درحالیکه بحران را با خسارتهای ملموس میشناسند، این پدیده میتواند آثار به مراتب مخربتری داشته باشد. بر این اساس، سیاستهای نادرستی که به واسطه بحران تشدید میشوند، کارکرد نهادها را تحلیل میبرند و شکاف انتظارات عمومی و توان اجتماعی، انسجام اجتماعی را تهدید میکنند.
کسبوکارهای حوزه تبلیغات در ایران طی سالهای اخیر در چرخهای از شوکهای پیدرپی گرفتار شدهاند. تنشهای ژئوپلیتیک، تورم، کاهش قدرت خرید، تغییر رفتار مصرفکننده و اختلالهای مکرر اینترنت، بازاری را که حیات آن بیش از هر چیز به رونق کسبوکارها وابسته است، بارها تا مرز توقف پیش بردهاند. با این حال، نمیتوان همه آسیبهای امروز را به جنگ و بیثباتی نسبت داد.
همانطور که آگاه هستید تحولات اخیر و تجربه تنشهای نظامی و اجتماعی متناوب صنعت تبلیغات کشور را دچار چالشهای متعددی کرده و از پس هر کدام، این صنعت توقفهای طولانیمدتی را تجربه کرده است.
چه میزان از آسیبپذیری موجود به ماهیت ذاتی تبلیغات بازمیگردد؟ اگر بخواهیم بهعنوان فردی فعال در صنعت بازاریابی و تبلیغات و از سوی دیگر، با سالها تجربه حضور در کسبوکارها صحبت کنیم، ابتدا باید یک نکته را روشن کنیم. این پرسش شبیه آن است که بپرسیم آسیب واردشده به صنایع دیگر تا چه میزان به ماهیت ذاتی همان صنعت بازمیگردد.
بخش زیادی از این میزان آسیبپذیری موجود در تبلیغات ذاتی است. تبلیغات همیشه نخستین هزینهای است که در بحران حذف میشود؛ همان بودجههایی که روزی محور رشد بودند، امروز نخستین گزینه برای صرفهجوییاند. اما آنچه امروز تجربه میکنیم دیگر یک شوک ناگهانی نیست؛ یک وضعیت فرسایشی ممتد است، بیافق روشن. در چنین شرایطی، «صبر کوتاهمدت» معنا ندارد. تابآوری تنها با تنوعبخشی به مشتریان، حرکت از کمپینهای مقطعی به همکاریهای کوچک اما پیوسته و اتکا به داده ممکن است؛ چیزی که تبلیغات را از «هزینه قابلحذف» به «سرمایهگذاری قابلدفاع» بدل میکند.