جاده جدید امپراتور
جاناتان ای. هیلمان محقق ارشد مرکز CSIS ترجمه: محمدحسین باقی
این پویاییها باعث میشود BRI به لحاظ سیاسی به قیمت عملکرد اقتصادی بلندمدتش انعطافپذیر شود. لغو پروژههای بد، دشوار، اما ضروری است. هزینههای هدررفته و برنگشته میتواند قوی و به شکل خطرناکی گمراهکننده باشد و توجیهی برای هزینههای حتی بیشتر باشد. به همین دلیل است که کارشناسان مدیریت ابرپروژهها را «ویتنام» مینامند که شروع آن آسان و توقف آن دشوار و پرهزینه است. از میان بردن یا کنارگذاشتن پروژههای چین حتی سختتر است؛ زیرا BRI امضای «شی» را در پای خود دارد و ابتکار سیاست خارجی وی محسوب میشود. بهویژه پروژههای بزرگی مانند «خط راهآهن ساحل شرقی» اهمیتی نمادین دارد و ملغی ساختن آن میتواند هزینههای حیثیتی زیادی به دنبال داشته باشد. جلوگیری از ملغی شدن بسیاری از این پروژهها میتواند باعث آمدوشد دوباره چین و شرکایش شود. این چرخه میتواند محرک رقابت میان قدرتهای خارجی هم باشد که کشورهای دون رتبهتر و کوچکتر با به جان هم انداختن آنها و برقراری بازی رقابت میانشان، میتوانند خود را عزیزتر جلوه دهند و بازی را به نفع خود رقم زنند.
فصل ۷
چاه وِیلِ پاکستان
« کریدور اقتصادی چین - پاکستان» (CPEC) در بین نقش قلمموهای گسترده BRI قرار دارد.این دالان که از کوههای «قرهقوروم» به دریای عرب کشیده شده است، جایی است که سرزمین چین و جاهطلبیهای دریایی این کشور با هم تلاقی مییابند. از ۶ کریدور BRI، کریدور اقتصادی چین-پاکستان شامل بزرگترین مجموعه سرمایهگذاریهای وعدهدادهشده چین و برخی از پرمناقشهترین پروژههاست. «شی جینپینگ» مُهر شخصی خود را پای کریدور مذکور نشانده است. او در آوریل ۲۰۱۵ به پاکستان سفر کرد تا «شراکت همکاریجویانه استراتژیک قابل دوام در هر محیطی» را تقویت و مجموعهای از توافقنامهها را امضا کند. «وانگ یی» وزیر خارجه چین در حدود همان بازه زمانی گفت: «اگر کمربند و جاده همچون سمفونیای باشد که شامل تمام کشورها شود و به همه نفع میرساند، در این صورت، ساخت کریدور اقتصادی چین-پاکستان ملودی شیرینی از اولین حرکت سمفونی است.» اما « کریدور اقتصادی چین-پاکستان» بیش از آنکه موجب هارمونی شده باشد، اسباب اختلاف شده و جسورانهترین اقدام چین را از طریق BRI به بزرگترین آزمونش تبدیل کرده است. در پاکستان، چین شرط میبندد که میتواند موفق شود در جایی که آمریکا و جامعه بینالملل چند دهه است شکستخوردهاند. از زمان استقلال پاکستان در سال ۱۹۴۸، رهبران طماع و جمعیت رو به انفجارش توجه جهان را به خود جلب کرده و شرکای خارجی را بهسوی این کشور کشانده است. مهمترین کشور در میان این شرکا، یعنی ایالاتمتحده، بیش از ۸۰میلیارد دلار به پاکستان کمک کرده، درحالیکه نفع اندکی از این کشور به دست آورده است. نسلهایی از دیپلماتها آمده و رفته و دوباره بازگشتهاند تا با مشکلات مشابهی دستوپنجه نرم کنند. اگر کشور همسایهاش یعنی افغانستان قبرستان امپراتوریهاست، اما پاکستان نیز «چاه وِیلِ» کمکهای خارجی است.
