و تمایز عملیاتی ما در بازار رقابتی صنایع معدنی است. به طور خلاصه، برنامه ما این است که تنوع فعلی کسبوکار به یک پرتفوی منسجم، شفاف، قابلمدیریت و بازدهمحور تبدیل شود؛ پرتفویی که بتواند هم از منظر سودآوری عملیاتی و هم از منظر ارزش داراییها، مبنای خلق ارزش پایدار برای سهامداران قرار گیرد.

بازار خدمات فنی و مهندسی معدن و صنایع معدنی در ایران چه ظرفیت رشدی دارد؟ فکور برای رشد آینده بیشتر بر افزایش حجم پروژهها تکیه دارد یا ورود به حوزههای تخصصیتر و با ارزش افزوده بالاتر؟
به نظر من بازار خدمات فنی و مهندسی حوزه معدن و صنایع معدنی در ایران، علیرغم برخی محدودیتهای اقتصادی، همچنان از ظرفیت رشد بالای معناداری برخوردار است. دلیل آن هم روشن است: کشور ایران با در اختیار داشتن بالغ بر ۵۷میلیارد تن ذخایر قطعی معدنی در قالب ۶۸ نوع ماده معدنی به ارزش تخمینی بیش از ۲۷ تریلیون دلار و شناسایی اخیر بیش از ۲۰ محدوده امیدبخش عناصر استراتژیک و نادر خاکی، از ظرفیتهای معدنی قابلتوجهی در منطقه و جهان برخوردار است. ایران از یکسو دارای ذخایر معدنی مناسب و مزیتهای نسبی مهم در برخی زنجیرههاست، و از سوی دیگر، بخش قابلتوجهی از ظرفیت توسعه این حوزه هنوز به سرمایهگذاری، نوسازی، تکمیل زنجیره ارزش و ارتقای بهرهوری وابسته است. این یعنی تقاضا برای خدمات تخصصی مهندسی، اجرای پروژه، توسعه ظرفیت و راهکارهای بهرهبرداری همچنان وجود خواهد داشت. اما نکته مهم این است که رشد آینده این بازار، احتمالا بیش از گذشته کیفی و تخصصمحور خواهد بود. به عبارت دیگر و همچنان که پیشتر گفتیم، مزیت رقابتی صرفا در گرفتن پروژههای بیشتر تعریف نمیشود، بلکه در توان ارائه راهحلهای پیچیدهتر، تخصصیتر و دارای ارزش افزوده بالاتر شکل میگیرد. هرچه فشار بر بهرهوری سرمایه، زمان اجرا، کیفیت بهرهبرداری و بازده اقتصادی پروژهها بیشتر شود، نقش شرکتهایی که میتوانند فراتر از اجرای صرف، عمل کنند، پررنگتر خواهد شد.
در واقع، اگر بخواهم خلاصه بگویم، فکور برای آینده، بیشتر به دنبال کیفیت رشد است تا صرفا کمیت رشد. یعنی ترجیح ما این است که در پروژهها و حوزههایی حضور داشته باشیم که هم با دانش و سابقه ما تناسب بیشتری دارند، هم حاشیه و ارزشافزوده بالاتری ایجاد میکنند و هم جایگاه شرکت را بهعنوان یک بازیگر راهکارمحور در صنعت تثبیت مینمایند.
فکور صنعت با بازنگری ساختاری خود به گونهای برنامهریزی کرده است تا همزمان در سبد کسبوکارهای فعلی و سبد کسبوکارهای بالقوه از اهرمهای هدایت استراتژیک با ایجاد تنوع و اندازهگیری و مدیریت ریسک استفاده کند.
و یک سوال صریحتر: در عرضه اولیه، بازار معمولا به سود و ارزشگذاری نگاه میکند. اگر بخواهید یک نگرانی جدی سرمایهگذاران درباره فکور را مطرح و پاسخ دهید، آن نگرانی چیست و چرا معتقدید نباید مانع نگاه بلندمدت به شرکت شود؟
این سوال هوشمندانهای است و دقیقا انگشت بر چالشی میگذارد که ما در طول مسیر آمادهسازی برای عرضه اولیه با آن مواجه بودهایم.
واقعیت این است که وقتی بازار سرمایه، فکور را در زیرمجموعه گروه مالی و خدماتی طبقهبندی میکند که شرکتهای پیمانکاری نیز در این بخش حضور دارند، بهطور ناخودآگاه ذهنیت سرمایهگذاران به سمت «نوسانپذیری سودآوری ناشی از ماهیت پروژهمحور کسبوکار» میرود؛ نگرانیای که در صنعت پیمانکاری سنتی، ریسک رایجی است. اما معتقدم این نگرانی در خصوص شرکت فکور صنعت صدق نمیکند، چرا که مدل کسبوکار ما به دلایل زیر فراتر از یک پیمانکاریِ صرف تکامل یافته است:
نخست؛ خروج از مدل پیمانکاری سنتی: ما در سالهای اخیر عملا از چارچوب یک پیمانکار سنتی که صرفا وابسته به جریانِ قراردادهای اجرایی است، خارج شدهایم. امروز فکور صنعت با ترکیب متوازنی از خدمات مهندسی، اجرا، تولید، بهرهبرداری و سرمایهگذاری و استقرار نظامهای مدیریتی ذینقش و از جمله کمیتههای تخصصی حاکمیت شرکتی، ریسک نوسانات پروژهای را به شدت کاهش داده است. این تنوعبخشی در مدل کسبوکار، اثرگذاریِ نوسانات سیکلیِ پروژهها بر سودآوری کل شرکت را کاهش میدهد.
دوم؛ پشتوانه فنی و اعتبار تخصصی: ما در حوزههایی حضور داریم که به دلیل پیچیدگیهای فنی و تخصصی بالا، به اصطلاح «مانع ورود» بالایی دارند. این جایگاهِ تخصصی، برخلاف پیمانکاریهای عمومی، مزیت رقابتی پایداری برای ما ایجاد کرده است که در طولانیمدت، درآمدهای شرکت را پیشبینیپذیرتر و باکیفیتتر از یک شرکت پیمانکاری صرف میکند.
سوم، ارزش نهفته در پرتفوی داراییها: نوسان سود پروژهای تنها بخشی از تصویر فکور است. پرتفوی شرکتهای فرعی و داراییهای گروه، در کنار مدیریت فعال این داراییها، میتواند جریان درآمدی مستمری ایجاد و وابستگی به درآمدهای مقطعی پروژهها را کاهش دهد.
بنابراین فکور را نمیتوان صرفا یک پیمانکار پروژهمحور دانست.
ترکیب دانش فنی، داراییها و فعالیتهای متنوع در زنجیره ارزش معدن و صنایع معدنی، زمینهای برای خلق ارزش پایدارتر فراهم کرده است. از این منظر، ارزیابی شرکت نیازمند توجه به کیفیت مدل کسبوکار و ظرفیت داراییهای آن در افق بلندمدت است.