چرا آمریکا مفاد توافق با ایران را نقض و محاصره را بازگرداند؟
تصویر نقض تفاهم از سوی آمریکا
تنشها در خلیج فارس همچنان ادامه دارد و تنگه هرمز و خط ساحلی ایران برای چهارمین دور در طول ده روز گذشته به کانون درگیریها با آمریکا بدل شده است. این در حالی است که طی ۲۴ ساعت گذشته، حملات آمریکا شدت گرفته و محتمل است که این تبادل پینگ پنگی آتش همزمان با اعمال محاصره دریایی برای روزها ادامه داشته باشد. از این نظر پرسش مهم این است که چرا آمریکا تفاهم با ایران را نقض و محاصره را بازگرداند؟ همچنین آیا این نزاع طی روزهای آتی ادامه خواهد داشت یا آنکه دیپلماسی خواهد توانست بار دیگر از میان آتش قد علم کند؟
آمریکا بر مدار نقض تعهدات
تنشهای خاورمیانه پس از هدف قرار گرفتن نفتکشها و حملات متوالی ایالات متحده طی چهار شب گذشته بالا گرفته است. این در حالی است که ادعاهای بیاساس اخیر رئیس کاخ سفید، ابعاد تازهای به درگیریهای فعلی بخشیده است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز دوشنبه اعلام کرد که ایالات متحده محاصره دریایی ایران را بار دیگر برقرار کرده و از این پس اجازه نخواهد داد هیچ کشتیای وارد بنادر ایران شود یا از آنها خارج شود. ترامپ همچنین گفت که آمریکا در ازای تامین امنیت عبور کشتیهای باری، ۲۰ درصد از ارزش محمولهها را بهعنوان هزینه دریافت خواهد کرد؛ هرچند جزئیات این طرح و میزان جدی بودن اجرای آن، هنوز روشن نیست.
دونالد ترامپ همچنین روز دوشنبه در ادامه گزافهگوییهای خود ادعا کرد که در جریان نشست ۱۱ ساعته روز یکشنبه با ایران «همه چیز مورد توافق قرار گرفته بود» اما مذاکرهکنندگان ایرانی در ادامه خواستار برخی تغییرات شدند. گفتنی است که رئیسجمهوری آمریکا در این مورد توضیح بیشتری ارائه نکرد. وی همچنین با اشاره به تاسیسات نطنز مدعی شد آمریکا «کوه پیکاکس» یا همان کوه کلنگ را هدف قرار خواهد داد. این در حالی است که یک منبع ارشد در تهران به سیانان گفت اگر ترامپ این تهدید خود را عملی کند، ایران «پاسخی ویرانگر» به آن خواهد داد.
در ادامه، سخنگوی سنتکام نیز ادعا کرد که ارتش ایالات متحده در حال آماده شدن برای ازسرگیری محاصره کشتیهایی است که به بنادر ایران رفتوآمد میکنند. در مقابل، مقامات سیاسی و نظامی ایران تاکید کردهاند که تهران از کنترل خود بر تنگه هرمز دفاع خواهد کرد.
کانون درگیری در خط ساحل
رسانهها شامگاه دوشنبه و بامداد سهشنبه همچون شبهای پیش از آن از شنیده شدن صدای انفجار در نقاط مختلفی در خط ساحلی جنوب کشور از سیریک تا بوشهر خبر دادند. بنا به این گزارشها، شهر جم، جزیره کیش و همچنین جزیره ابوموسی از جمله مناطقی بودند که صدای انفجار در آنها شنیده شد. خبرگزاری تسنیم نیز حوالی نیمه شب دوشنبه به وقت تهران، از انفجارهای سنگین در کنارک خبر داد و همچنین گزارشهای مشابهی از لارک و چابهار و همینطور فعال شدن پدافند ضدهوایی در بندرعباس منتشر کرد. ساعاتی بعد، ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) اعلام کرد که نیروهای آن از ساعت ۴:۴۵ بعدازظهر دوشنبه به وقت شرق آمریکا به دستور فرمانده کل قوای آمریکا سومین شب پیاپی حملات علیه ایران را آغاز کردند. سنتکام در بیانیه خود مدعی شد که این حملات با هدف «تحمیل هزینه سنگین به نیروهای ایرانی» و کاهش توانایی آنها برای حمله به غیرنظامیان و کشتیهای تجاری در حال عبور از تنگه هرمز صورت گرفته است.
در واکنش به این تحولات، سفارت آمریکا در ابوظبی و کنسولگری این کشور در دبی اعلام کردند به دلیل وضعیت امنیتی منطقه، همه وقتهای خدمات کنسولی در فاصله ۱۳ تا ۱۵ ژوئیه لغو شده است. با ورود به روز سهشنبه نیز، سازمان نظارت بر تردد کشتیرانی در بریتانیا از هدف قرار گرفتن یک کشتی در این منطقه خبر داد و بحرین هم گزارش کرد که دو کشتی در خلیج فارس مورد حمله قرار گرفتند.
امارات متحده عربی نیز با متهم کردن ایران به هدف قرار دادن دو نفتکش این کشور در جنوب تنگه هرمز، از کشته شدن یک نفر و زخمی شدن ۸ تن از خدمه خبر داد. وزارت دفاع بحرین نیز ادعا کرده بود دو نفتکش مومباسا و باهیا در گذرگاه جنوبی تنگه هرمز و در آبهای سرزمینی عمان هدف دو موشک کروز ایران قرار گرفتند. از سوی دیگر، وزارت کشور بحرین اعلام کرد که آژیرهای خطر چند بار در این کشور به صدا درآمدند. سازمان عملیات تجارت دریایی انگلیس نیز روز سهشنبه از وقوع حادثه دریایی در نزدیکی سواحل عمان خبر داد. ارتش اردن نیز ادعا کرد که چهار موشک که از سوی ایران شلیک شده بود را سرنگون کرده است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز صبح سهشنبه با صدور اطلاعیه شماره ۷ خود از واکنش به حملات ساعت گذشته آمریکا خبر داده و اعلام کرد که به «مرکز ارتباطات ماهوارهای و ساختمان اقامتگاه نیروهای آمریکایی در پایگاه جفیر بحرین» با موشک و پهپاد حمله کرده است.
فریاد دیپلماسی
همزمان با تحولات ۲۴ ساعت گذشته، چین از ایالات متحده و ایران خواست تا عبور ایمن از تنگه هرمز را برقرار کنند. بنا به گزارش شبکه الجزیره، سخنگوی وزارت خارجه چین اعلام کرد که تهران و واشنگتن باید عبور ایمن از تنگه هرمز را که یک آبراه حیاتی است، پس از از سرگیری درگیریها بر سر نحوه مدیریت این آبراه استراتژیک، دوباره برقرار کنند. سخنگوی وزارت امور خارجه در یک کنفرانس خبری گفت: «برقراری عبور عادی و ایمن از این تنگه در اسرع وقت، آرزوی مشترک جامعه بینالمللی است.» وی افزود: «پکن تلاشهای بیوقفهای را برای کمک به کاهش تنشها در این وضعیت انجام خواهد داد.»
در ادامه واکنشها به تحولات اخیر، بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان روز گذشته گفت که در حال حاضر بحثهای پیچیدهای برای تدوین یک توافق بلندمدت که آزادی دریانوردی در تنگه هرمز را تضمین کند، در جریان است. به گزارش آسوشیتد پرس، وی اظهار کرد: «ما مسوولیت همکاری با ایران و جامعه بینالمللی را برای دستیابی به توافقی که آزادی دریانوردی در تنگه هرمز را تضمین کند، بر عهده داریم.» البوسعیدی اشاره کرد: «جدیترین تهدیدهای برای امنیت خلیج فارس از داخل نیست، بلکه از تصمیمات و اقدامات خارجی، به ویژه در تلآویو، ناشی میشود.» وی افزود: «رابطه با آمریکا باید از نو تنظیم شود تا با واقعیت استراتژیک آشکار شده توسط جنگ سازگارتر شود. جنگ فعلی یک فاجعه بود، هیچ مجوزی از سوی سازمان ملل نداشت و در دستیابی به اهداف خود شکست خورد.» همزمان، خبرگزاری بلومبرگ اعلام کرد که کشتیرانی در تنگه هرمز متوقف شده است و هیچ ترددی در این آبراهه صورت نمیگیرد. این تحول، اثر خود را بر بازار بینالمللی نفت نیز نشان داد و با تشدید درگیریها میان ایران و آمریکا، روند صعودی قیمت نفت در بازارهای جهانی ادامه یافت.
چرا تفاهم فروپاشید؟
بازگشت آمریکا به فشار نظامی و اعمال دوباره محاصره دریایی، اگرچه در ظاهر به معنای شکست تفاهم اخیر با ایران است، اما از منظر راهبردی چندان غافلگیرکننده نبود. نخستین دلیل را باید در الگوی رفتاری دونالد ترامپ جستوجو کرد؛ الگویی که طی سالهای گذشته بارها نشان داده از ثبات و تداوم در تصمیمگیری برخوردار نیست و بیشتر بر مبنای فشار حداکثری، تغییرات ناگهانی و استفاده تاکتیکی از مذاکره عمل میکند. در چنین چارچوبی، توافقها نه بهعنوان نقطه پایان بحران، بلکه بهعنوان ابزاری برای مدیریت مقطعی آن تلقی میشوند. از همین رو، نقض تفاهم اخیر از همان ابتدا نیز سناریویی قابل پیشبینی بود.
عامل دوم، ماهیت نظامی این وقفه کوتاهمدت است. آتشبس یا کاهش موقت تنش، بیش از آنکه زمینهساز صلح باشد، فرصتی برای هر دو طرف جهت بازآرایی نیروها، احیای ذخایر تسلیحاتی، تقویت سامانههای دفاعی و بازیابی ظرفیتهای عملیاتی محسوب میشود. در جنگهای فرسایشی، چنین وقفههایی اغلب مقدمهای برای دور جدیدی از درگیری هستند، نه پایان آن. از این منظر، بازگشت حملات آمریکا را میتوان ادامه همان راهبرد «توقف برای تجدید قوا» دانست.
سومین عامل هم به مفاد اجرانشده تفاهم بازمیگردد. یکی از مهمترین بندهای توافق، بازگشایی تدریجی مسیرهای دریایی ایران و تنگه هرمز بود؛ بر این اساس قرار بود عملیات مینزدایی ظرف ۳۰ روز تکمیل شود و طی ۶۰ روز نیز هیچگونه عوارض یا محدودیت اضافی بر تردد کشتیها اعمال نشود. بازگشت محاصره دریایی و تشدید کنترل بر تردد شناورها، عملا به معنای نقض این بخش از تفاهم است و نشان میدهد واشنگتن ترجیح داده بار دیگر از اهرم فشار دریایی برای افزایش هزینههای اقتصادی و امنیتی ایران استفاده کند. برآیند این عوامل نشان میدهد که چشمانداز روزهای آینده همچنان با عدم قطعیت همراه است. اگرچه احتمال تداوم تبادل حملات وجود دارد، اما همزمان هزینههای فزاینده درگیری میتواند بار دیگر مسیر دیپلماسی را، هرچند موقت و شکننده، به گزینهای قابل اعتنا تبدیل کند.