شیخ‌نشین‌ها در دو راهی

کشورهای حاشیه خلیج فارس در شرایط نه جنگ و نه صلح میان ایران و آمریکا، به سمت تنش‌زدایی با تهران و ایجاد نوعی موازنه قدرت پیش می‌روند یا شرایط کنونی آنها را به سمت ائتلاف و اعمال فشار بر ایران سوق می‌دهد؟

رویکرد کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، پیش از شروع این جنگ، به این صورت بود که مانع حملات آمریکا و اسرائیل شده و از جنگ جلوگیری کنند. هرچند اخباری نیز مبنی بر اینکه بعضی از این کشورها از حملات حمایت می‌کردند منتشر شد. با این حال، موضع اصلی آنها این بود که در یک جنگ گسترده و فراگیر، پاسخ ایران به آنها آسیب نرساند. با این حال وقوع جنگ و سپس با دکترین منطقه‌ای کردن آن، این کشورها نیز تحت‌تاثیر قرار گرفته و آسیب دیدند. به‌ویژه پس از مسدود شدن تنگه هرمز، برخی از این کشورها، از جمله بحرین، کویت و قطر که به دلیل نداشتن مسیرهای جایگزین آسیب‌پذیری بیشتری دارند و هم در حوزه انرژی و هم در حوزه کالا با مشکل مواجه هستند.

کشورهایی مانند عربستان در میانه جنگ و پس از آن، رویکرد محافظه‌کارانه‌تری نسبت به ایران در پیش گرفتند؛ یعنی هم از دیپلماسی حمایت می‌کردند و هم از فشاری که منجر به تشدید تنش نشود. امارات اما با نزدیکی بیشتری که با اسرائیل پیدا کرد، در واقع به دنبال رویکردی سخت‌گیرانه‌تر و حتی تغییر رژیم بود، ولی پس از مدتی و پیش از تفاهم‌نامه، در کنار عربستان و سایر کشورها از دیپلماسی حمایت کرد. در این میان، رویکرد عمان و قطر همانند گذشته بود؛ آنها بیشتر از دیپلماسی حمایت می‌کردند و خواستار این بودند که با میانجی‌گری، این تنش حل‌وفصل شود و ثبات به منطقه بازگردد. با این حال رویکرد کلی این کشورها حمایت از دیپلماسی و فشار همزمان است؛ البته فشاری که به درگیری مجدد منجر نشود، بلکه فشار اقتصادی یا تداوم محاصره دریایی که بتواند با تضعیف اقتصاد ایران به مذاکراتی منجر شود که ایران هم در بحث تنگه هرمز و هم در خصوص موضوع هسته‌ای، امتیازدهی لازم را داشته باشد.

ادعای سفر نتانیاهو به ابوظبی و دیدار با محمد بن‌زاید تا چه اندازه می‌تواند نشانه بازسازی هماهنگی امنیتی اسرائیل و امارات علیه ایران باشد؟

رابطه امارات و اسرائیل، پس از جنگ عمیق‌تر شد. حتی برخی استدلال‌ها این بود که نظمی در منطقه در حال شکل‌گیری است که یک طرف آن امارات و اسرائیل قرار دارند، یک طرف عربستان، ترکیه و پاکستان و طرف دیگر نیز ایران و جبهه مقاومت هستند. با این حال، پس از پایان جنگ و حتی پیش از تفاهم‌نامه، امارات تا حدودی از مواضع خود عقب‌نشینی کرد و در صحبت‌ها و سخنرانی‌هایی که داشتند، از دیپلماسی حمایت می‌کردند. دیدارهایی نیز میان مقامات ایران و امارات صورت گرفت که هدف آن تنش‌زدایی بود. با این حال، پس از حملاتی که به برخی از اهداف اماراتی صورت گرفت، رویکرد این کشور دوباره تا حدودی تندتر و با اسرائیل همسوتر شده و از زمان آغاز کارزار تحریمی آمریکا علیه ایران، شرایط سخت‌گیرانه‌ای علیه بانک‌های ایرانی اعمال کرد و کاملا همسو با آمریکا خواستار تشدید فشار اقتصادی بر ایران بوده است.

بر اساس گزارش‌ها، همکاری امارات با اسرائیل در زمینه اطلاعاتی نیز رو به گسترش است و به نظر می‌رسد آنها از مدلی حمایت می‌کنند که تضعیف تدریجی ایران منجر به تغییر رژیم شود و به نظر می‌رسد در این مورد با اسرائیلی‌ها همسو باشند؛ چرا که در مسائل منطقه‌ای و فرامنطقه همسویی بیشتری با اسرائیل دارند و حتی سیاست‌های آنها در آن مناطق هم با ایران و هم با عربستان کاملا در تضاد است. در موضوع ایران نیز به نظر می‌رسد که رویکرد امارات با مابقی اعضای شورای همکاری خلیج فارس متفاوت باشد.

با توجه به هزینه‌های جنگ اخیر، آیا امارات و عربستان در صورت آغاز دور جدید درگیری، حاضرند این بار با قدرت بیشتری در کمپین نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران مشارکت کنند؟

این موضوع تا حد زیادی به واکنش ایران و همچنین متحدان منطقه‌ای آن بستگی دارد؛ اینکه آنها چه اهدافی را هدف قرار دهند. رویکرد این کشورها جلوگیری از تشدید تنش خواهد بود، چرا که می‌دانند با تشدید تنش، راه‌های جایگزین برای تنگه هرمز، مانند خط لوله شرق به غرب عربستان یا بندر فجیره امارات، نیز می‌توانند هدف حملات باشند. بنابراین سعی می‌کنند که تشدید درگیری اتفاق نیفتد؛ اما در صورت تشدید بر اساس حملات ایران محاسبات خود را تعیین می‌کنند. اگر در شرایطی قرار بگیرند که هزینه حملات تلافی‌جویانه ایران برای آنها بسیار بالا باشد، ممکن است این کشورها در رویکرد محافظه‌کارانه خود تغییری ایجاد کنند.

آیا کشورهای خلیج فارس در حال حرکت به سمت یک معماری امنیتی جدید با حضور آمریکا و اسرائیل و در تقابل با ایران هستند، یا منافع اقتصادی و امنیتی آنها را به سمت حفظ کانال مذاکره و نوعی همزیستی با تهران سوق خواهد داد؟

معماری جدید امنیتی منطقه برای همه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس یکسان نخواهد بود. امارات بیشتر از مدلی پیروی می‌کند که نقش اسرائیل را در منطقه گسترش دهد و فرآیند پیمان ابراهیم را در منطقه تقویت و گسترش دهد. اما مدلی که مدنظر عربستان است، ایجاد یک ائتلاف سیاسی میان ترکیه و پاکستان، ضمن حفظ روابط نظامی با آمریکا است. درست است که پس از جنگ تردیدهایی در روابط با آمریکا به عنوان یک متحد کاملا قابل اتکا به وجود آمده، اما ترجیح آنها این است که آمریکا کماکان نظم امنیتی منطقه را تحت کنترل خود داشته باشد، ضمن اینکه شرکای استراتژیک خود را نیز گسترش دهند. یعنی همکاری‌های نظامی و امنیتی با کشورهایی مانند چین را نیز گسترش دهند، اما این به آن معنا نیست که بخواهند جایگزینی برای چتر امنیتی آمریکا در منطقه پیدا کنند.