چرا انتخابات مسیر جنگ را تعیین نمی‌کند؟

در آمریکا، تورم، افزایش قیمت بنزین و هزینه‌های زندگی، نارضایتی عمومی از جنگ را تشدید کرده است. طبق نظرسنجی AP-NORC، ۶۹ درصد آمریکایی‌ها معتقدند این جنگ ارزش هزینه‌کردن را نداشته و تنها ۲۸ درصد از عملکرد ترامپ در قبال ایران رضایت دارند. برخی نامزدهای جمهوری‌خواه نیز خواستار پایان سریع جنگ شده‌اند. بااین‌حال، ترامپ همچنان از پیروزی سخن می‌گوید و همزمان هشدار می‌دهد که در صورت تسلیم‌نشدن ایران، آماده تشدید اقدامات نظامی است؛ موضعی که در کنار وعده حمله‌نکردن تا پیش از انتخابات، نشان‌دهنده تناقض میان فشار برای دستیابی به نتیجه و نگرانی از هزینه‌های ادامه جنگ است.

از نگاه تهران، مساله اصلی صرفا فشار نظامی نیست، بلکه بی‌اعتمادی به تعهدات واشنگتن است. تصمیم‌گیرندگان ایران معتقدند می‌توانند فشارها را تحمل کنند و هزینه‌های بیشتری به آمریکا و اقتصاد جهانی تحمیل کنند. ساسان کریمی، مقام پیشین دولت ایران، تاکید می‌کند که تهران نسبت به پایبندی آمریکا به توافق‌ها، حتی توافق‌هایی که شخص ترامپ امضا کند، بدبین است. از این منظر، انتخابات آمریکا نیز تضمینی برای تغییر سیاست واشنگتن محسوب نمی‌شود؛ زیرا به باور برخی تحلیلگران ایرانی، اختلاف دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان بیشتر درباره شیوه مواجهه با ایران است تا اصل تقابل با آن. مذاکرات غیر مستقیم دو کشور همچنان ادامه دارد، اما اختلاف بر سر ترتیب اجرای تعهدات مانع اصلی توافق است. ایران خواستار بازگشت به چارچوب توافق کوتاه‌مدت ژوئن و دریافت امتیازات اقتصادی است؛ توافقی که منافع مالی مورد انتظار تهران از آن محقق نشد.

مقام‌های ایرانی می‌گویند آمریکا باید ابتدا محاصره دریایی را لغو کند و سپس ایران درباره توقف حملات به نفتکش‌ها اقدام کند. در مقابل، واشنگتن حفظ محاصره و فشار اقتصادی را ابزار اصلی وادارکردن تهران به عقب‌نشینی می‌داند. این تقابل، مساله اعتماد و تضمین اجرای تعهدات را به مانعی اساسی در مسیر توافق تبدیل کرده است. تنگه هرمز نیز همچنان یکی از مهم‌ترین اهرم‌های این مناقشه است. آمریکا با اسکورت نفتکش‌ها توانسته عبور بخشی از محموله‌های نفتی را تسهیل کند، اما تردد کشتی‌ها هنوز بسیار پایین‌تر از سطح پیش از جنگ است و حملات ایران به نفتکش‌ها افزایش یافته است. هزینه بالای عبور دریایی، که در برخی موارد به یک ‌میلیون دلار در روز یا بیشتر می‌رسد، نشان می‌دهد امکان عبور کشتی‌ها الزاما به معنای بازگشت امنیت و ثبات به بازار انرژی نیست. همزمان، درگیری عربستان و حوثی‌ها در نزدیکی باب‌المندب، خطر گسترش بحران به مسیرهای دیگر تجارت جهانی را افزایش داده است.

در جبهه اقتصادی، سقوط ارزش ریال، فشار بر صادرات نفت و گزارش استعفای وزیر نفت ایران از نشانه‌های شدت‌گرفتن بحران هستند. با این‌حال، گزارش تاکید دارد که آسیب اقتصادی به تسلیم سیاسی تهران منجر نشده است. در مقابل، تداوم اختلال در کشتیرانی و افزایش هزینه‌های انرژی می‌تواند فشارهای اقتصادی و سیاسی بیشتری بر آمریکا و کشورهای منطقه وارد کند. آسوشیتدپرس در پایان می‌نویسد: جنگ در مرحله‌ای قرار دارد که برتری نظامی به‌تنهایی برای تعیین نتیجه سیاسی کافی نیست. سه مسیر همچنان قابل تصور است: توافق محدود و مرحله‌ای، ادامه جنگ فرسایشی همراه با مذاکرات متناوب، یا از سرگیری حملات گسترده‌تر. تا زمانی که اختلاف بر سر لغو محاصره، امنیت کشتیرانی و تضمین اجرای تعهدات حل نشود، دستیابی به توافق پایدار دشوار خواهد بود.