«سرمقاله» دنیای اقتصاد را بخوانید و بشنوید!
از تابآوری تا فرسایش ساختاری
این وضعیت اقتصاد را از صادرات رسمی و شفاف به سمت سازوکارهای غیررسمی، پرهزینه و کمبازده سوق داده است.
پیامدهای این روند در چند محور اصلی نمایان است:
۱. کاهش درآمدهای نفتی و انزوای مالی: فروش نفت با تخفیفهای سنگین، هزینههای مبادله بالا و اتکا به خریداران محدود، به همراه قطع ارتباط با شبکه بانکی جهانی، بسترساز گسترش رانت، فساد و سلطه نهادهای شبهدولتی شده است.
۲. فرسایش تولید و بحران انرژی: ناتوانی در جذب سرمایه و فناوری، بهرهوری و رقابتپذیری را کاهش داده است. بهرغم داشتن منابع عظیم، بخش انرژی با قطعی برق و کمبود گاز روبهروست.
۳. آسیبهای اجتماعی و نهادی: تورم مزمن و نااطمینانی، طبقه متوسط و سرمایه انسانی را تضعیف کرده، افق برنامهریزی را کوتاهتر ساخته و شکاف دولت-ملت را افزایش داده است.
اگرچه ایران ظرفیتهایی چون بازار بزرگ، موقعیت ژئوپلیتیک و نیروی انسانی متخصص دارد، اما این عوامل تنها به «تابآوری برای بقا» انجامیدهاند، نه «تابآوری توسعهگرا».
عبور از این بحران نیازمند اصلاحات عمیق ساختاری (اصلاح نظام بانکی، شفافیت، واقعیسازی قیمت انرژی و مهار کسری بودجه)، تنشزدایی در سیاست خارجی و پیوند با بازارهای جهانی است؛ اصلاحاتی که با مانع جدی «ذینفعان اقتصاد تحریمی» روبهروست.
در نهایت، تداوم وضع موجود بدون بازسازی نهادی و رقابتپذیری، تابآوری را به فرسایش ساختاری بدل خواهد کرد.