سه عاملی که رشد بورس را توضیح می‌دهند

نخستین عامل، انتظارات تورمی است. اقتصاد کشور در سال گذشته تورم قابل‌توجهی را تجربه کرد و آمارهای منتشرشده در ۲ماه اخیر نیز همچنان از تداوم سطوح بالای تورم حکایت دارند. برآوردها نشان می‌دهد چشم‌انداز تورمی اقتصاد برای یک سال آینده همچنان در محدوده‌های بالایی قرار دارد. در همین شرایط، بسیاری از شرکت‌های بورسی افزایش نرخ‌های قابل‌توجهی را تجربه کرده‌اند. از سوی دیگر، میانگین نرخ ارز سامانه نیما نسبت به سال گذشته رشد محسوسی داشته و فاصله میان نرخ ارز آزاد و نرخ‌های رسمی نیز به حداقل سطوح خود رسیده است. مجموعه این عوامل باعث شده آثار تورم به تدریج در عملکرد و سودآوری شرکت‌ها نمایان شود و همین موضوع یکی از مهم‌ترین محرک‌های رشد بازار سهام باشد.

عامل دوم به کاهش ریسک‌ها بازمی‌گردد. اتفاقات و تحولات سیاسی روزهای اخیر موجب شده است بخشی از نگرانی‌های فعالان اقتصادی کاهش یابد و چشم‌انداز روشن‌تری پیش روی سرمایه‌گذاران قرار گیرد. در چنین شرایطی، سرمایه‌گذاران تمایل بیشتری برای پذیرش ریسک و ورود به بازار سهام پیدا می‌کنند. کاهش ریسک‌های سیاسی و اقتصادی معمولا به افزایش نسبت‌های ارزش‌گذاری در بازار منجر می‌شود و امکان رشد بیشتر قیمت سهام را فراهم می‌کند. علاوه بر این، فشارهایی که در سال‌های گذشته به دلیل کسری بودجه دولت بر برخی صنایع و شرکت‌ها وارد می‌شد، می‌تواند در صورت بهبود شرایط کاهش یابد و این موضوع نیز به نفع سودآوری بنگاه‌های بورسی خواهد بود.

 سومین عامل، عقب‌ماندگی بازار سرمایه نسبت به سایر بازارهاست. طی دو تا سه سال اخیر، بسیاری از بازارهای دارایی از جمله ارز، طلا، مسکن و خودرو رشدهای قابل‌توجهی را تجربه کرده‌اند؛ درحالی‌که بازار سهام نتوانسته متناسب با این تحولات حرکت کند. به همین دلیل بورس به یکی از جامانده‌ترین بازارهای سرمایه‌گذاری تبدیل شد و اکنون در حال جبران بخشی از این فاصله است.

با این حال، به نظر می‌رسد در میان این عوامل، انتظارات تورمی نقش پررنگ‌تری داشته باشد. این موضوع را می‌توان از رفتار سرمایه‌گذاران در روزهای ابتدایی بازگشایی بازار نیز مشاهده کرد؛ زمانی که با وجود تداوم برخی ریسک‌ها، سرمایه‌گذاران به سمت صنایعی مانند سیمان، دارو، زراعت و لبنیات حرکت کردند. پس از پررنگ‌تر شدن نشانه‌های کاهش ریسک نیز دامنه تقاضا به سایر گروه‌های بازار گسترش یافت و شاهد افزایش چشم‌گیر ارزش معاملات بودیم؛ به‌گونه‌ای‌که گردش معاملات روزانه به سطوح کم‌سابقه‌ای در تاریخ بازار سرمایه رسید. در روز شنبه نیز ارزش سفارش‌های خرید رکورد خوب و بی‌سابقه‌ای را ثبت کرد که موید این موضوع است.

از منظر ارزش‌گذاری نیز همچنان می‌توان از ارزندگی بازار سخن گفت. نسبت قیمت به سود (P/E) بازار در حال حاضر در محدوده ۷.۵واحد قرار دارد؛ درحالی‌که میانگین تاریخی این نسبت معمولا بین ۶ تا ۱۰واحد نوسان کرده است. از سوی دیگر، بسیاری از شرکت‌ها هنوز مجامع خود را برگزار نکرده‌اند و سود نقدی میان سهامداران توزیع خواهد شد. همچنین با توجه به سطوح فعلی نرخ ارز و چشم‌انداز تورمی موجود، انتظار می‌رود سودآوری شرکت‌ها در دوره‌های آتی رشد قابل‌توجهی را تجربه کند. در نتیجه، نسبت‌های تحلیلی آینده‌نگر در بسیاری از نمادها می‌تواند به مراتب پایین‌تر از سطوح فعلی باشد.

ارزش دلاری بازار نیز همچنان در محدوده‌ای قرار دارد که از منظر تاریخی جذاب ارزیابی می‌شود. ارزش کل بازار سرمایه با احتساب نرخ‌های فعلی ارز در محدوده حدود ۸۰‌میلیارد دلار قرار دارد؛ سطحی که در سال‌های اخیر یکی از کف‌های تاریخی بازار محسوب شده است. حتی اگر اثر عرضه‌های اولیه جدید از ارزش بازار کسر شود، ارزش دلاری بازار همچنان پایین‌تر از میانگین سال‌های گذشته قرار می‌گیرد. این در حالی است که میانگین ارزش دلاری بورس طی سال‌های اخیر عموما در محدوده ۹۰ تا ۱۰۰‌میلیارد دلار بوده است.

بنابراین بازار سهام همچنان از منظر ارزش‌گذاری در سطوح قابل قبولی قرار دارد؛ اما تداوم این روند صعودی به دو متغیر کلیدی وابسته است: نخست، استمرار انتظارات تورمی و دوم، حفظ روند کاهش ریسک‌های سیاسی و اقتصادی. در صورتی که این دو عامل همچنان پابرجا بمانند، بازار سرمایه می‌تواند به مسیر جبران عقب‌ماندگی خود در برابر سایر بازارهای دارایی ادامه دهد.

* کارشناس بازار سرمایه