چیدمان استراتژیک جدید در خاورمیانه

صلح ترامپ در بوته آزمایش

«داو لیبر» در روزنامه وال‌استریت ژورنال عنوان کرد که تبادل آتش مجدد میان اسرائیل و ایران آتش‌بس شکننده رئیس‌جمهور آمریکا در خاورمیانه را به بوته آزمایش گذاشت. این حملات و ضدحملات، اولین باری بود که ایران و اسرائیل از زمان اجرای آتش‌بس با میانجی‌گری ایالات متحده در اوایل آوریل، یکدیگر را هدف قرار دادند. کاری که ایران سعی در انجام آن دارد، اطمینان از ارتباط جبهه‌های جنگ لبنان و ایران است، چراکه ایالات متحده و اسرائیل تلاش دارند ‌ارتباط میان این میدان‌های نبرد را قطع کنند. به همین دلیل است که شاهد بودیم واشنگتن روند دیپلماتیک لبنان را در ایالات متحده آغاز کرد، جایی که دولت‌های لبنان و اسرائیل برای اولین بار پس از دهه‌ها، مذاکرات مستقیمی را آغاز کرده‌اند.

به‌رغم اظهارات اخیر ترامپ درباره نزدیک بودن صلح همه‌جانبه، چنین به نظر می‌رسد که احتمال شعله‌ور شدن منطقه همچنان از روی میز برداشته نشده است. این امر بدان معناست که رئیس‌جمهور آمریکا اکنون باید نشان دهد که آیا قدرت کنترل اسرائیل برای جلوگیری از تنش‌زایی بیشتر را دارد یا خیر. به بیان دیگر، رئیس‌جمهور آمریکا اکنون باید به همگان اثبات کند که ادعایی که درباره قریب‌الوقوع بودن صلح در خاورمیانه مطرح کرده، همچنان به قوت خود باقی و امکان‌پذیر است.

نقطه عطف در بازدارندگی

تریتا پارسی معاون اجرایی و هم‌بنیان‌گذار موسسه کوئینسی، در یادداشتی تحلیلی عنوان کرد که حمله اخیر ایران به اسرائیل صرفا یک پاسخ نظامی نبود، بلکه نقطه عطفی در معادلات بازدارندگی منطقه‌ای محسوب می‌شود؛ رخدادی که به باور او می‌تواند آینده روابط ایران و اسرائیل، مساله فلسطین و حتی جایگاه آمریکا در خاورمیانه را تحت تاثیر قرار دهد. پارسی، در یادداشتی با عنوان «پیامدهای ژئوپلیتیک عمیق حملات ایران به اسرائیل» نوشت: ممکن است مدتی طول بکشد تا عمق فاجعه‌ای که اتفاق افتاده درک شود. برای نخستین بار، ایران پس از آنکه اسرائیل به خاک کشور دیگری حمله کرده است -نه به خاک خود ایران- اسرائیل را هدف قرار داده است. این تحول بدان معناست که خطوط نبرد و قواعد بازدارندگی در منطقه جابه‌جا شده‌اند. بازدارندگی ایران پیش از این نیز تا حدی احیا شده بود؛ به این معنا که اسرائیل می‌دانست هرگونه حمله به ایران با پاسخ متقابل مواجه خواهد شد. اما اکنون ایران ثابت کرده است که در برابر حملات اسرائیل به لبنان نیز واکنش نشان خواهد داد.

پارسی در ادامه نوشت: این نخستین‌بار در چند دهه گذشته است که یک قدرت منطقه‌ای از ابزار، توانایی و اراده لازم برای به‌کارگیری قدرت سخت در برابر تحرکات نظامی اسرائیل یا اقدامات تهاجمی آن علیه یک طرف سوم برخوردار است. این تحول از آن جهت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا نیز نشان داده است خواهان مهار روند تشدید تنش‌ها از سوی اسرائیل است. معاون اجرایی و هم‌بنیان‌گذار موسسه کوئینسی در ادامه تبیین کرد: هنوز مشخص نیست که آیا این الگوی جدید بازدارندگی به فلسطین نیز گسترش خواهد یافت یا خیر، اما اگر چنین شود، می‌تواند به یک تحول تعیین‌کننده در منطقه تبدیل شود. اسرائیل تاکنون توانسته است سرزمین‌هایی را ضمیمه کند و مرتکب نسل‌کشی و جنایات جنگی شود، بدون آنکه با پیامدهای واقعی مواجه شود، چرا که کشورهای غربی از تحمیل هزینه به اسرائیل خودداری کرده‌اند و هیچ قدرت منطقه‌ای نیز از توان سخت لازم برای تحمیل هزینه‌های واقعی به اسرائیل برخوردار نبوده است. اگر این معادله تغییر کند، آینده منازعه اسرائیل و فلسطین احتمالا وارد مرحله‌ای متفاوت خواهد شد. به همین دلیل است که اسرائیل هر آنچه در توان دارد به کار خواهد گرفت تا مانع از هرگونه تغییر در این معادله شود.

معادله هرمز از لبنان جدا نیست

از سوی دیگر، آرش رئیسی‌نژاد، پژوهشگر مهمان در مرکز خاورمیانه دانشگاه علوم اقتصاد و سیاسی لندن، طی یادداشتی در شبکه ایکس عنوان کرد که به نظر می‌رسد حمله ایران به شمال اسرائیل با هدف به چالش کشیدن ادعای ترامپ مبنی بر اینکه تنگه هرمز را می‌توان از وقایع لبنان جدا کرد، انجام شده است. وی نوشت: «تهران با پاسخ به حمله اسرائیل به ضاحیه بیروت، تلاش می‌کند دو عرصه ژئوپلیتیک را که واشنگتن ترجیح می‌دهد آنها را از هم جدا کند، به هم پیوند دهد.

در سطحی عمیق‌تر، ایران به طور فزاینده‌ای با یک ساختار فشار دوگانه روبه‌رو است: بُعد محاصره از یک‌سو و فرسایش تدریجی حزب‌الله به عنوان یک بازوی بازدارنده پیشرو از سوی دیگر. از این نظر، محدودیت هم مادی و هم زمانی است، فشار از طریق زمان در یک عرصه و فشار از طریق فرسایش متحد غیردولتی در عرصه دیگر. بنابراین، حمله موشکی تهران با هدف مختل کردن این پویایی انجام شد.» این پژوهشگر در ادامه عنوان کرد که چالش برای تهران این است که بعید است اسرائیل معادله «هرمز در برابر ضاحیه» را بپذیرد و بر این اساس، هرگونه پاسخ اسرائیل احتمالا با هدف رد تلاش تهران برای تعریف مجدد جغرافیای تنش خواهد بود.

سیگنال‌دهی قهری

حمیدرضا عزیزی پژوهشگر مهمان در موسسه‌ آلمانی امور بین‌المللی و امنیت در برلین، نیز در شبکه ایکس نوشت: «بارش موشکی ایران علیه سرزمین‌های اشغالی نخستین آتش مستقیم ایران به اسرائیل از زمان آتش‌بس ۸ آوریل است. اهمیت این رویداد عمدتا در آنچه که درباره منطق حاکم بر رویکرد ایران نشان می‌دهد، نهفته است. این تسلسل با شلیک راکتی به شمال سرزمین‌های اشغالی آغاز شد که حزب‌الله مسوولیت آن را به عهده نگرفت‌ و سپس ضربه‌هایی که تل‌آویو علیه لبنان انجام داد را شاهد بودیم.  در نهایت پاسخ ایران از راه رسید؛ تصمیم تهران برای پاسخ به حمله به لبنان با موشک‌هایی که از خاک خود شلیک شده، توسعه‌ای عملی در این زمینه است.»  عزیزی در ادامه نوشت: «این تصمیم به شکل ملموس‌تری به فرمول‌بندی قبلی وزیر امور خارجه ایران ‌شکل می‌دهد که عنوان کرده بود آتش‌بس باید شامل همه جبهه‌ها شود و نقض آن در یک جبهه، نقض در تمامی جبهه‌هاست. به مدت چند هفته، این مساله تنها یک موضع ابلاغی باقی ماند، اما شامگاه یکشنبه تهران هزینه‌ای برای آن تعیین کرد.‌»

 عزیزی همچنین عنوان کرد: «انتخاب ابزار به اندازه تصمیم به اقدام اهمیت دارد. ایران به طور مستقیم با موشک‌های خود پاسخ داد، نه از طریق حزب‌الله یا دیگر اعضای محور مقاومت. این الگو ادامه‌دهنده روندی است که جنگ را تعریف کرده است: با تضعیف شبکه منطقه‌ای، نیروی موشکی به ابزار اصلی تهران برای انتقام‌گیری مستقیم و سیگنال‌دهی قهری تبدیل شده است. در عین حال، به نظر می‌رسد که این حمله حساب‌شده بوده است و گزارش‌ها حاکی از آن است که واشنگتن در حال کار روی محدود کردن پاسخ اسرائیل است تا مسیر مذاکره را حفظ کند.» این تحلیلگر در پایان نوشت: «به طور کلی، تهران اکنون نشان داده است که جبهه‌های منطقه‌ای نمی‌توانند جداگانه مورد بررسی قرار گیرند. تبادل آتش اخیر محدود باقی ماند؛ زیرا هر دو طرف هنوز در حال تنظیم حدود تقابل قابل قبول از طریق آزمایش هستند و همین دینامیک است که مسیر صلح را ناپایدار نگاه می‌دارد.»

  توافق موقت از دیگر گزینه‌ها مناسب‌تر است

علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه‌ بین‌المللی بحران طی گفت‌وگویی عنوان کرد که به‌رغم دشوار بودن توافق‌های احتمالی میان ایران و آمریکا، این امر از گزینه‌های نظامی بهتر و مناسب‌تر است. وی افزود: «حتی اگر اسرائیل برای حمله به ایران نیازی به کمک آمریکا نداشته باشد. برای مقابل با حملات ایران، بی‌تردید نیازمند کمک واشنگتن است.» وی افزود: «با وجود اینکه بعید به نظر می‌رسد آمریکا و ایران بتوانند به تفاهمی جامع دست یابند، با در نظر گرفتن دیگر سناریوها می‌توان گفت که وضعیت توافق موقت دست‌کم از دیگر گزینه‌ها بهتر و مناسب‌تر است.» وی افزود: «باید در نظر گرفت که اسرائیل ملاحظات مربوط به خود را دارد. برای تل‌آویو کاهش قدرت آمریکا یا تضعیف سامانه‌های دفاعی این کشور در شرق آسیا چندان محلی از اعراب ندارد. با این همه، با توجه به اینکه آمریکا نگرانی‌های ژئوپلیتیک دیگری به‌جز وضعیت در خاورمیانه نیز دارد، چه‌بسا در قبال خواسته‌های تل‌آویو در زمینه شروع مجدد و فراگیر درگیری‌ها آنچنان روی خوش نشان ندهد.»

معادله جدید در منطقه

مصطفی نجفی، دیگر تحلیلگر مسائل بین‌الملل، طی پیامی در شبکه ایکس نوشت که حمله اخیر ایران به سرزمین‌های اشغالی معادله جدیدی را در منطقه رقم زده است. وی گفت: «حمله موشکی ایران به اسرائیل برای ایجاد معادله جدید در برابر معادله نظامی اسرائیل در لبنان و منطقه بوده است. بعید است اسرائیل به این معادله تن دهد و احتمالا درگیری را توسعه خواهد داد. آنچه در یک درگیری چند روزه اهمیت دارد این است که خلیج‌فارس و تنگه هرمز نمی‌تواند از درگیری با اسرائیل جدا باشد.»