قواعد رقابت در اقتصاد تغییر کرد؛
فرسایش مزیتهای سنتی تولید
فاطمه صالحی: سالها مزیت رقابتی صنایع در جهان بر دسترسی ارزان و پایدار به سه نهاده انرژی، مواد اولیه و حملونقل بنا شده بود. اما مجموعهای از شوکهای ژئوپلیتیک، اختلال در زنجیرههای تامین و افزایش ریسک تجارت، هزینه دسترسی به این سه نهاده را تغییر داده است؛ بهگونهای که حتی در اقتصادهایی که هنوز از انرژی یا مواد اولیه ارزان برخوردارند، هزینه واقعی تولید تنها با قیمت اسمی نهادهها سنجیده نمیشود. آخرین گزارش «چشمانداز بازارهای کالایی» بانک جهانی در آوریل ۲۰۲۶، از تشدید شوک در بازارهای جهانی کالا در پی اختلالهای تجارت در منطقه خلیج فارس خبر میدهد. بر اساس این گزارش، شاخص کلی قیمت کامودیتیها در متوسط سال ۲۰۲۶ حدود ۱۶ درصد افزایش خواهد یافت؛ همچنین، شاخص انرژی با رشد ۲۴ درصدی و قیمت فلزات پایه و فلزات گرانبها نیز در مسیر ثبت رکوردهای تاریخی قرار خواهند گرفت. به این ترتیب، مساله افزایش قیمت برخی نهادهها نیست؛ بلکه نااطمینانی درباره هزینه و دسترسی به انرژی، مواد اولیه و مسیرهای تجارت، به بخشی از محیط جدید تولید جهانی تبدیل شده است.
این تغییر برای ایران معنای متفاوتی دارد؛ اقتصادی که بخش مهمی از مزیت صنعتی خود را بر دسترسی به انرژی و خوراک ارزان و وفور نسبی مواد اولیه بنا کرده و همزمان بخش قابلتوجهی از تولیدات بزرگ آن برای بازارهای صادراتی طراحی شده است. فولاد، پتروشیمی، سیمان و صنایع معدنی از جمله صنایعی هستند که مدل اقتصادی آنها به این مزیتها وابستگی بالایی دارد؛ بنابراین افزایش هزینه هر یک از این نهادهها میتواند بخشی از مزیت قیمتی آنها را در بازار داخلی و خارجی تحت فشار قرار دهد.
مواد اولیه دیگر ارزان نیستند
بازار مواد اولیه از تحولات ژئوپلیتیک و تغییر ساختار تقاضای جهانی تاثیر پذیرفته است. مساله اصلی، تغییر در هزینه و قابلیت پیشبینی تولید است. وقتی قیمت نهادهها نوسان بیشتری پیدا میکند، بنگاه نمیتواند بر پایه قیمت امروز ماده اولیه برای قراردادهای بلندمدت یا سرمایهگذاریهای جدید تصمیم بگیرد. از این منظر، «ارزان بودن» اهمیت خاص خود را از دست داده است؛ پایدار و قابل پیشبینی بودن قیمت و دسترسی به نهاده نیز به بخشی از مزیت رقابتی تبدیل شده است.
آریا صادقنیت حقیقی، رئیس کمیسیون صنعت اتاق بازرگانی ایران، در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به افزایش هزینههای انرژی و سایر نهادههای تولید گفت: هزینه گاز حدود ۴۸ درصد افزایش یافته و هزینه گازوئیل سهمیهای صنایع نیز با احتساب ارزش افزوده و هزینه حمل به بیش از ۴۰ هزار تومان رسیده است. مجموعه این تغییرات نشان میدهد بخش قابلتوجهی از هزینههای تولید در کشور افزایش پیدا کرده است.
او افزود: علاوه بر انرژی، قیمت مواد اولیه نیز تحتتاثیر افزایش قیمتهای جهانی، رشد نرخ ارز و ایجاد رقابت در بورس کالا، همزمان با محدود شدن عرضهها، بهشدت افزایش یافته است. صادقنیت حقیقی با اشاره به محدودیتهای موجود در ارتباطات تجاری بینالمللی بیان کرد: تولیدکننده ایرانی علاوه بر افزایش هزینههای داخلی، در تامین مواد اولیه و فروش محصولات خود نیز با هزینههای بیشتری مواجه است. هزینه حملونقل کانتینری که پیشتر حدود ۲ تا ۳ هزار دلار بود، به نزدیک ۱۰ هزار دلار رسیده و هزینه نقلوانتقال وجوه نیز افزایش یافته است. در نتیجه، تولیدکنندگان ایرانی در مقایسه با رقبای منطقهای در شرایط نابرابری قرار گرفتهاند؛ بهگونهای که باید مواد اولیه را با هزینه بالاتر وارد و محصولات خود را با هزینه بیشتر و قیمت پایینتر صادر کنند.
او بیان کرد: مزیت انرژی ارزان دیگر مانند گذشته وجود ندارد و نیروی کار نیز با وجود افزایش ۶۰ درصدی دستمزدها، از یکسو برای تامین هزینههای زندگی با مشکل مواجه است و از سوی دیگر بهرهوری آن متناسب با هزینهای که به بنگاه تحمیل میکند، نیست. نایبرئیس کمیسیون صنعت اتاق بازرگانی ایران گفت: مجموعه این عوامل، در کنار تغییرات مداوم قوانین و آییننامهها و نبود ثبات در اجرای آنها، فشار بر تولید و تجارت کشور را افزایش داده و مزیتهای تولید در ایران را تضعیف کرده است.
تضعیف مزیت انرژی
انرژی در ساختار صنعت جایگاه متفاوتی دارد، زیرا افزایش قیمت آن تنها هزینه مستقیم تولید را بالا نمیبرد، بلکه از مسیر حملونقل، تولید مواد اولیه و سایر نهادهها نیز به بخشهای مختلف اقتصاد منتقل میشود. بانک جهانی در گزارش خود پیشبینی کرده است که قیمت انرژی در سال جاری ۲۴ درصد افزایش یابد و به بالاترین سطح از زمان جنگ اوکراین برسد. همچنین اختلال در تردد کشتیها از مسیرهای کلیدی تجارت جهانی، ریسک عرضه انرژی و هزینه جابهجایی کالا را همزمان افزایش داده است.
در چنین شرایطی، انرژی ارزان دیگر نمیتواند مانند گذشته یک مزیت قطعی و دائمی برای بنگاهها تلقی شود. حتی اگر قیمت اسمی انرژی در یک اقتصاد پایین نگه داشته شود، محدودیت عرضه، قطعی برق، الزام صنایع به تامین بخشی از انرژی از منابع جایگزین و افزایش هزینه تامین سوخت میتواند هزینه واقعی انرژی برای تولیدکننده را افزایش دهد. به این ترتیب، فاصله میان «قیمت رسمی انرژی» و «هزینه واقعی تامین انرژی» اهمیت بیشتری پیدا میکند. این مساله برای اقتصاد ایران اهمیت دوچندانی دارد. بخش قابلتوجهی از ظرفیت صنعتی کشور در صنایعی شکل گرفته که انرژی سهم بالایی در هزینه تولید آنها دارد؛ از فولاد و سیمان گرفته تا بخشهایی از صنایع معدنی و پتروشیمی. مزیت این صنایع تا حد زیادی به دسترسی به انرژی و خوراک ارزان وابسته بوده است.
آرش نجفی، رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران، در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به تغییرات ایجادشده در قیمت انرژی صنایع گفت: در سالهای گذشته انرژی ارزان یکی از مزیتهای مهم تولید در ایران محسوب میشد، اما روند قیمتگذاری حاملهای انرژی نشان میدهد این مزیت بهتدریج در حال تغییر است و بهویژه در بخش برق، حرکت به سمت واقعیشدن قیمتها با سرعت بیشتری دنبال میشود.
او با بیان اینکه انرژی مورد استفاده صنایع شامل برق، گاز، گازوئیل، بنزین و سایر حاملهاست و وضعیت هر کدام متفاوت است، بیان کرد: در حوزه برق طی چند سال گذشته روند واقعیشدن قیمت آغاز شده و اکنون با توجه به کمبود برق، بخشی از نیاز تولیدکنندگان از طریق خرید برق آزاد و برق سبز تامین میشود که عملا مشمول یارانه نیست. با این حال، همچنان ترکیبی از برق یارانهای و برق با قیمت واقعی در اختیار واحدهای تولیدی قرار میگیرد و متوسط هزینه پرداختی صنایع در حال افزایش است. نجفی افزود: این روند اصلاحی احتمالا در دو سال آینده نیز ادامه خواهد داشت و صنعت به سمت نقطهای حرکت میکند که بخش عمده برق مورد نیاز خود را با قیمتهای نزدیک به قیمت آزاد تامین کند. بنابراین نمیتوان مانند گذشته برق ارزان را بهعنوان یک مزیت پایدار برای صنعت در نظر گرفت.
رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران درباره سوخت مورد استفاده صنایع نیز گفت: در شرایط کمبود برق، برخی واحدهای تولیدی موظف شدهاند از نیروگاههای خود، ژنراتورها و سایر تجهیزات برای تامین برق استفاده کنند. در مواردی که این واحدها با گاز فعالیت میکنند، هزینه سوخت همچنان نسبتا پایین است، اما با حرکت به سمت سوخت مایع، هزینه تامین افزایش قابلتوجهی پیدا میکند. به گفته او، به دلیل محدودیت در تامین مناسب سوخت مایع، برخی واحدهای تولیدی ناچارند گازوئیل مورد نیاز خود را از بازار آزاد تامین کنند. قیمت گازوئیل وارداتی با نرخ ارز فعلی میتواند به بیش از ۸۰ هزار تومان برسد، درحالیکه صنایع در حال حاضر این سوخت را بهطور متوسط حدود ۴۰ هزار تومان تهیه میکنند و در برخی مواقع این رقم به حدود ۵۰ هزار تومان نیز میرسد. هرچند این قیمت همچنان پایینتر از هزینه واردات است، اما برای واحد تولیدی هزینه قابلتوجهی محسوب میشود.
نجفی با اشاره به وضعیت گاز افزود: در حوزه گاز همچنان قیمتها نسبت به قیمتهای واقعی پایینتر است و در زمان کمبود نیز سازوکارهایی برای تامین گاز واحدهای تولیدی پیشبینی شده، اما در این بخش هنوز سیاست مشخصی برای اصلاح ساختار قیمتگذاری وجود ندارد. از سوی دیگر، پتروشیمیها نسبت به قیمت گاز مصرفی خود اعتراض دارند و خواستار کاهش آن هستند. او در پایان گفت: در حوزه بنزین همچنان سوخت با قیمت بسیار پایینی عرضه میشود، اما درباره گازوئیل به دلیل محدودیت عرضه، بخشی از نیاز صنایع از بازار آزاد و مسیرهای غیررسمی تامین میشود. بنابراین باید حاملهای انرژی را در کنار یکدیگر دید؛ چراکه اگرچه انرژی ارزان هنوز بهطور کامل از اقتصاد صنعت ایران حذف نشده، اما دیگر نمیتوان آن را یک مزیت قطعی و پایدار برای تولید دانست.
هزینه ناامنی برای لجستیک
سومین ضلع این تغییر، لجستیک است. اختلال در مسیرهای دریایی، افزایش هزینه بیمه، محدودیت دسترسی به کشتی و طولانیتر شدن مسیرهای حمل، هزینهای را به تولید اضافه میکند که پیش از این در بسیاری از محاسبات، سهم کمتری داشت. در واقع ممکن است یک محصول همچنان با انرژی و مواد اولیه نسبتا ارزان تولید شود، اما افزایش هزینه رساندن آن به بازار مقصد، مزیت قیمتی آن را از بین ببرد. این تغییر برای اقتصادی مانند ایران مهمتر است، زیرا بسیاری از صنایع بزرگ کشور ماهیت صادراتی دارند و فاصله میان محل تولید و بازار مصرف، بخش قابلتوجهی از هزینه نهایی را تشکیل میدهد.
محمد سیاوشی، تحلیلگر لجستیک و زنجیره تامین، در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به افزایش قابلتوجه هزینههای حملونقل، گفت: هزینههای حملونقل داخلی طی دو سال گذشته حدود ۱۶۵ درصد افزایش یافته و در بخش صادرات نیز مجموعهای از عوامل، حاشیه سود ارزی صادرکنندگان را تحت فشار قرار داده است.
به بیان سیاوشی، افزایش کرایه حمل دریایی، رشد هزینه بیمه ریسک جنگ، محدودیت دسترسی به کشتی، تحریمها، انحراف محمولهها از مسیرهای اصلی و تاخیرهای ناشی از این تغییر مسیرها، از مهمترین عواملی هستند که هزینه لجستیک تجارت خارجی را افزایش دادهاند. این عوامل در مجموع باعث شدهاند هزینه رساندن کالا به بازارهای مقصد، صرفنظر از قیمت خود محصول، به یکی از متغیرهای تعیینکننده در سودآوری صادرات تبدیل شود.
این تحلیلگر لجستیک همچنین درباره تحولات هزینهها از اسفندماه تاکنون تصریح کرد:از سوی دیگر، از اسفندماه به بعد، هزینههای حملونقل و لجستیک بینالمللی برای کالاهای وارداتی، بهویژه محمولههای کانتینری، حدود پنج تا هفت برابر افزایش یافته است.
حرکت به سمت ارزش افزوده بیشتر
علیرضا کلاهیصمدی، عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی ایران، با اشاره به افزایش هزینههای انرژی و حملونقل، گفت: با تغییر ساختار هزینههای تولید، باید بیشتر به سمت صنایعی با ارزش افزوده بالاتر حرکت کرد؛ صنایعی که سهم انرژی در قیمت تمامشده آنها پایینتر است و محصول آنها به اندازهای ارزش دارد که بتواند هزینههای بالاتر حملونقل را نیز تحمل کند.
به گفته او، افزایش هزینههای انرژی و لجستیک میتواند برای صنایعی که بخش قابلتوجهی از قیمت تمامشده آنها به این دو عامل وابسته است، فشار بیشتری ایجاد کند. کلاهیصمدی در این زمینه به صنعت سیمان اشاره کرد و افزود: این مساله در صنعت سیمان بهشدت خود را نشان میدهد و در فولاد نیز تا حدی وجود دارد، بنابراین تداوم این روند، ضرورت بازنگری در الگوی توسعه صنعتی و تمرکز بر تولید محصولات با ارزش افزوده بیشتر را افزایش میدهد.
لزوم بازتعریف مزیتهای صنعتی
مجموع این تحولات به معنای تغییر در الگوی تولید است. در دوره جدید، مزیت صنعتی دیگر صرفا به دسترسی ارزان به انرژی و مواد اولیه وابسته نیست؛ بلکه توان بنگاه در کاهش مصرف انرژی، استفاده از فناوریهای کارآمد، ایجاد ارزش افزوده بیشتر و مدیریت ریسک تامین و حملونقل، اهمیت بیشتری پیدا میکند. برای ایران، این تغییر اهمیت بیشتری دارد. اگر سه پایه سنتی مزیت صنعتی، یعنی انرژی ارزان، خوراک ارزان و حملونقل ارزان، همزمان با افزایش هزینه و ریسک مواجه شوند، تداوم توسعه ظرفیت در صنایع انرژیبر و صادرات محصولات کمارزشافزوده بدون بازنگری در مدل اقتصادی آنها دشوارتر خواهد شد. در چنین شرایطی، مساله دیگر صرفا افزایش ظرفیت تولید نیست؛ بلکه این است که چه محصولی، با چه میزان مصرف انرژی و مواد اولیه، با چه سطحی از فناوری و با چه هزینهای به بازار میرسد. اگر عصر تولید ارزان بر پایه نهادههای ارزان رو به پایان باشد، مزیت آینده صنعت ایران نیز باید از «ارزان تولید کردن» به سمت «بیشتر و کارآمدتر ارزش خلق کردن» تغییر کند.
باشگاه اقتصاددانان