پایان معافیت، پایان صادرات نیست

فرصت ۶۰روزه‌ای که در جریان مذاکرات تهران و واشنگتن ایجاد شده بود، این امکان را فراهم می‌کرد که برخی مشتریان سنتی ایران برای ازسرگیری خرید نفت وارد مذاکره شوند. در این مدت گزارش‌هایی از رایزنی با پالایشگاه‌های ژاپنی، هندی و برخی مشتریان آسیایی منتشر شد و امیدها برای بازگشت تدریجی ایران به بخشی از بازارهای از دست رفته افزایش یافت؛ اما با تشدید دوباره تنش‌ها در تنگه هرمز و توقف روند دیپلماتیک، وزارت خزانه‌داری آمریکا این فرصت را لغو و بار دیگر فضای تجارت نفت ایران با ابهام روبه‌رو شد. با این حال، بازار نفت امروز با سال۲۰۱۸ و آغاز سیاست فشار حداکثری تفاوت‌های بنیادی دارد. طی سال‌های تحریم، ایران به تدریج ساختار صادرات خود را بازطراحی و وابستگی به مشتریان سنتی را کاهش داد. چین به بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران تبدیل شد و پالایشگاه‌های مستقل این کشور همچنان یکی از مهم‌ترین مقاصد نفت خام ایران به شمار می‌روند. علاوه بر آن، صادرات فرآورده‌های نفتی و محصولات پتروشیمی نیز سهم بیشتری در درآمدهای ارزی ایران پیدا کرده و بخشی از فشار ناشی از محدودیت‌های صادرات نفت خام را جبران کرده است. کارشناسان معتقدند مهم‌ترین سرمایه ایران در این سال‌ها، نه افزایش تولید، بلکه کسب تجربه در دور زدن محدودیت‌های تجاری بوده است. استفاده از شبکه‌های متنوع بازاریابی، تغییر مسیرهای حمل، ناوگان نفتکش تحت مدیریت ایران، روش‌های جایگزین تسویه مالی و تنوع‌بخشی به بازارهای صادراتی، موجب شده صادرات نفت کشور نسبت به سال‌های ابتدایی تحریم از انعطاف‌پذیری بیشتری برخوردار شود. البته این به معنای بی‌اثر بودن تصمیم اخیر آمریکا نیست. لغو معافیت می‌تواند هزینه فروش هر بشکه نفت ایران را افزایش دهد، تخفیف‌های بیشتری به خریداران تحمیل کند، دسترسی به بیمه بین‌المللی را محدود سازد و نقل‌وانتقال مالی را پیچیده‌تر کند.

همچنین احتمال دارد برخی مشتریان بالقوه که در هفته‌های اخیر به دنبال ازسرگیری همکاری با ایران بودند، بار دیگر تصمیم خود را به تعویق بیندازند. عامل مهم دیگر، وضعیت تنگه هرمز است. هرگونه تشدید تنش در این آبراه، علاوه بر صادرات ایران، بر صادرات سایر تولیدکنندگان منطقه نیز اثر می‌گذارد و می‌تواند هزینه حمل‌ونقل دریایی و بیمه نفتکش‌ها را افزایش دهد. با این حال، تجربه ماه‌های اخیر نشان داده که حتی در دوره‌های پرتنش نیز جریان صادرات نفت ایران به طور کامل متوقف نشده و بازار جهانی نیز راهکارهایی برای حفظ جریان عرضه پیدا کرده است. از منظر راهبردی، آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، حفظ مشتریان موجود است.

در شرایطی که بازار جهانی با افزایش عرضه از سوی اوپک‌پلاس، رشد صادرات روسیه و رقابت شدید برای حفظ سهم بازار مواجه است، ایران ناچار است علاوه بر مقابله با تحریم‌ها، برای حفظ جایگاه خود در بازارهای آسیایی نیز رقابت کند. در نهایت، لغو فرصت ۶۰روزه آمریکا را باید بیش از آنکه نقطه پایان صادرات نفت ایران دانست، نشانه بازگشت فضای پرریسک به تجارت انرژی کشور تلقی کرد. صادرات نفت ایران احتمالا ادامه خواهد یافت، اما با هزینه‌های بیشتر، رقابت شدیدتر و نیاز به ابتکارهای تازه در حوزه دیپلماسی انرژی و تجارت بین‌الملل. تجربه سال‌های اخیر نشان داده که تحریم‌ها می‌توانند مسیر صادرات را دشوارتر کنند، اما لزوما به معنای حذف نفت ایران از بازار جهانی نیست؛ بازاری که همچنان برای تامین بخشی از نیاز خود، نمی تواند نفت ایران را در معادلات عرضه و تقاضا نادیده بگیرد.