لندن؛ قطب ثروتمندان عرب

به گزارش «میدل ایست‌آی»، اواخر هفته گذشته، محمد بن‌راشد آل‌مکتوم، حاکم دبی و نخست‌وزیر امارات، هنگام قدم زدن در همین حوالی از سوی یک مرد سودانی به‌دلیل دخالت کشورش در جنگ سودان هدف اعتراض قرار گرفت. این مرد از آن سوی خیابان فریاد زد که امارات در حال کشتن مردم کشور اوست. یکی از اعضای همراهان پرشمار حاکم دبی به سراغ او رفت و این مرد سودانی را با دشنامی نژادپرستانه مورد خطاب قرار داد. با این حال، محله اعیان‌نشین «می‌فر» همچنان خانه دوم شهروندان ثروتمند خلیج‌فارس محسوب می‌شود. این منطقه که یکی از ثروتمندترین نقاط جهان و مملو از رستوران‌های گران‌قیمت، نمایندگی‌های خودروهای لوکس و هتل‌های مجلل است، عملا به پاتوق اصلی این افراد تبدیل شده است.

خالد پانزده ساله و عمویش محمد که از دبی آمده‌اند، می‌گویند به لندن می‌آیند؛ چون سرمایه‌گذاری‌های زیادی در این شهر دارند و دوست دارند به آنها رسیدگی کنند. آنها هر سال در ماه اوت برای فرار از گرمای طاقت‌فرسای دبی به بریتانیا سفر می‌کنند. برای خالد، لندن تنها در همین محله‌های مرفه خلاصه می‌شود. او می‌گوید به مناطقی که «جوانان خیابانی و مهاجران زیاد و چاقوکش» دارد، نمی‌روند. یک زن سعودی نیز از نوجوان ۱۵ساله‌ای می‌گوید که با وجود آنکه از نخبگان عربستان نیست، برای شرکت در یک مدرسه تابستانی به لندن آمده و هر روز از مدرسه بیرون می‌زند تا به «هارودز» برود؛ فروشگاهی که اکنون در مالکیت دولت قطر است. این نوجوان به مدرسه گفته به محافظ شخصی نیاز دارد؛ چون به گفته خودش مردم اینجا آن‌قدر فقیرند که برای کیف «هرمس» او دست به چاقو می‌برند.

در بازار عتیقه‌فروشان می‌فر که بیش از ۸۰ فروشنده مستقل را در خود جای داده، یک جواهرفروش می‌گوید هرگز در ماه اوت به تعطیلات نمی‌رود، چون این گردشگران «بخش جدایی‌ناپذیر کسب‌وکار» او هستند. به گفته او این محله اکنون به قطب ثروتمندان عرب تبدیل شده: زنان به اینجا می‌آیند؛ چون می‌دانند برندهایی مانند کارتیه، تیفانی و بولگاری را با تخفیفی چشم‌گیر به دست می‌آورند؛ دختران جوان خلیج‌فارس بی‌تامل هزار پوند برای یک آویز کوچک می‌پردازند و یکی از مشتریان بدون پلک زدن جنسی ۱۸هزار و ۵۰۰پوندی خرید، چون می‌دانست جای دیگر باید دو برابر بپردازد. همین جواهرفروش می‌گوید پیش از جنگ اوکراین با روس‌های بسیاری سروکار داش؛، اما آنها لندن را ترک کرده‌اند و روس‌هایی که مانده‌اند دیگر پولی ندارند.

در میدان گراونر، هتل‌های لوکس و کافه‌های قطری میزبان گردشگرانی هستند که به دور از هیاهوی شهر روزگار می‌گذرانند. در بیرون اما، راننده یک خودروی باربری در گرمای سوزان منتظر کار است و از کاهش چشم‌گیر درآمدش در سال‌های اخیر گلایه می‌کند. درحالی‌که صف گردشگران در مقابل شیرینی‌فروشی‌های لوکس طولانی است، دمای هوای ایستگاه‌های مترو به ۴۰درجه نزدیک می‌شود و مسافران عادی با تعطیلی‌های مکرر خطوط دست‌وپنجه نرم می‌کنند. در اینجا، می‌فر تنها یک معنا دارد و آن پول است.