ضربه ترامپ به رشد آمریکا

این وضعیت باعث شده ناظران اقتصادی که وقوع فاجعه را پیش‌بینی کرده بودند، سردرگم شوند. برخی اکنون زمزمه می‌کنند که شاید این سیاست‌ها آن‌قدرها هم که اقتصاددانان جریان اصلی تصور می‌کردند مخرب نبوده‌اند. برخی دیگر می‌پرسند اگر این سیاست‌ها نبودند، چه می‌شد؟ طبق این دیدگاه، با وجود قدرت کنونی اقتصاد آمریکا، شاید اوضاع می‌توانست حتی بهتر هم باشد. اما چقدر بهتر؟ به بیان دیگر: «مالیات ماگا (MAGA tax)» که بر بزرگ‌ترین موتور اقتصادی جهان تحمیل شده، چقدر است؟ اکونومیست به تازگی میزان فشاری را که سیاستگذاری‌های بی‌ثبات کننده ترامپ بر رشد اقتصادی وارد کرده‌اند محاسبه کرده است. براساس محاسبات، اثر سیاست‌های ترامپ منفی ۰.۸ واحد درصد بوده است.

تب هوش مصنوعی و رشد آمریکا

یکی از راه‌های رسیدن به پاسخ این است که تصور کنیم اقتصاد آمریکا بدون این هزینه پنهان چه شکلی داشت. ترامپ اقتصادی را تحویل گرفت که با قدرت رشد می‌کرد. از آن زمان تاکنون، سه عامل نیز به رشد آن کمک کرده‌اند که اکونومیست به‌طور تقریبی آنها را اندازه‌گیری کرده است. نخستین عامل، رونق سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی است. هزینه سرمایه‌ای تنها چهار غول رایانش ابری هوش مصنوعی یعنی آلفابت، آمازون، متا و مایکروسافت، در سال ۲۰۲۵ از ۳۵۰‌میلیارد دلار فراتر رفت و طبق تازه‌ترین گزارش‌های مالی آنها، قرار است در سال ۲۰۲۶ به حدود ۷۰۰‌میلیارد دلار برسد.

این افزایش مخارج، موجی از هزینه‌کرد برای مراکز داده، تراشه‌ها، سیستم‌های خنک‌کننده و نرم‌افزار ایجاد کرده است. در سال ۲۰۲۵، سرمایه‌گذاری واقعی در تجهیزات پردازش اطلاعات، نرم‌افزار و مراکز داده بیش از ۱۵درصد رشد کرد. به‌صورت ناخالص، این جهش نزدیک به یک واحد درصد به رشد سالانه GDP اضافه کرد و تقریبا نیمی از رشد اقتصادی را تشکیل داد. اما این رقم، سهم واقعی هزینه‌کرد هوش مصنوعی در GDP آمریکا را بیش‌ازحد نشان می‌دهد. حدود دو سوم هزینه ساخت مراکز داده صرف تجهیزات می‌شود که بخش بزرگی از آن از تولیدکنندگان آسیایی، مثلا در کره‌جنوبی و تایوان، وارد می‌شود. هنگامی که شرکت‌های آمریکایی این قطعات را خریداری می‌کنند، بیشتر فعالیت اقتصادی در خارج از آمریکا رخ می‌دهد. برای برآورد سهم واقعی این هزینه‌ها در GDP آمریکا، ما افزایش واردات واقعی تجهیزات را از رشد سرمایه‌گذاری مرتبط با هوش مصنوعی کسر کرده‌ایم. بر اساس محاسبات ما، حدود ۵۰‌میلیارد دلار از رونق سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۵ منعکس‌کننده تولید داخلی اضافی بوده و حدود ۰٫۲ واحد درصد به رشد سالانه GDP افزوده است.

تب هوش مصنوعی همچنین به بازار سهام آمریکا سوخت موشکی تزریق کرده و دومین عامل رشد را شکل داده است. از زمان پیروزی ترامپ در انتخابات تا پایان ۲۰۲۵، شاخص S&P ۵۰۰ حدود ۱۵درصد به‌صورت واقعی رشد کرد؛ رشدی که در مقایسه تاریخی بسیار سریع محسوب می‌شود. این رشد حدود ۵ تریلیون دلار ثروت اضافی برای خانوارها ایجاد کرد، فراتر از آنچه در یک سال عادی رخ می‌داد. آمریکایی‌ها معمولا تنها بخش کوچکی از چنین سودهای ناگهانی را خرج می‌کنند. با این حال، طبق یک قاعده محافظه‌کارانه که می‌گوید هر یک دلار افزایش ثروت سهامی حدود ۲ سنت در سال اول به هزینه‌کرد اضافه می‌کند، احتمالا مصرف خانوارها در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۰۰‌میلیارد دلار افزایش یافته است؛ یعنی حدود ۰٫۶درصد کل هزینه مصرف‌کنندگان. با توجه به نقش کلیدی مصرف‌کنندگان در اقتصاد آمریکا، این اثر ثروت ممکن است ۰٫۳ واحد درصد به رشد اقتصادی افزوده باشد.

سیاست‌های تقویت‌کننده رشد ترامپ

سومین عامل رشد اقتصاد آمریکا از آن دسته سیاست‌های ترامپ ناشی شده که واقعا رشدآفرین هستند. دولت او مسیر ادغام شرکت‌ها را هموارتر کرده، به نهادهای فدرال دستور کاهش بوروکراسی داده و محدودیت‌های اعتبار خصوصی را کاهش داده است. لایحه مالیاتی تصویب‌شده در سال ۲۰۲۵ نیز از طریق کاهش مالیات‌ها، محرک مالی چند تریلیون دلاری به اقتصاد تزریق کرد. این قانون همچنین احتمالا نرخ رشد بلندمدت اقتصاد را بهبود داده، زیرا کاهش مالیات شرکت‌ها و سایر مالیات‌ها را دائمی کرده، امکان کسر کامل هزینه‌های تحقیق و توسعه را دوباره برقرار کرده و به شرکت‌ها اجازه داده دارایی‌های خود را سریع‌تر مستهلک کنند؛ اقداماتی که همگی سرمایه‌گذاری را تشویق می‌کنند. به‌طور میانگین، پیش‌بینی‌های مستقل از جمله دفتر بودجه کنگره، بنیاد مالیات، مرکز سیاست مالیاتی و آزمایشگاه بودجه دانشگاه ییل، تخمین زده‌اند که این قانون در سال نخست ۰٫۲ واحد درصد و در سال ۲۰۲۶ حدود ۰٫۴ واحد درصد به رشد GDP اضافه خواهد کرد.

اگر رونق سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی و سیاست‌های رشدآفرین ترامپ را با هم ترکیب کنیم، اقتصاد آمریکا باید انفجاری عمل می‌کرد. پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری و پیش از آنکه اقتصاددانان بتوانند ایده‌های ترامپ را دقیق‌تر ارزیابی کنند، پیش‌بینی اجماعی برای رشد ۲۰۲۵ حدود ۲درصد بود. اگر اثر سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی، جهش بازار سهام و کاهش مالیات‌ها را اضافه کنیم، رشد آمریکا می‌توانست به حدود ۲٫۷درصد برسد؛ یعنی بیش از نیم واحد درصد سریع‌تر از میزان رشدی که گزارش‌شده است.

روش‌های دیگر محاسبه

راه دیگر برای محاسبه «مالیات ماگا» این است که مستقیما میزان فشار اقتصادی را اندازه بگیریم. اقتصاددانان این کار را برای برخی سیاست‌های ترامپ انجام داده‌اند. برای مثال، طبق برآورد موسسه پترسون، تعرفه‌های ترامپ در سال ۲۰۲۵ حدود ۰٫۲ واحد درصد از رشد واقعی GDP کاسته‌اند، زیرا قدرت خرید خانوارها را کاهش داده و حاشیه سود شرکت‌ها را فشرده کرده‌اند. موسسه بروکینگز نیز تخمین می‌زند که اخراج گسترده مهاجران و بستن مرزها باعث شده خالص مهاجرت در سال ۲۰۲۵ برای نخستین بار در حداقل نیم قرن اخیر منفی شود. این موضوع عرضه نیروی کار را کاهش داده و چون مهاجران در آمریکا خرج می‌کنند، تقاضای مصرفی را نیز پایین آورده است.

نتیجه احتمالا کاهش ۰٫۲ واحد درصدی رشد اقتصادی بوده است. اما این ارقام تمام هزینه ناشی از بی‌ثباتی سیاستگذاری ترامپ را نشان نمی‌دهند. تعرفه‌ها اعلام می‌شوند، به تعویق می‌افتند، بازبینی می‌شوند و دوباره بازمی‌گردند. ماموران مهاجرت اعزام می‌شوند، فراخوانده می‌شوند و سپس در جایی دیگر مستقر می‌شوند. جنگ‌ها آغاز می‌شوند. شاخص عدم‌قطعیت سیاست اقتصادی که توسط اسکات بیکر از دانشگاه نورث‌وسترن و همکارانش طراحی شده، از پیش از انتخابات ترامپ تا پایان ۲۰۲۵ بیش از ۱۰۰ واحد افزایش یافت. نوساناتی در این ابعاد معمولا باعث می‌شوند رشد سرمایه‌گذاری تجاری ۵ تا ۱۰ واحد درصد کاهش یابد، زیرا شرکت‌ها هزینه‌کرد سرمایه‌ای و تنظیم زنجیره تامین را به تعویق می‌اندازند.

در واقع، اگر هزینه‌کرد عظیم در تجهیزات پردازش اطلاعات و نرم‌افزار، یعنی بخش‌هایی که بیشترین ارتباط را با هوش مصنوعی دارند را کنار بگذاریم، تصویر بسیار تیره می‌شود. طی چهار فصل گذشته، سرمایه‌گذاری ثابت غیرمسکونی به‌جز بخش‌های مرتبط با هوش مصنوعی، با نرخ سالانه حدود ۳درصد کاهش یافته است؛ درحالی‌که میانگین رشد آن در دهه گذشته بیش از ۵درصد بود. سرمایه‌گذاری در تجهیزات صنعتی و حمل‌ونقل در یک سال گذشته بیش از ۲درصد افت کرده است. ساخت‌وساز صنعتی نیز ۲۰درصد کاهش یافته. در مجموع، سرمایه‌گذاری غیرمرتبط با هوش مصنوعی حدود ۱۳۰‌میلیارد دلار پایین‌تر از روند معمول دهه گذشته قرار دارد. این رکود سرمایه‌گذاری حدود ۰٫۴ واحد درصد از رشد GDP می‌کاهد.

چرا سرمایه‌گذاری غیرمرتبط با هوش مصنوعی کاهش یافت؟

آیا ممکن است خود هوش مصنوعی دلیل این ضعف باشد؟ کاهش سرمایه‌گذاری غیرمرتبط با هوش مصنوعی آن‌قدر گسترده و عمیق است که نمی‌توان آن را صرفا ناشی از انتقال سرمایه به مراکز داده دانست. این افت شامل نفت و گاز، خودروسازی و ساخت کارخانه‌ها نیز می‌شود. احتمالا عدم‌قطعیت در سیاست تجاری نقش بزرگی داشته است. در نظرسنجی یک سال پیش بانک فدرال‌رزرو آتلانتا، ۴۵درصد مدیران گفته بودند که به دلیل عدم‌قطعیت سیاسی، قصد کاهش سرمایه‌گذاری سرمایه‌ای را دارند. توضیح احتمالی دیگر این است که تقاضای قوی یا استقراض سنگین دولت باعث افزایش نرخ بهره و بیرون راندن سرمایه‌گذاری خصوصی شده باشد نیز، چندان قانع‌کننده نیست. اعتبار موجود در اقتصاد همچنان فراوان است. فاصله بازده اوراق شرکتی با اوراق خزانه آمریکا از دهه ۱۹۹۰ تاکنون به‌ندرت تا این اندازه کم بوده است. بنابراین احتمال زیادی وجود دارد که سیاستگذاری رئیس‌جمهور نقش مهمی در بدبینی موجود داشته باشد.

در مجموع، فشار ناشی از تعرفه‌ها بر درآمد واقعی، کاهش عرضه نیروی کار و ترس شرکت‌ها از سرمایه‌گذاری، حدود ۰٫۸ واحد درصد از رشد اقتصادی را می‌کاهد. این رقم با برآورد قبلی اکونومیست که از مقایسه با یک اقتصاد فرضیِ بدون این سیاست‌ها به دست آمد، همخوانی دارد. در آینده نیز نشانه‌ای از آرامش دیده نمی‌شود. تعرفه‌ها همچنان در حال تغییرند و سطح بالای عدم‌قطعیت را برای شرکت‌ها و خانوارها حفظ می‌کنند. جنگ با ایران و بسته شدن عملی تنگه هرمز نیز شوک انرژی ایجاد کرده که درآمد واقعی و حاشیه سود شرکت‌ها را بیشتر کاهش خواهد داد و سرمایه‌گذاری را بیش از پیش تضعیف می‌کند.

واکنش طبیعی به چنین ارقامی شاید ناامیدی از میزان آسیبی باشد که سیاست‌های بد می‌توانند ایجاد کنند. اما واکنش دیگری هم وجود دارد: توجه به قدرت خارق‌العاده موتور اقتصادی آمریکا. با وجود تمام موانعی که ترامپ سر راه اقتصاد گذاشته، اگر پیش‌بینی لحظه‌ای تازه شعبه آتلانتای فدرال‌رزرو را باور کنیم، GDP این کشور ممکن است در فصل جاری با نرخ سالانه ۴درصد رشد کند. به بیان دیگر، بدون بار سنگین «مالیات ماگا»، آمریکا شاید با نرخ رشد سالانه نزدیک به ۵درصد در حال جهش بود. اقتصاد آمریکا در این قرن فقط در ۹ فصل به چنین عملکردی رسیده و اگر دوره بازگشت پس از همه‌گیری کووید-۱۹ را کنار بگذاریم، تنها در ۵ فصل چنین تجربه‌ای را ثبت کرده است. اگر رئیس‌جمهور اجازه می‌داد، شاید اکنون دوباره همان اتفاق در حال رخ دادن بود.