زیرساخت  توسعه

ایده‌های کارآفرینی و دانش‌بنیان در بستر کسب‌وکارهای کوچک و متوسط رشد و گسترش پیدا می‌کنند. به همین دلیل یک رابطه معنی‌دار بین رونق کسب‌وکارهای کوچک و توسعه کارآفرینی وجود دارد. امروزه در کشورهای درحال‌توسعه، فعالیت‌های کارآفرین محور ابزار کلیدی و اساسی برای تغییر ساختار جامعه هستند که طی چند دهه گذشته زمینه ایجاد فرصت‌های شغلی، تحرک اجتماعی، انعطاف‌پذیری اقتصادی و ترویج نوآوری را موجب شده‌اند و از آن به‌عنوان مرحله‌ای حساس و مهم در راستای گذار توسعه یاد می‌شود. SME‌ها نقش مهمی در تقویت ثبات درآمد، رشد و اشتغال ایفا می‌کنند. علاوه بر این اهمیت آنها برای توسعه اقتصادی از دیرباز به‌طور گسترده در اقتصادهای بزرگ جهان مشخص‌شده است. بنگاه‌های کوچک و متوسط نسبت به شرکت‌های بزرگ‌تر بیشتر به خواسته‌های بازار پاسخ می‌دهند و به‌طور خاص، آنها به‌طور گسترده به ایجاد شغل در اقتصادهای توسعه‌یافته کمک می‌کنند.

 تعریف صنایع کوچک و متوسط

ادبیات مربوط به کسب‌وکار واحدهای کوچک و متوسط، بسیار گسترده است و هیچ تعریف منحصر و پذیرفته‌شده بین‌المللی در این خصوص وجود ندارد و تعاریف مختلفی توسط محققان و نهادهایی که در این رابطه کار می‌کنند، مطرح‌ شده است. مرزهای این تعاریف بیشتر با حجم فعالیت‌های اقتصادی کشور و سطح توسعه‌یافتگی آن، تغییر می‌کند. بنگاه‌های کوچک و متوسط واحدهای اقتصادی ویژه‌ای هستند که از نظر ماهیت و اندازه همگن نیستند و به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم، در تولید ملی، اشتغال‌زایی و جذب نیروی کار، نقش قابل‌توجهی دارند.

بر اساس تعاریف گوناگون صنایع کوچک به صنایعی گفته می‌شود که به تخصص پیچیده و سرمایه‌گذاری کلان وابسته نیست. صنایعی که در تولید و عرضه، پیچیدگی خاصی ندارد؛ به نیروی انسانی گسترده نیازمند نیست، مستقل در مدیریت است، موجب رشد کارآفرینی، نوآوری، پویایی، ایجاد فرصت‌های شغلی، افزایش صادرات و درنهایت رشد اقتصادی می‌شود.

 اهمیت صنایع کوچک و متوسط و تاثیر آن بر اشتغال و تولید

استراتژی «کوچک زیباست» ابتدا توسط شوماخر، اقتصاددان آلمانی در ادبیات اقتصادی مطرح شد. در این استراتژی به‌طور خلاصه بر این تاکید می‌شود که مهم‌ترین مساله کشورهای جهان سوم، بیکاری و افزایش مهاجرت روستاییان به شهرها است. لذا برنامه‌ها و سیاست‌های صنعتی باید در راستای کاهش بیکاری و بهبود وضع اکثریت مردم باشد. وی با توجه به این هدف معتقد است که اولا فرصت‌های اشتغال باید در مناطق روستایی و شهرهای کوچک و متوسط به وجود آید؛ ثانیا این فرصت‌ها به‌طور متوسط باید به‌اندازه کافی ارزان باشد؛ ثالثا بـا توجـه بـه اینکه جمعیت کشورهای درحال‌توسعه از آموزش کافی برخوردار نیست و نرخ بی‌سوادی بالاست، روش‌های تولید باید به نسبت ساده باشد؛ رابعا روش‌های تولید باید به‌صورتی باشد که از منابع محلی استفاده کند و درنهایت شوماخر معتقد است که اهداف فوق از رهگذر ایجاد صنایع کوچک و متوسط قابل تحقق است.

یکی از مهم‌ترین مزیت‌های صنایع کوچک و متوسط، استعداد بالقوه آنها در برقراری رابطه بین تولیدات بخش کشاورزی و بخش صنعت است. صنایع کوچک و متوسط در هر دو زمینه فرآوری محصولات کشاورزی و تولید ماشین‌آلات و وسایل مورد نیاز برای استفاده در بخش کشاورزی سهم مهمی را ایفا می‌کنند پیشرفت‌های‌ سریع کشورهای درحال‌توسعه نظیر کره‌جنوبی، تایوان، مالزی، هندوستان، ترکیه، اندونزی و ده‌ها کشور دیگر نشان‌دهنده این است که برنامه‌ریزی‌های جامع اتخاذ سیاست‌های اصولی در مسیر تقویت کارآفرینی و ایجاد انگیزه برای جذب کارآفرینان می‌توان خلأ اشتغال و رشد صنعتی کشور را پر کند. با مروری بر علت‌های پیشرفت کشورهای صنعتی چون آلمان، ژاپن، آمریکا، انگلیس و دیگر کشورهای پیشرفته صنعتی می‌توان دریافت که صنایع کوچک و متوسط در این کشورها به‌عنوان پایه‌های اصلی رشد و توسعه و دستیابی به صنایع فوق مدرن بوده است.

نقش صنایع کوچک و متوسط در ایران

اهمیت واحدهای کوچک و متوسط در ایران را می‌توان از دو بعد کمّی و کیفی بررسی کرد؛ از بعد کمّی، درصد بسیار بالایی از شرکت‌های موجود در کشور ما و بسیاری از کشورهای جهان را واحدهای کوچک و متوسط تشکیل می‌دهند و تعداد شاغلان این واحدها قابل‌توجه است. همچنین ارزش‌افزوده‌ای که این واحدها تولید می‌کنند در کشورهای مختلف، چیزی بین یک سوم تا نیمی از ارزش‌افزوده کل کشور را تشکیل می‌دهد. از بعد کیفی، این واحدها می‌توانند بخش خصوصی را در سرمایه‌گذاری‌ها تشویق کنند؛ چون بخش خصوصی معمولا برای ایجاد واحدهای بزرگ امکانات کافی ندارند. این واحدها همچنین می‌توانند به‌عنوان ابزار مناسبی برای خصوصی‌سازی در نظر گرفته شوند. این واحدها امکان شناخت بازار را دارند و می‌توانند خود را با نیازهای بازار منطبق کنند و به خاطر کوچک بودن، فرآیند تصمیم‌گیری در آنها بسیار سریع است. این واحدها می‌توانند قدرت ابتکار و خلاقیت بیشتری داشته باشند؛ در توزیع فناوری در سطح کشور موفق‌تر باشند و سریعا خود را با فناوری‌های لازم تطبیق دهند. در یک نکته این واحدها می‌توانند تخصصی عمل کنند و این امر، در واحدهای بزرگ کمتر اتفاق می‌افتد.

 نقش صنایع کوچک و متوسط در کشورهای توسعه‌یافته

صنایع کوچک بخش قابل‌توجهی از اقتصاد کشورهای توسعه‌یافته را شکل داده‌اند. برخی این صنایع را به‌عنوان ستون فقرات اقتصاد اروپا و آمریکا می‌شناسند. به‌طور مثال درحالی‌که شاید تصور کنیم غول‌های صنعتی مهم‌ترین عامل چرخش اقتصاد آمریکا هستند؛ کسب‌وکارهای کوچک و متوسط‌ قلب اشتغال آمریکا را تشکیل می‌دهند. بیش از نیمی از نیروی کار این کشور در صنایع کوچک در قالب شرکت‌هایی با کمتر از ۵۰۰نفر مشغول به کار هستند. به این ترتیب سهم این صنایع در اشتغال کشورهای پیشرفته بسیار بالا است و گاهی در برخی از اقتصادها این سهم به ۹۳درصد هم می‌رسد. بر اساس آمار صنایع کوچک و متوسط با ۲۵۰ کارمند یا کمتر حدود ۸۶درصد مشاغل، ۲۰‌میلیون شرکت یعنی بیش از ۹۸درصد شرکت‌ها، ۵۸ درصد از ارزش ناخالص افزوده را در برمی‌گیرند. امروز بیش از ۹۵درصد این صنایع در منطقه سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه قرار دارند و با سهم ۶۰درصدی از اشتغال بخش خصوصی، سهم زیادی از نوآوری و حمایت از توسعه منطقه‌ای و انسجام اجتماعی را بر عهده‌ دارند.

در کشورهای توسعه‌یافته به این مهم توجه شده که صنایع کوچک موجب ایجاد اشتغال، توسعه کسب‌وکار، کارآفرینی، تولید ثروت و کمک به درآمد ملی می‌شوند. در این کشورها دولت نقش کارآفرینان را به رسمیت شناخته و درک کرده که رسیدن به اهداف توسعه توسط صنایع در مقیاس کوچک آسان‌تر است. در نتیجه با کمک سازمان‌های تخصصی مجموعه خدماتی را ارائه می‌دهد تا انگیزه کارآفرینان برای ایجاد سرمایه‌گذاری، استفاده از امکانات متنوع و در نتیجه رشد مناطق مختلف فراهم شود. این خدمات و مشوق‌های دولتی شامل کمک‌های مالی و اعتباری، حمایت‌های مالیاتی، وام‌های کم‌بهره، کمک در بازاریابی، بهبود زیرساخت‌ها، صدور مجوز و راهنمایی فنی و آموزشی است. به این ترتیب دولت به‌صورت کوتاه‌مدت برای کارآفرینانی که به دنبال راه‌اندازی صنایع کوچک‌اند انگیزه ایجاد کرده و در بلندمدت نیز پایه‌های کارآفرینی در اقتصاد کشور را تقویت می‌کند. در نهایت هم کشور به سمت توسعه پیش می‌رود.

نگاهی به فعالیت بنگاه‌های کوچک و متوسط در کشورهای توسعه‌یافته یا درحال‌توسعه، بیانگر نوعی ارتباط تنگاتنگ و موثر میان پیشرفت اقتصادی- اجتماعی این کشورها با این بنگاه‌ها است. رشد روزافزون بنگاه‌های کوچک و متوسط در این کشورها و اتخاذ سیاست‌های حمایتی از سوی دولت‌ها به همراه تدارک سازمان‌های بین‌المللی فعال در امور توسعه، جملگی بیانگر این مهم است که بنگاه‌های کوچک و متوسط فرصتی کم‌نظیر برای جامعه جهانی است که با اتکا به آن، فرآیند تولید ثروت ملی را ارتقا بخشند. اصولا در بیشتر کشورهای توسعه‌یافته جهان، اتخاذ سیاست‌های مربوط به حمایت از بنگاه‌های اقتصادی کوچک و متوسط به‌منظور افزایش رشد، ایجاد درآمد و اشتغال و حتی کاهش فقر، از مهم‌ترین اولویت‌های اقتصادی- اجتماعی دولت‌ها محسوب می‌شود.

دولت‌ها، صرف‌نظر از دستیابی به یک عزم ملی برای توسعه و رویارویی با فرآیند جهانی‌شدن، در آغاز تعریفی متعارف یا قراردادی از بنگاه‌های کوچک و متوسط به دست آورده‌اند که عمدتا متکی برشمار افراد شاغل در بنگاه‌ها است. گام بعدی را در حقیقت باید در سطح سازمانی جست‌وجو کرد؛ به این معنی که دولت‌ها به‌طورمعمول، با اعتقاد بر نظام اقتصادی بازار آزاد، یک سازمان دولتی را مسوول سیاستگذاری و اجرای مسائل مربوط به بنگاه‌های کوچک و متوسط کرده‌اند. این سیاست‌ها یک هدف مشخص را دنبال می‌کنند که عبارت از تقویت و گسترش بنگاه‌های مزبور و فرهنگ کارآفرینی در کشور است.

کسب‌وکارهای کوچک و متوسط ابزار ضروری هستند که توسعه مطلوب هر کشوری را خواه توسعه‌یافته یا درحال‌توسعه، آزمایش می‌کند. این توسعه می‌تواند در زمینه ایجاد شغل و همچنین مسائل اجتماعی – اقتصادی باشد.

* مدیر تامین مالی و جذب سرمایه سازمان صنایع کوچک و شهرک‌های صنعتی ایران