ورشکستگی قریبالوقوع تامین اجتماعی آمریکا
تامین اجتماعی در آمریکا از مدل «پرداخت جاری» استفاده میکند؛ به این معنا که مالیات پرداختی شاغلان برای تامین مزایای بازنشستگان فعلی مصرف میشود. بنابراین، هرچه تعداد بازنشستگان نسبت به جمعیت شاغل افزایش یابد، فشار بر منابع این نظام بیشتر میشود. تحولات جمعیتی آمریکا نیز دقیقا در همین جهت حرکت میکند. سهم افراد در سن بازنشستگی از حدود ۸درصد جمعیت آمریکا در سال ۱۹۵۰ به حدود ۲۱درصد در سال ۲۰۳۰ خواهد رسید. کاهش نرخ تولد و افزایش طول عمر نیز این فشار را بیشتر کرده است.
براساس سرمقاله فایننشال تایمز، تامین اجتماعی به یکی از حساسترین موضوعات سیاست داخلی آمریکا تبدیل شده است؛ موضوعی که سیاستمداران معمولا ترجیح میدهند به آن نزدیک نشوند. سالها مقاومت در برابر اصلاحات باعث شده است مساله به مرحلهای برسد که دیگر نمیتوان آن را برای مدت طولانی به تعویق انداخت. با این حال، اختلافات حزبی و قطبیشدن فضای سیاسی در کنگره، دستیابی به یک راهحل را دشوار کرده است. جمهوریخواهان و دموکراتها اکنون در موقعیتی قرار دارند که هر دو میدانند اصلاحات ضروری است، اما هیچکدام تمایل ندارند هزینه سیاسی آن را بپردازند.
با وجود این، امکان دستیابی به یک توافق دوحزبی همچنان وجود دارد. اخیرا گروهی از سناتورهای جمهوریخواه و دموکرات طرحی را برای بررسی بیشتر وضعیت این نظام مطرح کردهاند. گزینههای اصلی نیز تا حد زیادی مشخص هستند: افزایش منابع مالی، کاهش تدریجی برخی مزایا و تغییر شیوه سرمایهگذاری منابع صندوق. ترکیبی از این اقدامات میتواند منابع تامین اجتماعی را برای سالهای بیشتری پایدار کند.
یکی از مهمترین گزینهها، اصلاح سقف درآمد مشمول مالیات تامین اجتماعی است. در شرایط فعلی، درآمدهای بالاتر از ۱۸۴هزار و ۵۰۰ دلار مشمول مالیات تامین اجتماعی نمیشوند.
در نتیجه، سهم پرداختی کارگران کمدرآمد از درآمدشان نسبت به افراد پردرآمد بیشتر است. افزایش یا حذف این سقف میتواند درآمد بیشتری برای صندوق ایجاد کند و در عین حال از حمایت قابلتوجهی در میان هر دو حزب برخوردار است. نظرسنجیها نیز نشان میدهند بخش بزرگی از رایدهندگان جمهوریخواه و دموکرات با چنین تغییری موافق هستند.
گزینه دیگر، افزایش سن بازنشستگی است. سن بازنشستگی کامل در آمریکا سال آینده به ۶۷سال میرسد، اما افزایش امید به زندگی باعث شده است دوره دریافت مستمری طولانیتر شود. طبق نظرسنجیها، ۷۴درصد آمریکاییها انتظار دارند پس از رسیدن به سن بازنشستگی نیز به کار ادامه دهند. با این حال، افزایش سن بازنشستگی برای همه گروهها پیامد یکسانی ندارد. افرادی که مشاغل فیزیکی دارند ممکن است توان ادامه کار در سنین بالاتر را نداشته باشند. تجربه کشورهای اروپایی نیز نشان میدهد چنین اصلاحی میتواند با اعتراض عمومی گسترده روبهرو شود.
تغییر شیوه سرمایهگذاری منابع تامین اجتماعی نیز گزینه دیگری است. بخش عمده منابع این صندوق اکنون در اوراق خزانهداری آمریکا نگهداری میشود که ریسک پایینی دارند اما بازده آنها نیز محدود است. در مقابل، صندوقهای بازنشستگی خصوصی طی دهههای گذشته با سرمایهگذاری در بازار سهام بازده بیشتری به دست آوردهاند. برخی سناتورها پیشنهاد کردهاند بخشی از منابع تامین اجتماعی نیز در داراییهای پربازدهتر سرمایهگذاری شود.
البته چنین تغییری بدون ریسک نیست. ورود منابع بازنشستگی به بازار سهام میتواند صندوق را در معرض نوسانات بازار قرار دهد. از این رو، هرگونه اصلاح باید به گونهای طراحی شود که تصمیمهای سرمایهگذاری تحتتاثیر ملاحظات سیاسی کوتاهمدت قرار نگیرد. هدف، افزایش بازده در بلندمدت است، نه تبدیل منابع بازنشستگی به ابزاری برای سیاستگذاری روزمره.
حل بحران تامین اجتماعی به تصمیمهای سیاسی در واشنگتن بستگی دارد. دولت دونالد ترامپ در دو سال آینده انگیزه چندانی برای افزایش مالیات یا کاهش مزایا ندارد، زیرا هر دو اقدام میتواند هزینه سیاسی قابلتوجهی ایجاد کند. در مقابل، به تعویق انداختن تصمیم، بحران را به دولت بعدی منتقل خواهد کرد. به همین دلیل، سرنوشت تامین اجتماعی احتمالا در انتخابات ریاستجمهوری و کنگره سال ۲۰۲۸ و پس از آن مشخص خواهد شد.