فارنافرز تله رشد اقتصادی را در غیاب نهادهای دموکراتیک در ونزوئلا بررسی میکند
نوزایی از خاکستر ویرانی
«مویس نعیم»، عضو برجسته بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی، در مقالهای در «فارن افرز» نوشت، تا حدودی شکوتردید موجه است؛ ونزوئلاییها هنوز با فقر گسترده، گرسنگی، فساد، سرکوب، بازداشتهای غیرقانونی و خدمات عمومی ناکارآمد مواجه هستند. بسیاری از چهرههای ارشد دهههای گذشته حکومت همچنان در نیروهای مسلح، سرویسهای اطلاعاتی، وزارتخانههای غیرنظامی، شرکتهای دولتی، سازمانهای نظارتی و دادگاهها حضور دارند. قدرت آنها اکنون ممکن است بهویژه با تصمیمات و سیاستهای دولت ترامپ محدود شده باشد، اما از بین نرفته است. یک ترتیب غیرمعمول شکل گرفته است: نوعی تقسیم قدرت بین واشنگتن و یک دولت موقت به ریاست رودریگز، یکی از برجستهترین رهبران رژیم مادورو.
این ترتیب منعکسکننده منافع دولت ترامپ است. در حال حاضر، به نظر میرسد واشنگتن به سرنوشت اقتصاد ونزوئلا، بهویژه صنعت نفت آن، بسیار بیشتر از دموکراسیاش اهمیت میدهد. بااینحال، این اولویتها ونزوئلا را در یک وضعیت متناقض قرار داده است. همان نیروهایی که میتوانند اقتصاد آن را احیا کنند - درآمدهای نفتی و معدنی، سرمایهگذاری خصوصی و بازگشت سرمایه و کارآفرینی مهاجران - میتوانند گذار سیاسی آن را نیز بیثبات کنند. اگر نهادها ضعیف بمانند و دستاوردهای رشد اقتصادی آینده به طور ناموزون توزیع شود، ونزوئلاییها اعتماد خود را به نظام جدید از دست خواهند داد. بسیاری از ونزوئلاییها انتظارات زیادی از آینده دارند. اگر دولت نتواند به وعدههای خود عمل کند، میتواند کشور را به بیثباتی سیاسی مزمن بکشاند. تنها راه تضمین اینکه بهبود اقتصادی به نفع همه ونزوئلاییها باشد، تضمین بهبود سیاسی نیز هست؛ بهبودی که در آن نهادها بتوانند بار دیگر قدرت اجرایی را محدود کنند و اراده عمومی سرانجام در انتخاباتی که واقعا آزاد و عادلانه است، تجلی یابد.
چشم دوختن به منابع پایانناپذیر
پس از آنکه ارتش ایالات متحده مادورو و همسرش را دستگیر کرد، تمرکز در واشنگتن بهسرعت از تغییر رژیم به چگونگی بهرهبرداری از منابع هیدروکربن ونزوئلا تغییر یافت. ونزوئلا بزرگترین ذخایر نفتی اثبات شده در جهان را دارد. اما تحت سوءمدیریت رژیم مادورو، صنعت نفت این کشور فروریخت و رو به ویرانی رفت. تولید نفت از بیش از سهمیلیون بشکه در روز در سال ۱۹۹۸ به تقریبا ۹۰۰ هزار بشکه در روز در سال ۲۰۲۴ کاهش یافت و در برخی سالها حتی کمتر هم شد. این فروپاشی تا حد زیادی خودخواسته بود. فساد، دخالت سیاسی و سوءمدیریت، شرکت ملی نفت ونزوئلا (که زمانی جزو برترین بازیگران انرژی جهان محسوب میشد) را از درون تهی کرد. نمونه بارز این پوسیدگی، انفجار عظیم در اوت ۲۰۱۲ بود که پالایشگاه «آموای» را لرزاند و ۴۸ نفر را کشت، بیش از ۱۵۰ نفر را زخمی کرد و به بیش از ۱۶۰۰ خانه در نزدیکی آن آسیب رساند. امروزه، پالایشگاه آموای با کسری از ظرفیت اولیه خود فعالیت میکند. قدرتهای خارجی در این فاجعه نقش داشتند. در سال ۲۰۱۷، در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ، کاخ سفید تحریمهای اقتصادی علیه ونزوئلا وضع کرد. دو سال بعد، مستقیما شرکت «پترولئوس» ونزوئلا را تحریم کرد و دسترسی این شرکت به بازارهای مالی بینالمللی و مشتریان خارج از کشور را محدود کرد. هر مسیری برای رفاه و ثبات در ونزوئلا از احیای صنعت نفت و گاز میگذرد. اما چنین احیایی، کاری پرهزینه و پیچیده خواهد بود. «فرانسیسکو مونالدی»، متخصص نفت در دانشگاه رایس، تخمین زده که احیای تولید میتواند به بیش از ۱۰۰میلیارد دلار سرمایهگذاری و حداقل یک دهه تلاش مداوم نیاز داشته باشد. همچنین مستلزم احیای حاکمیت قانون است که انجام آن کمی زمان میبرد: ونزوئلا اکنون در بین ۱۴۳ کشور تحت نظارت پروژه عدالت جهانی، رتبه آخر را دارد.
اینکه صنعت نفت ونزوئلا دقیقا چگونه روی پای خود خواهد ایستاد، هنوز مشخص نیست. دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در ژانویه اعلام کرد که ایالات متحده تا زمان تضمین یک «گذار امن، مناسب و عاقلانه» ونزوئلا را «اداره» خواهد کرد.
صنعت نفت ونزوئلا ممکن است هرگز به اوجی که در اواخر دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰ (زمانی که تولید از ۳ تا ۳.۵میلیون بشکه در روز فراتر رفت) دست نیابد. اما ذخایر فراوان، زمینشناسی مساعد، فناوریهای جدید، دسترسی به بازارهای سرمایه و نظارت نزدیک ایالات متحده هنوز هم میتواند یک موتور رشد قدرتمند ایجاد کند. فراتر از نفت، دولت ترامپ همچنین بهسرعت برای احیای بخش معدن ونزوئلا که پتانسیل اقتصادی عظیمی دارد، اقدام کرده است: ذخایر بزرگ طلا که در بین بزرگترین ذخایر جهان قرار دارد، و همچنین ذخایر عمده بوکسیت، سنگآهن، زغالسنگ و مواد معدنی حیاتی.
در ماه مارس، «داگ بورگوم»، وزیر کشور ایالات متحده، هیاتی متشکل از چندین مدیر اجرایی معدن را به کاراکاس فرستاد. خورخه رودریگز (رئیس «مجلس ملی») متعهد شد که تصویب قانون جدید معدنکاری را که برای آزادسازی این بخش و کاهش موانع نظارتی طراحی شده است، تسریع کند. طبق گزارش رویترز و آکسیوس، شرکت دولتی معدن طلای ونزوئلا، «مینِروِن»، توافقی را با حمایت ایالات متحده برای فروش بین ۶۵۰ تا ۱۰۰۰ کیلوگرم شمش طلا به بازرگانان بینالمللی که پالایشگاههای آمریکایی را تامین میکنند، امضا کرده است. این مقدار - تقریبا یک متریک تن - حدود ده درصد از تولید رسمی طلای گزارش شده ونزوئلا در سال ۲۰۲۵ را تشکیل میدهد؛ گامی کوچک اما نمادین و مهم در اتصال مجدد بخش معدن این کشور به بازارهای رسمی جهانی. در صورت تداوم و گسترش، چنین معاملاتی میتوانند بسیار بیشتر از ایجاد درآمد صادراتی عمل کنند. آنها میتوانند تولید طلا را از شبکههای جنایی به کانالهای تنظیمشده منتقل کنند. این امر منبع درآمد جدیدی را برای دولت ونزوئلا فراهم میکند و به آن اجازه میدهد تا نظارت زیستمحیطی بر عملیات معدنکاری را حفظ کند و به آن کمک کند تا بهتر در اقتصاد جهانی ادغام شود.
بااینحال، چیزی که هرگز حفظ نشده، یک سیستم سیاسی قوی است که مانع از تبدیلشدن این رونقها به ابزاری توسط نخبگان خودکامه برای خفه کردن رقابت سیاسی و تثبیت قدرت خود شود. رویههای قدیمی - پارتیبازی، معاملات غیرشفاف، تصمیمات خودخواهانه و جانبداری سیاسی - حتی تحت قیمومیت ایالات متحده نیز میتوانند ادامه یابند. در واقع، اگر دیکتاتوری تا حد زیادی دستنخورده باقی بماند، این نتیجه کاملا محتمل است. اقتصاد سایهای که در زمان مادورو رشد کرد، عمیقا در کشور ریشه دوانده و هنوز فعال است و پیوندهای محکمی با شبکه جهانی سندیکاهای جنایی دارد. بدون نهادهایی که قادر به محدودکردن قدرت اختیاری و اجرای قوانین باشند، افزایش تولید نفت، گاز و مواد معدنی میتواند به نفع بخش کوچکی از ونزوئلاییها باشد، درحالیکه ناامیدی را در میان مردم گسترش میدهد. بهعبارتدیگر، یک اقتصاد پررونق میتواند بیثباتی سیاسی را بهجای ازبینبردن آن، تشدید کند.
قدرت مهاجران
یکی دیگر از منابع بالقوه تجدید حیات ونزوئلا، مردم آن، بهویژه کسانی که فرار کردهاند، هستند. مهاجران (دیاسپوراهای) ونزوئلایی اکنون یکی از بزرگترین مهاجران در جهان هستند. نزدیک به هشتمیلیون ونزوئلایی - بیش از یکچهارم جمعیت این کشور - از سال ۲۰۱۴ این کشور را ترک کردهاند. هیچ کشور دیگری در نیمکره غربی در دهههای اخیر چنین مهاجرت سریعی را تجربه نکرده است. وجوه ارسالی در حال حاضر میلیونها خانواده را در داخل کشور تامین میکند. ونزوئلاییهای خارج از کشور سالانه حدود ۴ تا ۵میلیارد دلار به خانه میفرستند که این مبلغ با برخی از درآمدهای صادراتی باقیمانده کشور برابری میکند.
اما مهاجران فراتر از وجوه ارسالی هستند. آنها شامل مهندسان نفت در هوستون، کارآفرینان در میامی، متخصصان لجستیک در بوگوتا و متخصصان مالی در مادرید میشوند. بسیاری از آنها مهارتها، پساندازها و ارتباطات بینالمللی را که ونزوئلا ازدستداده است، کسب کردهاند. برخی هرگز برنخواهند گشت. برخی دیگر منتظر زمان خواهند ماند تا برگردند. اما حتی یک موج کوچک از بازگشت مهاجران میتواند تاثیر اقتصادی قدرتمندی داشته باشد. اگر فقط ده درصد از مهاجران با سرمایهای اندک - مثلا ۵۰ هزار دلار برای هر خانوار - بازگردند، این بهتنهایی نشاندهنده دههامیلیارد دلار بازگشت به اقتصاد خواهد بود. حتی بدون اسکان مجدد دائمی، بسیاری از اعضای مهاجران پول، دانش و ارتباطات لازم برای راهاندازی کسبوکار و تقویت کسبوکارهای موجود را دارند.
نشانههای اولیه این احتمالات از هماکنون قابلمشاهده است. از زمان برکناری مادورو، کارآفرینان ونزوئلایی در خارج از کشور، سرمایهگذاری در بخشهای خردهفروشی، لجستیک، مخابرات، فراوری مواد غذایی و گردشگری این کشور را بررسی کردهاند. شرکتهای بینالمللی در حال بررسی فرصتهایی در زیرساختها، خدمات انرژی و ساختوساز هستند که همگی در اثر فروپاشی طولانیمدت این کشور ویران شدهاند. سرمایهگذاری خصوصی در بازسازی شبکه برق، سیستمهای آب، شبکههای حملونقل، موجودی مسکن و زیرساختهای دیجیتال ونزوئلا ضروری خواهد بود. دولت بهتنهایی فاقد منابع و ظرفیت مدیریتی برای رسیدگی به این چالشهاست. سرمایهگذاریها باید به پیشرفتهای قابلمشاهده در زندگی روزمره تبدیل شوند: برق قابلاعتماد، سیستمهای آب کارآمد، حملونقل کارآمد و خیابانهای امنتر. بدون دستاوردهای ملموس عمومی، رشد اقتصادی ممکن است بهجای ثبات، به ناامیدی دامن بزند.
انتظارات بزرگ
پس از سالها کمبود، سرکوب و مهاجرت گسترده، ونزوئلاییها نباید انتظار رفاه فوری داشته باشند. اما آنها خواستار پیشرفت خواهند بود: بیمارستانهای فعال؛ غذا و داروی مقرونبهصرفه؛ شغل و دستمزدی که خانوادهها را حفظ کند؛ و امنیتی که توسط دولت ارائه شود و نه مجموعهای از شبهنظامیان مسلح غیرمسوول. این انتظارات برای کشوری با منابع طبیعی گسترده ونزوئلا، انتظاراتی «میانهحال» است، اما برآوردهکردن سریع آنها همچنان دشوار است. ونزوئلاییها ممکن است از سرعت تغییر صبر خود را از دست بدهند. نهادها بهآرامی - از طریق توسعه قوانین، عادات جدید و ظرفیت اداری بیشتر - بهبود مییابند، اما انتظارات مردم میتواند بسیار سریعتر افزایش یابد. بازگشت ونزوئلاییهایی که در سالهای حکومت مادورو کشور را ترک کرده بودند، سیل سرمایه به اقتصاد و باز شدن ونزوئلا به بازارهای بینالمللی، همگی میتوانند امیدهایی فراتر از آنچه هر دولت انتقالی میتواند ارائه دهد، ایجاد کنند. این عدم تقارن بین «انتظارات از تغییر سریع» و «واقعیت نهادسازی کُند»، چالش اصلی مرحله بعدی ونزوئلا است. به نظر میرسد واشنگتن معتقد است که برچیدن سریع ساختار رهبری ونزوئلا میتواند باعث چندپارگی در نیروهای مسلح، سرویسهای امنیتی، بوروکراسی دولتی و دولتهای محلی شود. چالش صرفا بازگرداندن رشد نیست، بلکه اطمینان از این است که رشد بار دیگر یک طبقه سیاسی بیتفاوت به خواستههای عموم مردم و فراتر از محدودیتهای نهادها ایجاد نکند.
فرصت ونزوئلا
ونزوئلا اکنون در جایگاه بهتری نسبت به دوره ۲۷ساله حکومت هوگو چاوز و مادورو قرار دارد. رونق نفتی بعدیاش در حال حاضر آغاز شده است. درآمدهای نفتی در حال افزایش است، سرمایهگذاری خصوصی به دنبال آن خواهد آمد و انتظارات ونزوئلاییها افزایش خواهد یافت. این رونق مطمئنا نظام سیاسی جدید کشور و همچنین اقتصاد آن را به بوته آزمایش خواهد گذاشت. وظیفه پیش رو دلهرهآور است. نیازها فراوان هستند و دولت تنها ظرفیت محدودی برای برآوردن آنها دارد. ناگزیر، درگیری بین بازیگران سیاسی قدیمی و جدید و رقابت برای قدرت به دنبال خواهد داشت. اشتباهات سیاسی کوتهبینانه، مانند دنبالکردن سیاستهای اغواکننده اما غیرواقعی، میتواند نزاع اجتماعی فلجکنندهای را برانگیزد.
دو نیرو میتواند به ثبات ونزوئلا کمک کند: منابع طبیعی بیکران که جهان اشتهای سیریناپذیری برای آن دارد، و تمایل مردم ونزوئلا به زندگی در یک دموکراسی انتخاباتی. درآمدهای حاصل از صادرات نفت، بودجهای را که دولت بهشدت به آن نیاز دارد، فراهم میکند. اما انتخابات همچنان موضوعی نگرانکننده است. واضح است که به نفع دلسی رودریگز است که تاحدامکان انتخابات را به تعویق بیندازد و در نتیجه دوره تصدی خود را طولانیتر کند. ترامپ از نحوه مدیریت اوضاع توسط رودریگز راضی است و به نظر میرسد متقاعد شده است که با حضور او در راس قدرت، هرجومرج مهار خواهد شد.
ونزوئلا اکنون با سه مسیر محتمل برای انتخابات روبهرو است:
اولین مسیر، عجله برای برگزاری سریع آنها، مثلا تا پایان امسال است؛ این امر از نظر سیاسی وسوسهانگیز و از نظر نمادین قدرتمند خواهد بود، اما چنین اقدامی تقریبا همیشه وقتی نهادهای یک کشور ضعیف باقی میمانند، بیثباتکننده است. مسیر دوم، یک گذار مدیریتشده است که در آن اصلاحات محدود اما مهم - قانونی کردن احزاب، آزادی رهبران سیاسی زندانی، احیای ضمانتهای اساسی انتخاباتی، اجازهدادن به ونزوئلاییهای تبعیدی برای رأیدادن، اعطای دسترسی برابر به نامزدهای مخالف به رسانهها و استقبال از نظارت بینالمللی معتبر بر انتخابات - قبل از هر رأیگیری انجام میشود.
مسیر سوم، انحراف است: بنبستی طولانی که در آن شبکههای ریشهدار، خود را با شرایط وفق میدهند، به تاخیر میاندازند و در نهایت هر انتخاباتی را به نفع خود شکل میدهند.