بازتعریف نظم منطقه‌ای

بر اساس توافق امضاشده در مکه، حمله مسلحانه به هر یک از سه عضو، حمله به همه آنها تلقی می‌شود و همکاری‌های دفاعی میان آنها توسعه خواهد یافت. با این حال، هنوز جزئیات سازوکار اجرایی، حدود تعهدات نظامی و ساختار فرماندهی مشترک آن روشن نیست؛ بنابراین، در مرحله کنونی بیش از آنکه با یک «ناتوی اسلامی» کامل روبه‌رو باشیم، با یک چارچوب در حال شکل‌گیری برای بازدارندگی و همکاری امنیتی مواجهیم.

برای ایران، توافق مکه همزمان یک هشدار و یک فرصت است. خطای راهبردی تهران این خواهد بود که این توافق را صرفا یک ائتلاف ضدایرانی تلقی کند؛ همان‌گونه که خطای راهبردی دیگری خواهد بود اگر تصور شود این پیمان هیچ ارتباطی با محیط امنیتی ایران ندارد. واقعیت، پیچیده‌تر از هر دو برداشت است. نخست باید توجه داشت که پیدایش توافق مکه محصول یک تحول مهم در ذهنیت امنیتی منطقه است؛ گذار تدریجی از امنیت وارداتی به امنیت منطقه‌ای. عربستان، ترکیه و پاکستان هر سه، با وجود تفاوت‌های جدی در سیاست خارجی و روابطشان با قدرت‌های بزرگ، به این نتیجه رسیده‌اند که محیط جدید منطقه نیازمند ظرفیت‌های مستقل‌تر همکاری و بازدارندگی است. همین واقعیت، بالقوه با یکی از مطالبات دیرینه ایران نیز همپوشانی دارد و آن هم اینکه امنیت خلیج‌فارس و غرب آسیا باید بیش از گذشته توسط کشورهای منطقه تامین شود.

سخنگوی وزارت خارجه ایران نیز در واکنش اولیه به این توافق، بر همین جنبه تاکید کرده و آن را نشانه‌ای از تقویت این درک دانسته است که کشورهای منطقه نمی‌توانند صرفا بر ادعای آمریکا برای تامین امنیت تکیه کنند.

اما مساله اصلی اینجاست: آیا ایران در معماری جدید امنیت منطقه جایگاهی خواهد داشت یا بیرون از آن باقی خواهد ماند؟

اگر توافق مکه به یک باشگاه بسته امنیتی تبدیل شود که ایران عملا موضوع نگرانی مشترک اعضای آن باشد، بدون تردید به قطبی‌شدن بیشتر منطقه کمک خواهد کرد. در چنین شرایطی، ایران با یک محیط امنیتی پیچیده‌تر روبه‌رو می‌شود که در آن توان نظامی ترکیه، ظرفیت راهبردی و هسته‌ای پاکستان و منابع مالی و ژئوپلیتیک عربستان سعودی در یک چارچوب مشترک قرار گرفته‌اند. حتی اگر متن توافق هیچ کشوری را به عنوان دشمن معرفی نکرده باشد، محیط تهدیدی که به شکل‌گیری آن انجامیده است، نباید برای تهران بی‌اهمیت تلقی شود.

با این همه، سناریوی دیگری نیز وجود دارد که از نظر نگارنده برای ایران بسیار مهم‌تر است. توافق مکه می‌تواند نقطه آغاز حرکت به سمت یک ترتیب امنیتی فراگیر منطقه‌ای باشد؛ ترتیبی که به جای تولید بلوک‌های متخاصم، بازیگران اصلی منطقه را در یک چارچوب مشترک گرد هم آورد. در این صورت، ایران نه باید با شتاب برای عضویت رسمی در پیمانی که هنوز ساختار و جهت نهایی آن روشن نیست اقدام کند و نه باید از بیرون، صرفا به تخریب و بی‌اعتبارسازی آن بپردازد. راهبرد مناسب، تعامل فعال، مشروط و مرحله‌ای است.

تهران باید ابتدا این پرسش اساسی را مطرح کند که «امنیت جمعی» در توافق مکه دقیقا علیه چه چیزی تعریف می‌شود؟ آیا تهدید اصلی، تجاوز خارجی است؟ آیا اسرائیل نیز در محاسبات امنیتی این چارچوب جایگاهی دارد؟ 

آیا مقابله با مداخلات قدرت‌های فرامنطقه‌ای بخشی از فلسفه آن است؟ یا اینکه مفهوم تهدید به‌گونه‌ای تعریف خواهد شد که عملا ایران را در موقعیت یک «دگر امنیتی» قرار دهد؟ پاسخ ایران به این پرسش‌ها باید تعیین‌کننده نوع مشارکتش باشد.

از منظر سیاست خارجی، تهران می‌تواند به جای طرح فوری موضوع عضویت کامل، پیشنهاد یک فرآیند گفت‌وگوی امنیتی میان ایران و اعضای توافق مکه را مطرح کند. چنین گفت‌وگویی می‌تواند از موضوعات کم‌هزینه‌تر آغاز شود: امنیت دریایی، حفاظت از خطوط انرژی، مقابله با تروریسم، مدیریت بحران، امنیت سایبری و ایجاد سازوکارهای ارتباطی برای جلوگیری از سوءمحاسبه نظامی.

این مسیر اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا بزرگ‌ترین خطر در خاورمیانه الزاما تصمیم آگاهانه برای آغاز جنگ نیست، بلکه سوءبرداشت، خطای محاسباتی و فقدان کانال‌های ارتباطی در شرایط بحران است. اگر ایران و سه عضو توافق مکه بتوانند حتی سازوکارهای ابتدایی ارتباط امنیتی را ایجاد کنند، این خود می‌تواند بخشی از خطر برخوردهای ناخواسته را کاهش دهد.

فرصت دیگر برای ایران، استفاده از روابط نسبتا ویژه‌اش با ترکیه و پاکستان است. برخلاف روابط تهران و ریاض که هنوز آثار تاریخی رقابت‌های ژئوپلیتیک را با خود دارد، تهران با آنکارا و اسلام‌آباد دارای شبکه‌ای گسترده‌تر از پیوندهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی است. این دو کشور می‌توانند در آینده نقش «پل ارتباطی» را میان ایران و عربستان در یک معماری گسترده‌تر امنیتی ایفا کنند.

به‌ویژه پاکستان از این منظر اهمیت دارد. اسلام‌آباد هم روابط راهبردی دیرینه‌ای با ریاض دارد و هم به‌دلیل همسایگی، مسائل مرزی و پیوندهای تاریخی، نمی‌تواند نسبت به ثبات روابط با ایران بی‌تفاوت باشد. ترکیه نیز به دلیل موقعیت مستقل‌تر خود در سیاست منطقه‌ای، می‌تواند مانع تبدیل توافق مکه به یک بلوک صرفا فرقه‌ای یا ضدایرانی شود. مقامات سه کشور نیز تاکید کرده‌اند که این توافق ماهیتی دفاعی دارد و علیه کشور مشخصی تعریف نشده است؛ ادعایی که آزمون واقعی آن در رفتار و سازوکارهای آینده پیمان مشخص می‌شود.

با این حال، نباید در تحلیل فرصت‌ها دچار خوش‌بینی شد. عضویت یا مشارکت ایران در هر ترتیبات امنیتی منطقه‌ای، بدون حل برخی اختلافات بنیادی با کشورهای عربی، ظرفیت محدودی خواهد داشت. 

توافق تهران و ریاض در سال‌های گذشته یک گام مهم برای کاهش تنش بود، اما عادی‌سازی روابط دیپلماتیک با ایجاد اعتماد راهبردی تفاوت دارد. اعتماد راهبردی زمانی شکل می‌گیرد که طرف‌ها بتوانند درباره مسائل سخت نیز به تفاهم برسند: امنیت خلیج‌فارس، فعالیت گروه‌های هم‌پیمان منطقه‌ای، بحران یمن، امنیت دریایی، برنامه موشکی، حضور نظامی قدرت‌های خارجی و تعریف تهدیدهای مشترک.

ایران برای ورود موثر به هر معماری جدید منطقه‌ای باید یک تغییر مهم در رویکرد خود ایجاد کند و از سیاست صرفا واکنشی به سیاست طراحی‌کننده نظم تغییر جهت دهد.

سال‌ها سیاست منطقه‌ای ایران عمدتا در واکنش به تهدیدها، تحریم‌ها، حضور آمریکا و اقدامات اسرائیل شکل گرفته است. اما شرایط جدید ایجاب می‌کند تهران صرفا نپرسد «دیگران چه ترتیبی علیه ما ساخته‌اند؟» بلکه این پرسش را مطرح کند که «ما چه نظم منطقه‌ای می‌خواهیم و برای ساختن آن با چه کسانی می‌توانیم همکاری کنیم؟»

پیشنهاد نگارنده آن است که ایران یک ابتکار مشخص برای تبدیل ترتیبات پراکنده امنیتی به یک گفت‌وگوی فراگیر منطقه‌ای ارائه کند؛ گفت‌وگویی که در مرحله نخست ایران، عربستان، ترکیه، پاکستان و دیگر بازیگران کلیدی جهان اسلام و خلیج فارس را دربرگیرد و در مراحل بعدی بتواند به سازوکارهای عملی همکاری برسد.

تهران باید همزمان چند اقدام را دنبال کند:

نخست، اعلام رسمی آمادگی برای گفت‌وگو درباره امنیت منطقه‌ای بدون پیش‌شرط عضویت در توافق مکه؛ زیرا مشارکت در گفت‌وگو با پیوستن به یک پیمان نظامی تفاوت دارد.

دوم، پیشنهاد تشکیل سازوکار امنیت دریایی منطقه‌ای با مشارکت کشورهای ساحلی و بازیگران اصلی منطقه. امنیت انرژی و مسیرهای دریایی می‌تواند یکی از معدود حوزه‌هایی باشد که منافع ایران و کشورهای عربی در آن به‌طور واقعی به هم گره خورده است.

سوم، تقویت دیپلماسی تهران با ریاض و جلوگیری از بازگشت روابط دو کشور به رقابت امنیتی. هیچ معماری فراگیر منطقه‌ای بدون نوعی تفاهم پایدار میان ایران و عربستان امکان‌پذیر نیست.

چهارم، گفت‌وگوی راهبردی منظم با ترکیه و پاکستان برای روشن شدن جهت‌گیری آینده توافق مکه و جلوگیری از سوءتفاهم درباره نقش ایران.

پنجم و شاید مهم‌تر از همه، ایران باید نشان دهد که امنیت منطقه را یک بازی مجموع صفر نمی‌بیند. امنیت ایران نمی‌تواند بر ناامنی دائمی همسایگان بنا شود؛ همان‌طور که امنیت کشورهای عربی نیز با حذف ایران از معادله منطقه‌ای پایدار نخواهد بود.

توافق مکه هنوز در ابتدای راه است و معلوم نیست به یک اتحاد نظامی گسترده تبدیل شود یا صرفا یک چارچوب سیاسی-دفاعی محدود باقی بماند. نخستین نشست اجرایی آن نیز نشان می‌دهد اعضا در حال حرکت از سطح نمادین توافق به سمت بررسی همکاری‌های عملی در حوزه نظامی و دفاعی هستند؛ اما صرف‌نظر از سرنوشت نهایی این توافق، یک واقعیت روشن است و آن هم اینکه نظم امنیتی خاورمیانه در حال تغییر است. پرسش اصلی برای ایران این نیست که آیا توافق مکه را تایید می‌کند یا نه؛ پرسش این است که آیا تهران می‌خواهد در شکل‌گیری نظم جدید منطقه نقش داشته باشد یا اینکه می‌خواهد پس از شکل‌گیری آن، صرفا تلاش کند خود را با پیامدهایش سازگار کند.

از منظر نگارنده یادداشت، بهترین راهبرد برای ایران نه پیوستن شتاب‌زده و نه تقابل پیش‌دستانه است. ایران باید سیاست «مشارکت برای فراگیرسازی» را دنبال کند: نزدیک شدن به این روند، گفت‌وگو با اعضا، ارائه ابتکارهای مکمل و تلاش برای جلوگیری از تبدیل آن به یک بلوک انحصاری.

اگر توافق مکه بتواند از یک پیمان سه‌جانبه به هسته‌ای برای امنیت فراگیر منطقه‌ای تبدیل شود، ایران می‌تواند در آن نقش داشته باشد و حتی به‌دلیل وزن ژئوپلیتیک، ظرفیت نظامی، موقعیت جغرافیایی و نفوذ تاریخی خود، یکی از بازیگران تعیین‌کننده آن شود. اما اگر اختلافات تهران با همسایگان حل‌نشده باقی بماند و سیاست منطقه‌ای همچنان در قالب منطق «ائتلاف‌های متقابل» تعریف شود، توافق مکه می‌تواند به جای فرصتی برای بازتعریف جایگاه ایران، به یکی دیگر از نشانه‌های شکل‌گیری محیطی امنیتی‌تر و پیچیده‌تر پیرامون ایران تبدیل شود.

انتخاب، بیش از آنکه در مکه صورت گرفته باشد، اکنون در تهران و دیگر پایتخت‌های منطقه در حال شکل‌گیری است.

* کارشناس مسائل بین‌الملل