ریشه‌های نظم سیاسی: از دوران پیشاانسانی تا انقلاب فرانسه

شماره روزنامه: ۴۷۰۹ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۵۷۳۶۴۱ دنیا

فرانسیس فوکویاما ترجمه: محمد حسین باقی

نهادهای سیاسی اغلب آهسته و دردناک و طی زمان توسعه می‌یابند به همان سان که جوامع بشری می‌کوشند برای کسب دانش بیشتر از محیط‌هایشان، خود را سازمان دهند. اما زوال سیاسی زمانی رخ می‌دهد که نظام‌های سیاسی نتوانند خود را با شرایط درحال تغییر تطبیق دهند. چیزی مثل قانون حفظ نهادها یا موسسات وجود دارد. انسان‌ها بر حسب طبیعت خود حیواناتی قانون‌مدار هستند؛ آنها متولد می‌شوند تا با هنجارهای اجتماعی که پیرامون خود می‌بینند همسان شده و انطباق یابند و آنها غالبا محافظ آن قواعد، با ارزش و معنایی متعالی هستند. وقتی محیط اطراف تغییر می‌کند و تکنولوژی‌های جدید سر بر می‌آورند، غالبا نوعی جدایی و تفکیک میان نهادهای موجود و نیازهای حاضر به‌وجود می‌آید. این نهادها با لژیون‌هایی از ذی‌نفعان دارای منافع عمیق که مخالف تغییرات بنیادین هستند حمایت می‌شوند. نظام سیاسی آمریکایی حول این باور استوار شکل گرفته که قدرت سیاسی متمرکز خطری قریب‌الوقوع برای زندگی و آزادی شهروندان است. به همین دلیل، قانون‌اساسی آمریکا با طیف گسترده‌ای از کنترل‌ها و توازن‌ها طراحی شد که به‌واسطه آنها بخش‌های متفاوتی از حکومت مانع اعمال کنترل مستبدانه از سوی دیگر بخش‌ها می‌شوند.

کسری مالی بلندمدت و بدهی خارجی تهدید‌کننده مبانی قدرت آمریکا در اقصی نقاط جهان است چنانکه کشورهای دیگری مانند چین به جایگاه و حد و اندازه‌ای نسبی دست می‌یابند. هیچ‌یک از این چالش‌ها آن‌قدر بزرگ نیستند که نتوانند از طریق اقدام به موقع – یا دردناک- حل‌وفصل شوند. اما نظام سیاسی آمریکا، که باید شکل‌گیری اجماع را تسهیل کند، در عوض به این مشکل یاری می‌رساند. کنگره به‌شدت قطبی شده و تصویب قانون را فوق‌العاده دشوار ساخته است. برای اولین بار در تاریخ مدرن، محافظه‌کارترین دموکرات در کنگره لیبرال‌تر از بیشتر جمهوری‌خواهان لیبرال است. تعداد کرسی‌های کسب شده در کنگره با تفاوت ۱۰ درصدی یا کمتر- به این معنا که آنها در دسترس هر دو حزب قرار دارند- به تدریج از حدود ۲۰۰ نفر در اواخر قرن ۱۹ به فقط کمی بیش از ۵۰ نفر در اوایل دهه ۲۰۰۰ افت کرده است. هر دو حزب سیاسی به لحاظ ایدئولوژیک بسیار همگراتر شده‌اند و بحث‌های مشورتی میان آنها رو به افول گذاشته است. این نوع شکاف‌ها به لحاظ تاریخی بی‌سابقه نیست اما در گذشته با رهبری قوی ریاست‌جمهوری، که قریب‌الوقوع نبوده است، بر آنها فائق آمده‌اند. آینده سیاست آمریکا نه فقط بر سیاست که بر جامعه هم اتکا دارد.

قطبی شدن کنگره بازتاب گرایشی گسترده به سوی همگن‌سازی روزافزون محله‌ها و مناطق است به همان سان که آمریکایی‌ها خود را به لحاظ ایدئولوژیکی و بر حسب جایی که برای زندگی انتخاب کرده‌اند طبقه‌بندی می‌کنند. گرایش به سوی ارتباط با افراد همفکر قویا از سوی رسانه‌ها تقویت می‌شود جایی که تکثیر کانال‌های ارتباطی موجب تضعیف تجربه مشترک شهروندی می‌شود. توانایی نظام سیاسی آمریکا برای مقابله با چالش‌های مالی نه فقط متاثر از قطبی‌سازی راست- چپ در کنگره که متاثر از رشد و قدرت گروه‌های ذی‌نفع مستقر است. اتحادیه‌های کارگری، کسب‌وکارهای وابسته به کشاورزی [agribusinesses]، شرکت‌های دارویی، بانک‌ها و مجموعه‌ای از لابی‌های سازمان یافته دیگر اغلب وتوئی موثر بر قانونی که به جیب و استطاعت مالی‌شان آسیب وارد می‌کند اعمال می‌کنند. این کاملا مشروع و در واقع قابل انتظار است که شهروندان باید در یک دموکراسی از منافع‌شان حمایت کنند. اما در یک نقطه معین، این دفاع به ادعای امتیاز یا وضعیتی بن‌بست گونه ختم می‌شود که شاید منافع هیچ‌کس مورد چالش قرار نگیرد. این سطح بالای خشم پوپولیست‌ها از راست و چپ را توضیح می‌دهد که به قطبی‌سازی کمک کرده و یک واقعیت اجتماعی را بازتاب می‌دهد که در تضاد با اصول مشروعیت بخش کشور قرار دارد. گله و شکایت آمریکایی‌ها مبنی بر اینکه نخبگان و گروه‌های قدرتمند ذی‌نفع بر ایالات‌متحده سلطه دارند نشان‌دهنده واقعیت افزایش نابرابری درآمدی و ثروت در بازه زمانی دهه ۷۰ تا اوایل دهه ۲۰۰۰ است. نابرابری به خودی خود در فرهنگ سیاسی آمریکا که بر برابری فرصت‌ها و نه نتایج تاکید می‌کند هرگز یک مشکل بزرگ نبوده است. اما سیستم تا زمانی مشروع باقی می‌ماند که مردم باور داشته باشند که با سختکوشی و انجام آنچه در توان دارند، آنها و فرزندانشان سهمی مناسب در رفاه و موفقیت خویش خواهند داشت و ثروت با تبعیت از قانون نصیب آنها خواهد شد.با این حال، حقیقت این است که نرخ تحرک اجتماعی بین نسلی در ایالات‌متحده «بسیار پایین»تر از آن چیزی است که بسیاری از آمریکایی‌ها تصور می‌کنند و «پایین»تر از بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته دیگری است که به‌طور سنتی به منزله کشورهای سخت و سخت طبقه‌بندی می‌شوند.

22222

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن