آغاز عصر دیپلماسی نفتی

نخستین سفر علی الزیدی، نخست‌وزیر جدید و تاجرپیشه عراق، به واشنگتن و دیدار او با دونالد ترامپ در کاخ سفید، نمایانگر چرخش استراتژیک و ملموس در مناسبات دوجانبه است؛ گذاری معنادار از یک رابطه عمدتا امنیتی-نظامی به سمت تعاملی کاملا تجاری و با محوریت کلیدی نفت و سرمایه‌گذاری‌ در حوزه انرژی. 

«یاسمین السباوی» در گزارشی برای «میدل ایست‌آی» نوشت، الزیدی روز سه‌شنبه در دفتر بیضی شکل مورد استقبال رئیس‌جمهور آمریکا قرار گرفت و از ستایش ترامپ حظ فراوان برد. ترامپ به خبرنگاران حاضر در اتاق گفت: «من اتفاقات عراق در جریان انتخابات را زیر نظر داشتم و حمایت بسیار قاطعی از او کردم؛ چون از مردی که قرار بود در انتخابات پیروز شود، بسیار ناراضی بودم و این آقای بزرگ، فکر می‌کنم در نهایت رهبر بزرگی خواهد شد. او طرفدار پروپاقرص آمریکا بوده است.» رئیس‌جمهور به شوخی گفت: «او جوان و خوش‌قیافه است که من از آن خوشم نمی‌آید» که این موضوع الزیدی را بسیار خوشحال کرد. این جلسه تا حد زیادی فرصتی برای دولت ترامپ بود تا دستور کار خود را (از جمله مساله خلع سلاح گروه‌های مختلف عراقی و همکاری‌های نفتی) مطرح کند. زیدی به خبرنگاران گفت که ۳۰سپتامبر مهلت پایانی برای گروه‌ها جهت زمین گذاشتن سلاح‌هایشان است و این تاریخ، قطعی است.

به نوشته السباوی، وابستگی شدید بودجه ملی عراق به درآمدهای نفتی، همواره این کشور را در برابر تکانه‌های ژئوپلیتیک و تصمیمات واشنگتن آسیب‌پذیر ساخته است. از زمان سقوط صدام در سال۲۰۰۳، درآمدهای حاصل از صادرات نفت عراق - که حدود ۹۰درصد بودجه دولتی این کشور را تامین می‌کند - مستقیما به بانک فدرال‌رزرو نیویورک سرازیر می‌شود. این سازوکار به واشنگتن اهرمی بی‌بدیل داده است؛ به‌طوری‌که تعلیق موقت جریان دلار به بغداد در آوریل گذشته، ابزار فشاری کارآمد برای تنظیم رفتارهای سیاسی بغداد پیش از روی کار آمدن الزیدی بود.

از سوی دیگر، به‌دلیل تنش‌های میان ایالات متحده و ایران، مسدود شدن تنگه هرمز عملا شاهرگ صادراتی عراق را قطع کرد. از آنجا که ۹۰درصد از صادرات روزانه ۳.۴میلیون بشکه‌ای نفت عراق از این آبراه حیاتی عبور می‌کند، این بن‌بست ترانزیتی خسارتی فراتر از ۴۰۰‌میلیارد دلار به اقتصاد این کشور تحمیل کرد؛ بحرانی که الزیدی آن را دلیل اصلی اصرار خود بر دریافت سهمی عادلانه‌تر در اوپک و احیای سریع زیرساخت‌ها معرفی می‌کند.

در این دیدار، هر دو رهبر بر خروج کامل نیروهای نظامی باقی‌مانده آمریکایی تا ۳۰ سپتامبر(که تاریخ خلع سلاح گروه‌های عراقی هم هست) تاکید کردند؛ اما این خروج به معنای پایان حضور واشنگتن نیست، بلکه آغاز فاز جدیدی از تسلط اقتصادی است. ترامپ در همین رابطه گفت: «ما دیگر نیازی به حضور ارتش در آنجا احساس نمی‌کنیم. در عوض، شرکت‌های نفتی ما اکنون همگی وارد میدان می‌شوند تا با عراق همکاری کنند؛ ما قرار است نفت زیادی استخراج کنیم.» الزیدی نیز با تایید این رویکرد، روابط جدید را یک «مشارکت اقتصادی» نامید و بلافاصله پس از واشنگتن، عازم هیوستون در تگزاس شد تا شخصا با مدیران تراز اول انرژی آمریکا دیدار کند. هدف او از این سفر، جلب رضایت غول‌های نفتی برای سرمایه‌گذاری در فناوری‌های مدرن استخراج گاز و توسعه میادین نفتی نیمه‌کاره جنوب عراق است.

نخست‌وزیر تاجر عراق برای متقاعد کردن غول‌های نفتی به سرمایه‌گذاری، نیازمند اثبات حاکمیت قانون و ثبات داخلی است. او در این راستا دو گام اساسی برداشته است:

اول) سرکوب بی‌سابقه فساد در بخش انرژی: الزیدی با دستگیری ده‌ها چهره متنفذ از جمله دو وزیر نفت سابق و توقیف مقادیر عظیمی طلا و پول نقد، سیگنال مثبتی به بازارهای جهانی فرستاده است.

دوم) ضرب‌الاجل خلع سلاح شبه‌نظامیان: او تاریخ ۳۰ سپتامبر را به‌عنوان مهلت نهایی جمع‌آوری سلاح‌های غیردولتی تعیین کرده است؛ اقدامی که گرچه حمایت بی‌سروصدای آمریکا را به همراه دارد، اما با مخالفت سخت گروه‌های قدرتمندی چون کتائب حزب‌الله مواجه شده و اجرای آن در‌ هاله‌ای از ابهام است. در نهایت، موفقیت ایده «دیپلماسی نفت» الزیدی به این بستگی دارد که او چطور می‌تواند ثروت عظیم نفتی کشورش را از بند بوروکراسی فدرال‌رزرو آمریکا و تهدیدهای شبه‌نظامیان داخلی آزاد کند و آن را به بستری برای توسعه زیرساخت‌ها بدل سازد.