نگاه دیگران/ بخش بخش هفتادوپنجم؛
بازی بزرگان؛ سناریوهایی برای همزیستی چین و آمریکا در دهه ۲۰۳۰
مبنایی برای یک رابطه پایدارتر
در شرایطی که چین و ایالات متحده تا اواسط دهه ۲۰۳۰ به دنبال ایجاد یک رابطه استراتژیک/هستهای پایدار باشند، آنها درگیر مذاکرات دوجانبه پایدار خواهند بود و زیرگروههایی در مورد اقدامات کاهش ریسک هستهای و موشکی، به این مباحث جنبه عینی خواهند بخشید. دستور کار مذاکرات استراتژیک، روشنکردن درک هر طرف از وضعیت استراتژیک/هستهای و شناسایی گامهایی است که هر یک میتوانند برای ایجاد اعتماد در طرف مقابل مبنی بر امکان اجتناب از درگیری بردارند. باتوجهبه محوریت مطلق آنها در تصمیمگیریهای هستهای، دو رئیسجمهور میتوانند با نشاندادن این مساله به یکدیگر که از نگرانیهای هم بسیار آگاه هستند، به روند کاهش ریسک انگیزه دهند. بنابراین، رئیسجمهور چین میفهمد که چه چیزی در مورد وضعیت نوظهور نیرو و رویههای نظامی مرتبط با آن، ایالات متحده و همسایگان چین را که متحدان ایالات متحده هستند، نگران میکند و چرا مذاکره در مورد محدودیتها میتواند برای هر دو طرف سودمند باشد.
به همین ترتیب، رئیسجمهور ایالات متحده میفهمد که چه ویژگیهایی از تواناییها و برنامههای عملیاتی نظامی فعلی و آینده ایالات متحده، چین را نگران میکند و چه نوع پیشنهادهایی برای محدودیت میتواند برای هر دو طرف سودمند باشد. در چنین بحثی، رئیسجمهور آمریکا به این نکته توجه داشت که ایالات متحده از سال۱۹۶۴ برتری گستردهای در تسلیحات هستهای داشته است و از بحث - چه رسد به مذاکره - در مورد هر چیزی که تقریبا برابری بین این دو را نشان دهد، خودداری میکرد. چین انتظار ندارد که ایالات متحده برابری را بپذیرد یا به تعهد پکن مبنی بر عدم استفاده از سلاحهای هستهای بپیوندد، اما منطقا احساس میکند که در این حوزه، ایالات متحده باید پیشنهاد بیشتری ارائه دهد. هر دو رهبر همچنین ممکن است تشخیص دهند که ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، قبل از اینکه در سال۲۰۲۲ حمله علیه اوکراین را انجام دهد، از جلسات توجیهی بهتری در مورد خطرات نظامی حمله به این کشور بهرهمند میشد و بنابراین باید به دنبال درک کامل خطرات تشدید هستهای باشد که میتواند از درگیری مسلحانه بر سر تایوان ناشی شود.
بهعنوان بخش مهمی از این فرآیند گفتوگو، پکن و واشنگتن توافقنامه مشترکی را برای جلوگیری از حوادث دریایی، بر اساس مدل بین اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده، منتشر کردند. دیپلماتها و مقامات نظامی شوروی و ایالات متحده در سال۱۹۶۸ شروع به بررسی چنین توافقنامهای کرده و آن را در اجلاس نیکسون - برژنف در مسکو در سال۱۹۷۲ نهایی کردند. در آن زمان، زیردریاییها، کشتیهای سطحی و هواپیماهای نیروی دریایی شوروی و ایالات متحده اغلب یکدیگر را تعقیب میکردند تا اطلاعات کسب کنند و همچنین قدرت و عزم ملی خود را نشان دهند. چنین عملیاتی خطر برخورد را به همراه داشت که میتوانست به موقعیتهایی منجر شود که در آن هر طرف تمایل داشت ادعا کند که طرف دیگر بهعمد دست به اقدام زده است. در چنین حالتی، فشار سیاسی در ایالات متحده از سوی سیاستمداران مخالف، سازمانهای سیاسی ضد کمونیست و رسانهها ممکن بود رهبران ایالات متحده را مجبور به واکنش به شیوههای خشن کند که به نوبه خود رهبران شوروی را به انجام همین کار تحریک میکرد و خطر تشدید تنش را به همراه داشت.
«توافقنامه حوادث دریایی ۱۹۷۲» در پی جلوگیری از چنین حوادثی یا مهار پیامدهای آنها بود. این توافقنامه شامل گامهایی برای جلوگیری از برخورد کشتیها و همچنین تعهداتی مبنی بر عدم دخالت در آرایش دریایی طرف مقابل و اجتناب از مانور در مناطق پرتردد دریایی بود. این توافقنامه کشتیهای نظارتی را ملزم به حفظ فاصله ایمن از هدفِ تحقیق میکرد و همه کشتیها را ملزم میکرد که هنگام مانور در نزدیکی یکدیگر از سیگنالهای بینالمللی پذیرفتهشده استفاده کنند. کشتیهای نظامی نباید حملات به یکدیگر را شبیهسازی میکردند و کشتیهای طرف مقابل باید هنگام تمرین زیردریاییها در نزدیکیشان مطلع میشدند.
نکته مهم این است که فرماندهان هواپیما باید در نزدیک شدن به هواپیماها و کشتیهای طرف مقابل نهایت احتیاط را بهکار میگرفتند و شبیهسازی حملات علیه هواپیماها یا کشتیها، انجام حرکات آکروباتیک بر فراز کشتیها یا انداختن اشیای خطرناک در نزدیکی آنها مجاز نبود. همه این تعهدات امروز هم بین نیروهای چینی و آمریکایی مناسب و مطلوب خواهد بود. در مذاکره برای چنین توافقنامهای، ایالات متحده اطمینان حاصل میکند که متحدانش آماده عضویت در آن هستند و این موضوع را برای چین روشن میکند.
به درخواست دو رئیسجمهور، مقامات نظامی و دفاعی علاوه بر این، دیدگاههای خود را در مورد مزایا و خطرات مورد بحث هدف قرار دادن بازدارندههای هستهای یکدیگر با طرف مقابل در میان خواهند گذاشت. مقامات چینی توضیح خواهند داد که کدام قابلیتهای ایالات متحده باعث میشود پکن به این نتیجه برسد که واشنگتن به دنبال گزینه تضعیف بازدارندگی «ضربه دوم» چین تا حدی است که بتواند تصور پیروزی در جنگ هستهای را داشته باشد. مقامات آمریکایی توضیح خواهند داد که ایالات متحده از قابلیتهای رو به گسترش چین چه استنباطی میکند و چگونه این موارد، وضعیت و برنامههای نیروهای ایالات متحده را شکل میدهند.
استرالیا، هند، ژاپن و سایر کشورهای مربوطه از تلاشهای چین و ایالات متحده برای کاهش خطر تشدید درگیری بین آنها و تبدیل آن به جنگ هستهای، استقبال خواهند کرد. به طور خاص، هر دو طرف اقداماتی را برای کاهش خطر درک نیاز به پرتاب موشکهای بالستیک قارهپیمای مستقر در سیلو در صورت هشدار حمله انجام خواهند داد و به یکدیگر اطمینان خواهند داد که چنین پرتابهایی را انجام نخواهند داد. هشدار حمله قریبالوقوع پس از شلیک موشک، خطرناک است؛ زیرا این هشدار ممکن است ناشی از خطای فنی یا انسانی باشد و رهبران زمان کافی برای تنظیم حمله متقابل هستهای متناسب و ایجاد امید برای پایان دادن به تشدید تنش نخواهند داشت.