چرا کشوری که غرق در ذخایر گازی است، گرفتار کمبود میشود؟
پارادوکس گاز ایران
اینکه کشوری با دومین ذخیره گازی جهان، هر سال زمستان مدارس و صنایع را تعطیل میکند، پارادوکسی نیست که با «کشف بیشتر» حل شود؛ این یادداشت تلاش میکند نشان دهد چرا.
دو مقوله متفاوت
ذخایر اثباتشده گاز ایران حدود ۱۲۰۱تریلیون فوت مکعب است، معادل نزدیک به ۳۴تریلیون مترمکعب؛ رقمی که ایران را، پس از روسیه، صاحب دومین ذخیره گازی جهان میکند. جالب آنکه اگر دو میدان کشفشده اما توسعهنیافته دریای خزر -سردار جنگل و چالوس، با ذخیرهای در حدود ۳.۳تریلیون مترمکعب فقط برای چالوس- به این رقم افزوده شود، ایران عملا میتواند ادعای نخستین ذخیره گازی جهان را نیز داشته باشد. اما بهرهبرداری از چالوس، طبق توافقی بحثبرانگیز، تنها ۲۵درصد گاز تولیدی را به ایران اختصاص میدهد؛ ۴۰درصد به روسیه و ۲۸درصد به چین میرسد. این نکته بهتنهایی چکیده کل ماجراست: داشتن ذخیره، با کنترل و استفاده از آن، دو مقوله کاملا متفاوتند.
کجای این نامعادله گم شده؟
حدود ۷۰درصد کل تولید گاز ایران از یک میدان واحد -پارس جنوبی، مشترک با قطر- تامین میشود؛ تمرکزی که ریسکی بزرگ و در حال تحقق ساخته است. به گفته وزارت نفت، این میدان از سال گذشته وارد «نیمه دوم عمر» خود شده و افت فشار مخزن، تولید سالانه آن را ۱۰میلیارد مترمکعب کاهش خواهد داد. این افت طبیعی زمینشناسی، با آسیب جنگی نیز تشدید شده: حمله اسرائیل به پارس جنوبی در اسفند۱۴۰۴ (مارس ۲۰۲۶) ابتدا ۱۲درصد از کل تولید گاز کشور را مختل کرد. در سمت مقابل، تقاضای گاز کشور با رشدی نزدیک به ۷درصد در سال -از ۱۵۳میلیارد مترمکعب در ۱۳۹۲ به ۲۴۵میلیارد مترمکعب در ۱۴۰۲- در حال افزایش بوده است.
وقتی عرضه از یک منبع روبهافول تامین میشود و تقاضا هر سال شتاب میگیرد، نتیجه محتوم همین شکاف فزایندهای است که هر زمستان عمیقتر میشود. به این نارسایی ساختاری باید قیمت نزدیک به رایگان گاز داخلی را هم افزود؛ قیمتی که هیچ انگیزهای برای صرفهجویی ایجاد نمیکند و باعث شده بسیاری از سامانههای گرمایشی و صنعتی کشور تنها با بازده ۴۰ تا ۴۵درصد کار کنند -یعنی بیش از نیمی از همان گاز کمیاب، عملا هدر میرود. در نهایت، نبود زیرساخت واقعی الانجی نیز ایران را از ابزاری محروم کرده که کشورهای دیگر با آن نوسانات فصلی را مدیریت میکنند: صادرات مازاد تابستانی یا واردات سریع در اوج زمستان. صادرات ایران هنوز عمدتا محدود به خطوط لوله ثابت به ترکیه و عراق است؛ در حالیکه قطر -از همان مخزن مشترک- به یکی از بزرگترین صادرکنندگان الانجی جهان تبدیل شده است.
کشفهای تازه؟
اگر ارقام کشف اخیر در استان فارس را به مترمکعب برگردانیم، تصویر روشنتر میشود. میدان پازن با ۱۰تریلیون فوت مکعب گاز درجا (معادل حدود ۲۸۳میلیارد مترمکعب) و برداشت قابلاستحصال ۷تریلیون فوت مکعب (نزدیک به ۱۹۸میلیارد مترمکعب)، و میدان تخته با ۷.۵تریلیون فوت مکعب گاز درجا (حدود ۲۱۲میلیارد مترمکعب) و برداشت قابلاستحصال ۵.۷تریلیون فوت مکعب (نزدیک به ۱۶۱میلیارد مترمکعب)، رویهم رقمی نزدیک به نیمتریلیون مترمکعب گاز درجا به ذخایر کشور افزودهاند؛ دستاوردی واقعی و قابل تحسین از نظر فنی، بهویژه که به گفته مدیر اکتشاف شرکت ملی نفت، تمام مراحل آن با دانش و تجهیزات کاملا ایرانی انجام شده. اما در مقایسه با ذخیره ۳۴تریلیون مترمکعبی کشور، این افزوده نزدیک به ۱.۵درصد است و مهمتر از حجم، زمان است: از کشف تا تولید واقعی، میدانی مانند پازن که نخستین حفاری آن به سال۱۳۹۴ برمیگردد، ۱۰سال زمان برده تا فقط به مرحله ارزیابی نهایی برسد. کسری امسال زمستان را نه پازن حل میکند و نه تخته؛ آنها، در بهترین حالت، مسالهای برای اواسط دهه آینده هستند.
کدام مهمتر است: کشف یا مدیریت؟
پاسخ این پرسش را خود اعداد میدهند. ایران کشوری نیست که در «کشف» ناکام باشد؛ رتبه نخست جهانی امسال و ذخیرهای که با احتساب دریای خزر میتواند بزرگترین جهان باشد، این را ثابت میکند. ناکامی اصلی در فاصله میان چیزی است که زیر زمین است و چیزی که به لوله گاز خانهها میرسد. یک کشور با ۳۴ تریلیون مترمکعب ذخیره، از نظر نظری میتواند کسری روزانه ۳۰۰میلیون مترمکعبی امسال را برای بیش از سیصد سال تامین کند؛ آماری که پوچی مقایسه صرفِ «حجم ذخیره» با «توان تحویل روزانه» را نشان میدهد. مقایسه ایران و قطر گویاترین نمونه است: هر دو کشور روی یک مخزن واحد نشستهاند، اما قطر با سرمایهگذاری خارجی و توسعه مستمر، به قدرت صادراتی جهانی تبدیل شده، در حالیکه ایران -عمدتا بهدلیل تحریم، کمبود سرمایهگذاری و تکمحصولیبودن اتکا به پارس جنوبی- حتی برای تامین مصرف داخلی خود هر زمستان مشکل دارد. نتیجه این نگاه: کشف، شرط لازم امنیت انرژی بلندمدت است، اما مدیریت -سرمایهگذاری در نگهداشت فشار میدانهای موجود، اصلاح قیمت برای کاهش هدررفت، تنوعبخشی منابع تولید و ساخت زیرساخت ذخیرهسازی و الانجی برای مدیریت نوسان فصلی- همان چیزی است که مساله امروز را حل میکند یا حلنشده باقی میگذارد.
پرسش پایانی
اگر کشوری که بهتازگی رتبه نخست کشف گاز جهان را از آن خود کرده، همزمان بزرگترین کسری تاریخ اخیر خود را در همان کالا نیز تجربه میکند، آیا سیاستگذار انرژی باید هزینه بیشتری صرف کشف و بهرهبرداری ذخایر تازهای کند که نسلی بعد به تولید میرسند یا صرف نجات ذخیرهای کند که هم اکنون در حال ازدسترفتن است؟