درحالیکه بحران را با خسارتهای ملموس میشناسند، این پدیده میتواند آثار به مراتب مخربتری داشته باشد. بر این اساس، سیاستهای نادرستی که به واسطه بحران تشدید میشوند، کارکرد نهادها را تحلیل میبرند و شکاف انتظارات عمومی و توان اجتماعی، انسجام اجتماعی را تهدید میکنند.
امضای «توافق دفاعی مکه» میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان را نمیتوان صرفا یک پیمان نظامی میان سه کشور مسلمان دانست؛ این توافق در شرایطی شکل گرفته که جنگها و تنشهای زنجیرهای در خاورمیانه، تردیدها درباره کارآمدی ترتیبات امنیتی موجود و نگرانی کشورهای منطقه از سرریز ناامنی، ضرورت بازتعریف موازنه امنیتی را بیش از گذشته برجسته کرده و آنها را به گذار تدریجی از امنیت وارداتی به امنیت منطقهای واداشته است. عربستان، ترکیه و پاکستان هر سه، با وجود تفاوتهای جدی در سیاست خارجی و روابطشان با قدرتهای بزرگ، به این نتیجه رسیدهاند که محیط جدید منطقه نیازمند ظرفیتهای مستقلتر همکاری و بازدارندگی است.
در عصر تکقطبی، قدرتهای کوچک معمولا به دنبالهروی از ابرقدرت مستقر روی میآورند؛ چون هزینه موازنهسازی با یک هژمون بیرقیب بسیار بالاست و منافع امنیتی کوتاهمدت، چسبیدن به چتر حمایتی همان قطب غالب را عقلانی میکند. اما بهمحض اینکه نظم تکقطبی دچار فرسایش میشود و رفتار ابرقدرت مستقر نامطمئن یا گزینشی به نظر میرسد، قدرتهای کوچک از دنبالهروی محض فاصله میگیرند و به موازنهسازی نرم، اتحادهای محدود و خودیاری منطقهای روی میآورند؛ یعنی نه موازنه سخت کلاسیک علیه هژمون، بلکه موازنه پراکنده از طریق شراکتهای امنیتی میانی با همسایگان و قدرتهای همرده.
امضای «توافق مکه برای دفاع مشترک» میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان را نباید صرفا یک پیمان نظامی سهجانبه تلقی کرد. اهمیت این توافق بیش از آنکه در متن کوتاه و هنوز نسبتا کلی آن باشد، در شرایطی نهفته است که این سه کشور را به یکدیگر نزدیک کرده است: تضعیف اعتماد به ترتیبات امنیتی متکی بر قدرتهای فرامنطقهای، افزایش نااطمینانیهای ناشی از جنگها و بحرانهای اخیر و شکلگیری این ادراک که امنیت خاورمیانه را نمیتوان تا ابد به واشنگتن و دیگر بازیگران خارجی واگذار کرد.
سرزمین وحی در نیمه مردادماه ۱۴۰۵ شمسی شاهد گردهمایی رهبران پادشاهی عربی سعودی، جمهوری اسلامی پاکستان و جمهوری ترکیه با هدف امضای یکی از مهمترین و جدیترین پیمانهای امنیتی تاریخ خاورمیانه یعنی توافقنامه مکه بود. این توافق در حالی به امضای سه قدرت بزرگ جهان اسلام رسید که حدود ۶ماه قبل ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونی در یک تجاوز گسترده و غیرقانونی به قلب منطقه غرب آسیا یعنی ایران حمله کرده و خواستار تغییر نظام سیاسی در تهران بودند؛ اما با شکست برآوردهای اطلاعاتی میز ایران در موساد و نقش برآب شدن نقشههای بنیامین نتانیاهو، نه تنها جمهوری اسلامی ایران سقوط نکرد، بلکه دامنه جنگ تا سواحل مدیترانه گسترش پیدا کرد و نیروهای مسلح ایران کنترل آبراه استراتژیک هرمز را به دست گرفتند.