مریم رحیمی: توسعه اقتصادی همواره از مسیر پروژههای بزرگ و سرمایهگذاریهای عظیم عبور نمیکند؛ بهویژه در کشورهایی که با کمبود سرمایه، نااطمینانی و محدودیت منابع مواجهند. بخشی از ظرفیت رشد میتواند در کارگاهها، کسبوکارهای محلی و بنگاههایی شکل بگیرد که به اندازه بنگاههای بزرگ صنعتی جلب توجه نمیکنند؛ اما در مجموع سهم مهمی در تولید، اشتغال و شکلگیری زنجیرههای اقتصادی دارند.
اقتصاددانان در ایران در حال دعوا و مرافعه دائمى هستند که آیا نرخ ارز علت ایجاد تورم است یا تورم اسباب افزایش نرخ ارز. این دعوا و مرافعه در اصل بى حاصل است و بىشباهت به معماى مرغ و تخممرغ نیست. در اصل علت این دعوا و مرافعه تا حد زیادى به تفاوت تحلیل اقتصاد خرد و اقتصاد کلان برمىگردد.
در ادبیات توسعه، بنگاههای کوچک و متوسط یکی از مهمترین اجزای فرآیند توسعه اقتصادی محسوب میشوند. نقش آنها الزاما در تولید انبوه، سرمایهگذاریهای عظیم یا تعیین قیمت بازار خلاصه نمیشود، بلکه اهمیت اصلی آنها در ایجاد اشتغال، جذب نیروی کار، ورود به بازارهای کوچک و تخصصی، ایجاد انعطافپذیری در ساختار تولید و تکمیل زنجیره ارزش بنگاههای بزرگ است. از همین رو، وضعیت این بنگاهها مستقیما با ظرفیت اقتصاد برای جذب نیروی کار و گسترش درآمد خانوارها ارتباط دارد.
کسبوکارهای کوچک نهادهای محدود اقتصادی هستند که از طریق انباشت منابع مالی خرد، کارآفرینی و پیوند صنایع، زمینههای توسعه اقتصادی را فراهم میآورند. این کسبوکارها در افزایش متغیرهایی مانند رشد اقتصادی، اشتغال و تولید ثروت و کاهش فقر کشورها نقش حیاتی دارند. ظرفیت مشاغل کوچک در خلق فرصتهای شغلی جدید و به کار گرفتن نیروهای بیکار یکی دیگر از کارکردهای این بنگاههاست.
حکمرانان اقتصادی در روزهای سخت، بیش از آنکه با کمبود ایده مواجه باشند، با یک پرسش اساسی روبهرو میشوند: کدام ظرفیتهای موجود را باید دید و کدام فرصتها را نباید از دست داد؟