جهانیسازی؛ عامل کنترل اقتصاد سایه
رابرت بلنتون استاد اقتصاد سیاسی بینالمللی در دانشگاه آلاباما در مقالهای که در نشریه «هاروارد بیزنس ریویو» منتشر شد، نشان داده است روند جهانی شدن چگونه «اقتصاد سایه» را تحت تاثیر قرار میدهد. اقتصاد سایه یا غیررسمی تمامی فعالیتهای اقتصادی را شامل میشود که بدون تبعیت از اصول قانونی صورت میگیرد. سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه (OECD) در سال ۲۰۰۹ تخمین زده بود بیش از یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون نفر در این اقتصاد نقشآفرینی میکنند و کالاها و خدماتی به ارزش بیش از ۱۰ تریلیون دلار در این بخش تولید میشود.
اقتصاد سایه مانعی در برابر توسعه اقتصادی است، میتواند به افزایش هزینه کسبوکار قانونی منجر شود و با کاهش مبنای مالیاتی روند ارائه خدمات و زیرساختها از سوی دولت را نیز مختل سازد. نتایج مطالعه بلنتون و همکارانش روی ۱۴۵ کشور و در بازه زمانی ۴۵ ساله نشان داد که گشودگی در تجارت بینالمللی و جریان سرمایه سبب کاهش اندازه اقتصاد سایه میشود. کاهش تعرفهها و سایر موانع تجارت، سبب میشود مزایای اقتصادی فعالیتهای اقتصادی غیرقانونی کاهش یابند. افزون بر این افزایش تعاملات در عرصه رقابت جهانی و منافع کسبوکارها موجب ارتقای استانداردهای اقتصادی و تجربههای کسبوکار میشود. این در حالی است که مشارکت در برنامههای صندوق بینالمللی پول موجب گسترش اقتصاد سایه میشود.
مواهب جهانیسازی در صورتی موثر خواهند بود که جهانیسازی از پایین اتفاق بیفتد؛ اما در برنامههای IMF عموما مداخلات اقتصادی جبری به کمک سیاستگذاریها صورت میگیرد. چنین اقداماتی بهرغم ارزشمند بودن هدفشان، موجب گسترش اقتصاد سایه میشوند. کشورهای هند و شیلی از دهه ۱۹۸۰ تمهیداتی برای هماهنگی بیشتری با اقتصاد جهانی اتخاذ کردهاند. بررسی هر دو کشور در سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۰ نشان میدهد اندازه اقتصاد سایه در هر دو کشور به میزان قابل توجهی کاهش یافته است. از سوی دیگر بررسی توگو(۱۹۷۹ تا ۱۹۹۸) و تونس (۱۹۸۶ تا ۱۹۹۲) نشان میدهد شرکت در برنامههای صندوق بینالمللی پول موجب افزایش اندازه اقتصاد سایه شده است. این بررسی نشان میدهد شرکتهای چند ملیتی میتوانند موجب بهبود شرایط اقتصادی در کشورهای میزبان شوند و در دراز مدت این کشورها را به محلی بهتر برای کسبوکار بدل کنند.
