حمایت از سالخوردگان با نسخه آلمانی

از سوی دیگر بخش قابل‌توجهی از بازنشستگان، به‌ویژه افرادی که در طول دوران اشتغال درآمد پایینی داشته‌اند، با خطر فقر در دوران سالمندی مواجه‌اند. به همین دلیل بسیاری از کشورها در سال‌های اخیر حداقل مستمری یا کمک‌هزینه‌های بازنشستگی را افزایش داده‌اند تا سطح معیشت این گروه بهبود یابد. اما این سیاست یک پرسش اساسی را مطرح می‌کند. آیا افزایش مستمری باعث می‌شود بازنشستگان انگیزه کمتری برای ادامه کار یا بازگشت به بازار کار داشته باشند و در نتیجه هدف افزایش مشارکت سالمندان در اقتصاد تضعیف شود؟

مطالعات پیشین بارها نشان داده‌اند که هرچه مزایای بازنشستگی سخاوتمندانه‌تر باشد، افراد زودتر از بازار کار خارج می‌شوند و نرخ مشارکت نیروی کار در سنین بالا کاهش می‌یابد. با این حال کمتر پژوهشی به رفتار افرادی پرداخته است که پس از بازنشستگی همچنان به کار ادامه می‌دهند یا پس از مدتی دوباره وارد بازار کار می‌شوند.  با این حال نتایج یک پژوهش جدید که بر پایه تجربه آلمان انجام شده، نشان می‌دهد افزایش مستمری بازنشستگان کم‌درآمد، اگرچه انگیزه اشتغال پس از بازنشستگی را تا حدی کاهش می‌دهد، اما هزینه آن برای بازار کار چندان سنگین نیست. به عبارتی افزایش مستمری باعث می‌شود بخشی از بازنشستگان کمتر کار کنند یا از بازگشت به بازار کار صرف‌نظر کنند، اما شدت این واکنش محدود بوده و به‌مراتب کمتر از واکنشی است که افراد در سنین اشتغال نسبت به تغییرات درآمدی نشان می‌دهند. علاوه بر این، این اثر عمدتا در میان بازنشستگان جوان‌تر یا افرادی مشاهده می‌شود که هنوز ارتباط خود را با بازار کار به‌طور کامل قطع نکرده‌اند و همچنان امکان ادامه فعالیت یا بازگشت به اشتغال را دارند.

  واکنش بازار کار به مستمری

دولت آلمان در سال ۲۰۲۱ اصلاحی را در نظام بازنشستگی با عنوان «اعتبار مستمری مبتنی بر سابقه اشتغال» (Grundrente) اجرا کرد. هدف این طرح، افزایش مستمری بازنشستگانی بود که با وجود حداقل ۳۳ سال سابقه پرداخت حق بیمه، به دلیل پایین بودن درآمد در سال‌های اشتغال، از مستمری ناچیزی برخوردار بودند. این سیاست در عمل گروهی از بازنشستگان با سابقه کاری طولانی اما درآمد مادام‌العمر پایین را تحت پوشش قرار داد. در حال حاضر حدود ۱۲ درصد از بازنشستگان آلمان مشمول این طرح هستند و تقریبا نیمی از آنان پس از آزمون تعیین وسع، کمک‌هزینه را دریافت می‌کنند. متوسط این افزایش سالانه حدود ۱۱۵۰ یورو است که تقریبا معادل ۹ درصد متوسط مستمری دریافت‌کنندگان به شمار می‌رود.

ویژگی مهم این اصلاحات آن بود که مشمولان، پیش از اجرای طرح نمی‌توانستند میزان دقیق افزایش مستمری خود را پیش‌بینی کنند. دلیل این موضوع نیز فرمول پیچیده محاسبه کمک‌هزینه بود که علاوه بر سابقه و میزان درآمد افراد در طول دهه‌های اشتغال، درآمد خانوار و سقف‌های درآمدی را که هر سال به‌روزرسانی می‌شد نیز در نظر می‌گرفت. به همین دلیل افزایش مستمری برای بسیاری از بازنشستگان به‌منزله یک افزایش درآمد غیرمنتظره تلقی شد و فرصت مناسبی را برای سنجش اثر افزایش درآمد بر رفتار کاری آنان فراهم کرد.

پژوهشگران با استفاده از داده‌های اداری بازنشستگان آلمان، رفتار افرادی را که افزایش مستمری بیشتری دریافت کردند با گروهی از بازنشستگان دارای ویژگی‌های مشابه اما با افزایش مستمری کمتر مقایسه کردند تا اثر این سیاست بر اشتغال پس از بازنشستگی را برآورد کنند. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد افزایش مستمری اگرچه درآمد بازنشستگان را بالا می‌برد، اما تا حدی انگیزه فعالیت اقتصادی آنها را کاهش می‌دهد. برآوردها نشان می‌دهد به ازای هر ۱۰۰ یورو افزایش درآمد بازنشستگی، درآمد حاصل از کار به‌طور متوسط حدود ۱۰ یورو کاهش می‌یابد.

در عمل نیز تا سال ۲۰۲۴، بازنشستگان مشمول این طرح به‌طور متوسط سالانه حدود ۱۲۰۰ یورو مستمری بیشتری نسبت به گروه مقایسه دریافت کردند؛ اما همزمان درآمد کاری سالانه آنها به‌طور متوسط ۱۲۰ یورو کمتر شد. به بیان دیگر، حدود ۱۰ درصد از افزایش درآمد ناشی از مستمری، از طریق کاهش درآمد حاصل از اشتغال خنثی می‌شود. با این حال پژوهشگران تاکید می‌کنند که این واکنش در مقایسه با افراد در سنین اشتغال بسیار محدودتر است. از نگاه آنها، علت این موضوع آن است که اشتغال در دوران بازنشستگی برای بسیاری از افراد جنبه اختیاری دارد و اغلب در قالب مشاغل پاره‌وقت یا انعطاف‌پذیر انجام می‌شود؛ بنابراین بازنشستگان برخلاف شاغلان تمام‌وقت، دامنه کمتری برای تغییر میزان کار خود دارند.

  حلقه گمشده تحقیقات پیشین

یکی از مهم‌ترین یافته‌های این پژوهش، برجسته کردن مسیری است که تاکنون کمتر در مطالعات اقتصادی مورد توجه قرار گرفته است. بیشتر پژوهش‌های پیشین اثر مستمری را بر تصمیم بازنشستگان برای ترک بازار کار بررسی می‌کردند، اما این مطالعه نشان می‌دهد تصمیم برای بازنگشتن به بازار کار پس از بازنشستگی نیز سهم قابل‌توجهی در کاهش عرضه نیروی کار سالمندان دارد.

نتایج نشان می‌دهد بازنشستگانی که پیش از اجرای این طرح شاغل بودند، پس از افزایش مستمری به‌طور متوسط ۲۶۲ یورو از درآمد کاری سالانه خود کاستند. اما اثر سیاست به همین گروه محدود نبود. حتی بازنشستگانی که در زمان اجرای اصلاحات شغلی نداشتند نیز تحت‌تاثیر قرار گرفتند؛ به‌گونه‌ای که درآمد کاری آنها در سال ۲۰۲۴ به‌طور متوسط ۸۵ یورو کمتر از گروه مقایسه بود. علت این موضوع آن است که افزایش مستمری، انگیزه بازگشت این افراد به بازار کار را کاهش داد و حتی کسانی که دوباره شاغل شدند نیز با درآمدهای پایین‌تری وارد بازار کار شدند. به اعتقاد پژوهشگران، این یافته نشان می‌دهد بخش مهمی از کاهش اشتغال بازنشستگان نه از مسیر ترک شغل، بلکه از مسیر صرف‌نظر کردن از بازگشت به بازار کار اتفاق می‌افتد. این مساله در اغلب مطالعات پیشین نادیده گرفته شده، اما نقش قابل‌توجهی در کاهش عرضه نیروی کار سالمندان ایفا می‌کند.

 غلبه سن بر جنسیت

بررسی گروه‌های مختلف نشان می‌دهد سن مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده شدت واکنش است. بازنشستگان متولد سال ۱۹۵۳ به طور متوسط حدود ۲۳۰ یورو از درآمد کاری خود را کاهش دادند، درحالی‌که این رقم برای متولدان تنها سه سال مسن‌تر، حدود ۷۰ یورو بود. دلیل این تفاوت این است که بازنشستگان جوان‌تر هنوز به بازار کار نزدیک‌تر هستند و امکان ادامه فعالیت یا بازگشت به اشتغال را دارند، اما در سنین بالاتر اغلب افرادی که آمادگی کار داشتند، پیش‌تر از بازار کار خارج شده‌اند. در مقابل، پژوهش تفاوت معناداری میان زنان و مردان مشاهده نکرد. اگرچه زنان بیش از مردان مشمول این طرح بودند، اما به دلیل شباهت سوابق بیمه‌ای و درآمد خانوار افراد منتخب، تفاوت‌های معمول میان دو جنس در رفتار بازنشستگی تا حد زیادی از بین رفته است.

   پیام سیاستی

در نهایت می‌توان گفت که افزایش مستمری بازنشستگان کم‌درآمد، بدون تردید انگیزه کار پس از بازنشستگی را تا حدی کاهش می‌دهد، اما این اثر نسبتا محدود است. به طور متوسط، حدود ۱۰ درصد از هر یورو افزایش مستمری، از طریق کاهش درآمد ناشی از کار جبران می‌شود. این هزینه باید در ارزیابی سیاست‌های حمایتی لحاظ شود، اما آن‌قدر بزرگ نیست که مانع اجرای برنامه‌های کاهش فقر سالمندی شود.

در عین حال، واکنش بازنشستگان تنها به کاهش ساعات کار محدود نیست و بخش عمده آن از طریق تصمیم برای حضور یا عدم حضور در بازار کار، از جمله صرف‌نظر کردن از بازگشت به اشتغال پس از بازنشستگی رخ می‌دهد. به عبارتی تجربه آلمان نشان می‌دهد میان کفایت مستمری بازنشستگی و حفظ انگیزه اشتغال سالمندان نوعی بده‌بستان واقعی اما محدود وجود دارد. بنابراین دولت‌ها می‌توانند با طراحی هوشمندانه نظام بازنشستگی، هم از گسترش فقر سالمندی جلوگیری کنند و هم بدون ایجاد لطمه جدی به عرضه نیروی کار، بازنشستگان را در صورت تمایل به ادامه فعالیت اقتصادی تشویق کنند.