در ضرورت ثبات و سازگاری + فایل صوتی

بدیهی است که در نهایت عقلانیت باید بر تمام امور پیروز شود. عقلانیت حکم می‌کند جنگی که بی‌دلیل به ایران تحمیل شده است، هرچه زودتر پایان یابد تا مردم فرصت زندگی پیدا کنند و از التهاب دائمی، نااطمینانی و تعطیلی‌های پی‌درپی که اقتصاد کشور را به زانو درآورده است، رهایی یابند. جنگ برنده ندارد، اما بازنده آن همیشه کشوری است که فقیرتر باشد و هزینه بیشتری بپردازد. هر خسارت -حتی اگر بعدها جبران یا بازسازی شود- در اصل جبران‌ناپذیر است؛ زیرا منابعی که صرف تعمیر و بازسازی می‌شوند، می‌توانستند در مسیر توسعه، عمران و رفاه مردم هزینه شوند. بنابراین، کشوری که آسیب بیشتری متحمل می‌شود، بازنده واقعی جنگ است.

پیروزی به این معنا نیست که کشوری از میان نرود. پیروزی به‌معنای بقا همراه با عزت، رفاه و احترام در جامعه جهانی است. پیروزی به معنای امکان برقراری روابط عادی و تجارت آزاد با همه کشورها، بدون مانع و محدودیت است. پیروزی به‌معنای استقلال اقتصادی است؛ به‌گونه‌ای‌که برای دسترسی به دارایی‌های خود، نیازمند اجازه هیچ دولت خارجی، از جمله خزانه‌داری آمریکا نباشیم و دیگران درباره آزاد شدن یا نشدن اموال متعلق به ملت ایران تصمیم نگیرند.

بخشی از مشکل کنونی ایران با دولت آمریکا بیش از آنکه ریشه در اختلاف میان دو کشور داشته باشد، به ویژگی‌های شخصیتی دونالد ترامپ و نیز رویکرد برخی تصمیم‌گیران داخلی بازمی‌گردد. این ویژگی‌ها ریشه بسیاری از معضلات است و بیش از آنکه سیاسی باشند، رنگ‌وبوی کودکانه دارند. یکی از مصادیق آن هم روحیه ترامپ است که بسیار دوست دارد از او تعریف شود یا اینکه جایزه صلح نوبل به او تعلق بگیرد.

با وجود اینکه چنین رفتارهای کودکانه‌ای در سپهر سیاسی دیده می‌شود اما چندی پیش، سخنگوی سپاه اعلام کرد تصمیم به آتش‌بس و انعقاد تفاهم‌نامه تصمیم نظام است، سپاه پاسداران هم بخشی از این نظام است و وقتی که نظام به یک تصمیم رسیده است، حتما سپاه هم آن تصمیم را تمکین خواهد کرد. امید است این بار تصمیم‌گیران به این نتیجه برسند که زمان پایان دادن به این مسیر فرا رسیده است؛ مسیری که تنها ‌بر کشور هزینه تحمیل کرده است. مردم ایران باید فرصت زندگی دوباره داشته باشند؛ باید بتوانند شاد باشند، در جامعه جهانی حضور فعال داشته باشند، از هنر، موسیقی، سینما، تئاتر و همه مظاهر طبیعی زندگی بهره‌مند شوند. باید قدرت خریدشان بازگردد و ارزش پول ملی دوباره احیا شود. سال‌هاست گروهی نسبت به این وضعیت هشدار داده‌اند؛ دشنام شنیده‌اند، تحقیر شده‌اند و متهم شده‌اند، اما کمتر کسی از تصمیم‌گیران و مسببان وضع موجود پاسخ خواسته است.

کشوری که کمتر از یک‌درصد اقتصاد جهان را در اختیار دارد، باید راه بهینه مقابله با بزرگ‌ترین اقتصاد، بزرگ‌ترین صنعت و پیشرفته‌ترین فناوری جهان را پیدا کند. البته این جنگ نشان داد ایران از توان دفاعی قابل‌ توجهی برخوردار است؛ توانی که می‌تواند در برابر تهدیدهای منطقه‌ای بازدارندگی ایجاد کند. اما همین که این توان اثبات شده، دیگر ضرورتی ندارد کشور خود را درگیر تقابلی فرسایشی کند که نتیجه‌ای جز آسیب بیشتر ندارد. همسایگان ثروتمند ما نباید مایه حسادت باشند، بلکه باید فرصتی برای همکاری اقتصادی تلقی شوند. آنها می‌توانند بازارهای مناسبی برای کالاهای ایرانی باشند و در مقابل، کالاهای مورد نیاز ما را با هزینه کمتر و در فاصله‌ای کوتاه‌تر تامین کنند.

ایران با منابع طبیعی، سرمایه انسانی و ظرفیت‌های اقتصادی خود می‌توانست کشوری باشد که دیگران به آن غبطه بخورند، نه اینکه بخش بزرگی از ثروت و فرصت‌هایش طی دهه‌ها از میان برود. اگر در یک حوزه توانسته‌ایم به سطح بالایی از توانمندی برسیم، همان دستاورد را حفظ کنیم؛ اما اجازه دهیم سایر بخش‌های اقتصاد نیز رشد کنند. نباید اجازه داد صنعت فولاد که حاصل آرزوی دو قرن ملت ایران بوده است، آسیب ببیند. نباید صنعت پتروشیمی و زنجیره گسترده صنایع پایین‌دستی آن که اشتغال صدها هزار نفر به آن وابسته است، قربانی جنگ شود. نباید شرایطی ایجاد شود که حتی قیمت یک کیسه پلاستیکی از خود نان بیشتر شود. اینها هزینه‌هایی است که کسانی که تنها به ضربه زدن می‌اندیشند، نه محاسبه می‌کنند و نه درباره آنها سخن می‌گویند.

دغدغه‌مندانی که نسبت به این روند هشدار می‌دهند، بیش از هر چیز نگران ثروت، صنعت، زیرساخت، خانه‌ها و جان انسان‌هایی هستند که در این میان از دست می‌روند. خواسته دلسوزان این مرز و بوم نیز روشن است؛ جنگ باید پایان یابد. این توقف چندروزه نباید تنها یک وقفه موقت باشد. ایران بیش از این توان تحمل تعطیلی، نااطمینانی و فرسایش اقتصادی را ندارد و باید در مسیر صلح، ثبات و سازگاری پایدار قرار گیرد. 

*  دیپلمات

سرمقاله امروز روزنامه دنیای اقتصاد را بشنوید: