تغییر محاسبات واشنگتن پس از دو جنگ

به نظر می‌‌رسد که امروز علاوه بر آنکه منطقه تاحدودی آرایش جنگی به خود گرفته، تهران و واشنگتن نیز بیش از هر زمانی از میز مذاکره فاصله گرفته‌اند. شما این تحولات را چطور ارزیابی می‌کنید؟

تحولات اخیر در منطقه بیانگر آن است که تنش‌های موجود میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا و مسائل مورد اختلاف دو طرف، تقریبا از مسیر دیپلماسی قابل حل‌وفصل نیست. به نظر می‌رسد خواسته‌های دو طرف به اندازه‌ای از یکدیگر فاصله گرفته و مطالبات آمریکا از ایران تا حدی حداکثری شده است که دیگر امکان دستیابی به نقطه‌ای مشترک و توافق بر سر مجموعه‌ای از خواسته‌ها دشوار به نظر می‌رسد. آنچه جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات به‌عنوان امتیاز و موضوع قابل گفت‌وگو مطرح می‌کند، دیگر از نگاه آمریکا امتیاز یا کارت بازی محسوب نمی‌شود. به بیان دیگر، آمریکایی‌ها معتقدند اقداماتی نظیر توقف یا تعلیق غنی‌سازی، فراهم کردن امکان بازرسی بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از تاسیسات هسته‌ای ایران و حتی بازگشایی تنگه هرمز، دیگر امتیازاتی نیستند که بتوان بر مبنای آنها وارد معامله و مذاکره شد.

چرا برای آمریکا این مواردی که ذکر کردید دیگر به عنوان کارت بازی محسوب نمی‌شود؟

از نگاه آمریکا، برنامه هسته‌ای ایران به دلیل آسیب‌هایی که متحمل شده، دیگر نمی‌تواند مانند گذشته به‌عنوان یک اهرم یا کارت بازی مورد استفاده قرار گیرد. از سوی دیگر، با توجه به ادعاهای مطرح‌شده درباره تداوم خروج نفت از تنگه هرمز و فشار محدودی که بسته ماندن این مسیر بر بازار انرژی وارد کرده است، آمریکایی‌ها بر این باورند که موضوع تنگه هرمز نیز دیگر نمی‌تواند به‌عنوان یک کارت بازی موثر از سوی جمهوری اسلامی ایران مورد استفاده قرار گیرد. بر همین اساس، آمریکایی‌ها معتقدند اگر جمهوری اسلامی ایران خواهان حل‌وفصل مسائل موجود است، باید امتیازاتی فراتر از مواردی که اکنون مطرح می‌شود به آمریکا ارائه کند؛ موضوعی که طبیعتا از سوی جمهوری اسلامی ایران امکان‌پذیر نیست.

این فاصله گرفتن خواسته‌های دو طرف چه پیامدی به دنبال دارد؟

پس از جنگ ۱۲روزه و جنگ ۴۰روزه، تحولی که رخ داده این است که از نگاه آمریکا، بخش عمده مواردی که جمهوری اسلامی ایران پیش از این دو جنگ به‌عنوان کارت بازی در اختیار داشت، دیگر امتیاز محسوب نمی‌شود و واشنگتن دیگر بر سر آنها حاضر به مذاکره و گفت‌وگو نیست. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران نیز حاضر نیست امتیازات بیشتری ارائه دهد و نمی‌خواهد فراتر از چارچوب کنونی وارد گفت‌وگو و واگذاری امتیازات شود. بنابراین، خواسته‌های دو طرف در شرایط کنونی در هیچ نقطه‌ای به یکدیگر نزدیک نمی‌شود و تا زمانی که این فاصله پابرجا باشد، احتمال جنگ و حمله نظامی همچنان بالا خواهد بود.

چه تحولاتی باعث شده واشنگتن به این جمع‌بندی برسد که رویکرد مدیریت بحران در قبال ایران دیگر پاسخگو نیست؟

به گفته اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، واشنگتن از مرحله مدیریت تنش یا مدیریت بحران با جمهوری اسلامی ایران، به سمت رویکردی حرکت کرده که هدف آن حل‌وفصل نهایی بحران است. از نگاه آمریکایی‌ها، شرایط به گونه‌ای پیش رفته و تحولات منطقه‌ای به نحوی رقم خورده است که دیگر نمی‌توان با جمهوری اسلامی ایران صرفا در چارچوب مدیریت بحران رفتار کرد؛ به این معنا که بحران تا سطحی کنترل شود که از تبدیل شدن آن به یک رویارویی نظامی جلوگیری شود.

از نگاه آمریکایی برای حل بحران، ایران باید چه خواسته‌هایی را بپذیرد؟

در نگاه آمریکا، شرایط کنونی مستلزم پایان دادن به بحران و حل‌وفصل آن است. این امر از مسیر گفت‌وگو و دستیابی به یک توافق نهایی امکان‌پذیر خواهد بود؛ توافقی که از منظر آمریکا شامل شروط و مطالبات حداکثری است. از جمله این مطالبات می‌توان به توقف غنی‌سازی، محدود کردن توان موشکی و تغییر در سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد؛ همان سه حوزه‌ای که همواره از مسائل اصلی مورد اختلاف میان دو طرف بوده‌اند، اما این بار در قالب یک توافق جامع و دائمی و با شروط حداکثری آمریکا مطرح می‌شوند. طبیعتا پذیرش چنین چارچوبی از سوی جمهوری اسلامی ایران امکان‌پذیر نیست؛ در این شرایط احتمالا با چه سناریویی مواجه خواهیم شد؟ با توجه به سطح اختلافات میان دو طرف و تحولاتی که در منطقه رخ داده است، می‌توان گفت احتمال حمله نظامی همچنان بسیار بالاست و گزینه نظامی بار دیگر می‌تواند در دستور کار قرار گیرد.

انتخابات آمریکا و انتخابات اسرائیل تا چه اندازه می‌تواند بر این روند تاثیرگذار باشد؟

انتخابات آمریکا، حتی اگر با پیروزی دموکرات‌ها همراه شود، نمی‌تواند اختیارات دونالد ترامپ را برای استفاده از قدرت نظامی و اقدام علیه ایران به‌طور کامل محدود کند. البته ممکن است محدودیت‌هایی در عرصه داخلی برای او ایجاد شود، اما به نظر می‌رسد انتخابات آمریکا در زمینه تصمیم‌گیری درباره اقدام نظامی علیه ایران، تاثیر تعیین‌کننده‌ای نداشته باشد. انتخابات اسرائیل ممکن است اثر گذارتر باشد؛ به این معنا که اگر بنیامین نتانیاهو در انتخابات پیروز نشود، احتمال دارد در رویکرد اسرائیل نسبت به تحولات منطقه تفاوت‌هایی ایجاد شود. با این حال، وقوع چنین تغییری نیز قطعی به نظر نمی‌رسد.