نمایش قدرت نظامی ایالاتمتحده در خاورمیانه باعث شده پکن توازن قوای جهانی را زیر نظر بگیرد
«دیوار چینی» روبهروی آمریکا
شی پیشتر گفته بود: «با متجاوزان باید به زبانی سخن گفت که میفهمند؛ یعنی برای جلوگیری از تهاجم باید آمادگی جنگ داشت و برای دستیابی به صلح و احترام نیز پیروزی لازم است». تلاش بیش از یک دههای شی برای تقویت توان نظامی چین اکنون با توجه به رویکرد تهاجمیتر دولت دونالد ترامپ اهمیت بیشتری یافته است؛ رویکردی که از نگاه پکن میتواند نظم جهانی را متزلزل کند؛ نظمی که چین در بلندمدت خود را یکی از بازیگران اصلی آن میداند. در حالی که قرار است شی جینپینگ و دونالد ترامپ چند هفته دیگر در پکن دیدار کنند تا پس از جنگ تجاری شدید سال گذشته نوعی آتشبس اقتصادی را ادامه دهند، تحولات اخیر ــ از جمله ترور رهبر عالی ایران و سایر مقامهای ارشد نظامی در کنار ربودن نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا ــ در چین با نگرانی دنبال میشود. هر دو کشور از شرکای مهم پکن به شمار میروند.
با این حال بسیاری از تحلیلگران چینی معتقدند آمریکا به دلیل قدرت هستهای چین نمیتواند رویکردی مشابه در قبال پکن در پیش بگیرد. اما استفاده آشکار از نیروی نظامی از سوی واشنگتن، از نگاه چین، نشانهای است از اینکه ایالات متحده همچنان مهمترین چالش راهبردی برای این کشور به شمار میرود. ژنگ یونگنیان، استاد علوم سیاسی در دانشگاه چینی هنگکنگ در شهر شنژن، میگوید در چین این برداشت شکل گرفته که آمریکا از اسرائیل به عنوان سکویی برای فشار نظامی بر ایران استفاده کرده است.
او معتقد است چین باید مانع از آن شود که رقبای منطقهای مانند ژاپن و فیلیپین ــ که متحدان آمریکا هستند ــ به نقشهایی مشابه اسرائیل در شرق آسیا یا جنوب شرق آسیا تبدیل شوند. ژنگ در گفتوگو با یک رسانه چینی گفته است: «باید مراقب بود که این کشورها تحت هدایت آمریکا در مسیر اهداف خاصی حرکت نکنند». برخی تحلیلگران دیگر، از جمله شن دینگلی، کارشناس روابط بینالملل در شانگهای، معتقدند نمایش قدرت نظامی آمریکا باعث شده چین با نگاه دقیقتری توازن قدرت جهانی را بررسی کند. او میگوید: «پکن اکنون بهتر از گذشته گستره تواناییهای نظامی آمریکا را درک میکند.»
از نگاه ناظران چینی، این تحولات یادآور واکنش چین به جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ است؛ زمانی که نمایش گسترده فناوریهای نظامی آمریکا به انگیزهای برای مدرنسازی ارتش چین تبدیل شد. ارتش چین حتی در شبکههای اجتماعی تصویری منتشر کرد که پنج درس اصلی از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران را برمیشمرد. یکی از مهمترین آنها «برتری آتش» یا توان بالاتر در قدرت تخریبی بود؛ موضوعی که بارها در سخنان شی جینپینگ نیز تکرار شده است. در این فهرست همچنین بر «خودکفایی» تاکید شده بود؛ مفهومی که به تلاش چین برای کاهش وابستگی به سایر کشورها در حوزههایی مانند انرژی و صنایع دفاعی اشاره دارد.
در عین حال مهمترین هشدار این فهرست «دشمن درون» عنوان شده بود؛ عبارتی که به نگرانی دیرینه دولت چین از جاسوسی خارجی و تلاش برای بیثباتسازی سیاسی اشاره دارد. در همین زمینه، ماه گذشته سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا ویدئویی منتشر کرد که هدف آن جذب منابع اطلاعاتی در داخل ارتش چین بود. این اقدام در حالی صورت گرفت که شی جینپینگ طی سالهای اخیر کارزار گستردهای علیه فساد در ارتش به راه انداخته و بسیاری از فرماندهان ارشد را برکنار کرده است. یکی از نتایج مهمی که اکنون در محافل تحلیلی چین مورد بحث قرار گرفته این است که نباید صرفا به مذاکرات دیپلماتیک با واشنگتن دل بست.
از دید برخی تحلیلگران چینی، این واقعیت که حمله به ایران در حالی انجام شد که گفتوگوها همچنان ادامه داشت، این پیام را منتقل میکند که در روابط میان قدرتهای بزرگ، مذاکره همواره به معنای برابری کامل طرفها نیست. در سرمقالهای در رسانههای دولتی چین آمده است: «این اقدام این تصور را ایجاد میکند که دیپلماسی ممکن است به ابزاری در دست قدرت برتر تبدیل شود». سونگ ژونگپینگ، تحلیلگر نظامی و افسر پیشین ارتش چین، میگوید پیام راهبردی این تحولات برای پکن روشن است: «نباید تصور کرد رقبا همیشه مطابق قواعد عمل میکنند. ممکن است بدون هشدار اقدام کنند و برای رسیدن به اهداف خود محدودیتهای کمتری در نظر بگیرند».
این برداشت بر ارزیابی چین از سیاستهای واشنگتن نیز تاثیر گذاشته است؛ حتی در شرایطی که دولت ترامپ اعلام کرده قصد دارد تنش با چین را کاهش دهد. برای نمونه، دولت آمریکا اخیرا اعلام فروش تسلیحات به تایوان را به تعویق انداخته است. با این حال بسیاری از تحلیلگران معتقدند شی جینپینگ همچنان با احتیاط به این تحولات نگاه خواهد کرد و برنامه تقویت ارتش را ادامه خواهد داد. کیرستن آزدال، مدیر یک شرکت مشاورهای که بر تحولات چین تمرکز دارد، میگوید از نگاه پکن آمریکا صلح را در چارچوب «برتری و مهار» تعریف میکند. او میگوید: «شی جینپینگ چنین الگویی را برای چین نمیخواهد؛ او به دنبال نوعی صلح است که از مسیر قدرت و پیروزی چین به دست آید».
چین در سالهای اخیر یکی از بزرگترین و پیشرفتهترین نیروهای نظامی جهان را ایجاد کرده است؛ از جمله ناوگان دریایی گسترده و فناوریهایی مانند پهپادهای پنهانکار و موشکهای فراصوت که برای مقابله با مداخله احتمالی آمریکا در صورت بحران در تایوان طراحی شدهاند. علاوه بر این، تسلط چین بر استخراج و فرآوری مواد معدنی راهبردی ــ که در تولید بسیاری از فناوریهای مدرن، از تلفن همراه گرفته تا موشکهای هدایتشونده، کاربرد دارند ــ نیز به افزایش نفوذ جهانی این کشور کمک کرده است. در همین راستا، مجلس ملی چین اخیرا برنامه پنجساله جدیدی منتشر کرده که در آن سرمایهگذاری گسترده در حوزههایی مانند هوش مصنوعی و رایانش کوانتومی (فناوری بسیار پیشرفته محاسباتی) برای کاهش فشارهای فناوری آمریکا در نظر گرفته شده است.
این تحولات نشان میدهد که از نگاه چین، اگرچه شی جینپینگ و دونالد ترامپ هر دو به اهمیت قدرت سخت باور دارند، اما شیوه استفاده از این قدرت در دیدگاه دو کشور متفاوت است. پکن تلاش میکند خود را در عرصه جهانی به عنوان مدافع ثبات و همکاری معرفی کند؛ هرچند منتقدان غربی به رفتارهای نظامی چین در مناطقی مانند تنگه تایوان و دریای جنوبی چین اشاره میکنند. وانگ دونگ، استاد دانشگاه پکن، میگوید: «از نگاه چین، قدرت برای دفاع و حفظ ثبات است، نه برای گسترش». او معتقد است: «آنچه امروز دیده میشود نشانههایی از فشارهایی است که بر نظم جهانی تحت رهبری آمریکا وارد شده است». در مقابل، برخی تحلیلگران غربی به این دیدگاه با تردید مینگرند. جود بلانشت، پژوهشگر یک مرکز مطالعاتی در آمریکا، میگوید تجربه تاریخی نشان میدهد قدرتهای بزرگ معمولا به سمت گسترش تواناییهای نظامی فراتر از مرزهای خود حرکت میکنند و چین نیز ممکن است از این قاعده مستثنا نباشد.