نگاه دیگران/ بخش بخش شصتوپنجم؛
بازی بزرگان؛ سناریوهایی برای همزیستی چین و آمریکا در دهه ۲۰۳۰
ازآنجاکه موشکهای ضد کشتی میتوانند علیه کشتیهای غیرنظامی بهکار گرفته شوند، فناوری فعلی ممکن است برخی از جنبههای عملیات محاصره را آسانتر کند. بااینحال، تنها موارد نادری وجود داشته که محاصره بهتنهایی باعث تسلیم یک کشور هدف شده باشد و محاصرهها معمولا حتی طولانیتر از تهاجمهای آبی-خاکی هستند. پژوهشگران حوزه بازدارندگی معتقدند که «متجاوزان بالقوه تمایلی به انجام حملاتی که تخمین میزنند مدتزمان زیادی برای موفقیت نیاز دارند، ندارند؛ زیرا طولانیشدن عملیات، عدم قطعیت و ریسک سیاسی و نظامی را افزایش میدهد.»
محاصرهها همچنین اغلب مستلزم آن است که مهاجم در امتداد خطوط ارتباطی دریایی هدف حضور داشته باشد و این امر، خواستههای بالایی را بر نیروها و لجستیک آن تحمیل میکند. علاوه بر این، اگر چین محاصرهای علیه تایوان یا کشور دیگری در منطقه آغاز کند و ایالات متحده مداخله کند، پکن ممکن است خود را هدف یک محاصره متقابل ببیند که شکست آن [محاصره] برایش دشوار باشد. گسترش موشکهای پیچیدهتر و فناوریهای شناسایی و نظارتیِ همواره در حال بهبود (که خود به میزان زیادی از پیشرفت در قدرت محاسباتی و یادگیری ماشینی بهرهمند هستند) تاثیراتی فراتر از حوزه دریایی دارند. بهعنوانمثال، آنها حملات موثرتری را علیه پایگاههای هوایی و تاسیسات فرماندهی امکانپذیر میکنند.
باتوجهبه مزیتهای ایالات متحده در قدرت هوایی تاکتیکی، تهدید علیه پایگاههای هواییاش یک نگرانی ویژه است، اگرچه راههایی برای کاهش این تهدید وجود دارد. تقویت پایگاه، پراکندگی، تحرک و استقرار هواپیماهای عمودپرواز یا کوتاهپرواز (از جمله هواپیماهای بدون سرنشین یا UAV) همگی میتوانند تهدید علیه پایگاههای هوایی را کاهش دهند؛ درحالیکه موشکهای هواپرتاب توانمندتر، هر هواپیما را در برابر اهداف دشمن کشندهتر میکنند. در بررسی تعادل تهاجمی - دفاعی، وزن منابع نظامی، جغرافیا و هندسه خاص درگیری و سایر عوامل نقش دارند. مورد اول در اینجا بهویژه مهم است؛ زیرا هیچ کشوری در آسیا توانایی جنگیدن با چین را در هیچجای دنیا ندارد. بااینحال، تا زمانی که ایالات متحده به امنیت منطقهای آسیا متعهد باشد، هیچ دلیلی وجود ندارد که باور کنیم فناوری، تهاجم یا هر نوع عملیات تهاجمی دیگری از سوی چین را آسانتر از عملیات مشابه در گذشته خواهد کرد و البته میتواند آن را دشوارتر نیز بکند.
متحدان و شرکای منطقهای
متحدان ایالات متحده و سایر شرکای امنیتی مهم مانند سنگاپور در ارزیابیهای توازن نظامی منطقهای نقش محوری دارند. آنها به نیروهای آمریکایی دسترسی به پایگاهها و سایر منابع را میدهند و این دسترسی در سالهای اخیر با افزایش نگرانیها در مورد چین در ایالات متحده و منطقه افزایش یافته است. بهعنوانمثال، طبق توافق «آکوس»، ایالات متحده حضور زیردریاییهای هستهای خود را در استرالیا بهصورت چرخشی افزایش خواهد داد که پیامدهای روشنی برای ایجاد تعادل در برابر چین در جبهه جنوبیاش خواهد داشت. پس از توافق با فیلیپین، دسترسی چرخشی ایالات متحده به آنجا نیز افزایش یافته است و مجموعه دیگری از مکانهای ممکن را در اختیار نیروهای آمریکایی قرار میدهد که از آنجا میتوانند با اقدامات بالقوه چین در شمال شرقی یا جنوب شرقی آسیا مقابله کنند.