پایان تولید با گاز ارزان و چشم‌انداز متانول

مدل «گاز ارزان» از سه جهت هم‌زمان فروپاشیده است. نخست اینکه قیمت خوراک دیگر ارزان نیست؛ نرخ خوراک متانول‌سازان امروز در محدوده ۹۰ تا ۹۵درصد نرخ خوراک گاز شرکت‌های پتروشیمی تعیین می‌شود. یعنی همان شکاف قیمتی که تمام توجیه سرمایه‌گذاری دهه گذشته بر آن استوار بود، بسته شده است. طرح‌هایی که با فرض یک قیمت خوراک مصوب شدند، امروز با قیمتی چند برابر آن کار می‌کنند؛ این فقط فشار بر حاشیه سود نیست، ابطال گذشته‌نگر مطالعه امکان‌سنجی است.

دوم، و مهم‌تر: در دسترس بودن خوراک از قیمت آن مهم‌تر شده است. در ماه‌های سرد سال، با افت فشار شبکه، خوراک شماری از متانولی‌ها و اوره‌سازها قطع یا محدود می‌شود و برخی مجتمع‌های بزرگ ماه‌ها متوقف می‌مانند. اثر این توقف بسیار عمیق‌تر از آن است که در صورت‌های مالی دیده می‌شود. در صنعتی که بخش غالب هزینه تمام‌شده، هزینه ثابت و استهلاک سرمایه است، افت ضریب بهره‌برداری از ۹۵درصد به ۶۵درصد یعنی جهش هزینه هر تن. واحدی که سالانه هشت ماه کار می‌کند، دیگر واحد «گاز ارزان» نیست؛ واحد «سرمایه گران» است.

سوم، بازار مقصد تک‌خریدار و تخفیف‌خور است. سهم غالب متانول صادراتی ایران در نهایت خوراک واحدهای MTO چین می‌شود. ما هم‌زمان در انتهای منحنی عرضه جهانی ایستاده‌ایم (قیمت‌پذیر) و بالای منحنی ریسک (تخفیف، حمل، تسویه). با توسعه ظرفیت‌های تازه در چین، قدرت چانه‌زنی فروشنده ایرانی کمتر هم شده است.

جمع این سه یعنی متانول ایران از کسب‌وکاری متکی به رانت خوراک، به کسب‌وکاری متکی به مدیریت هزینه و ریسک تبدیل شده است؛ بی‌آنکه ساختار تصمیم‌گیری آن این گذار را به رسمیت شناخته باشد.

اینجاست که باید در صورت‌مساله رایج تجدیدنظر کرد. پرسش همیشگی این است: «ظرفیت متانول را توسعه دهیم یا به پایین‌دستی برویم؟» این پرسش قید الزام‌آور را اشتباه گرفته است. قید اصلی، تن متانول نیست؛ مترمکعب گاز است. وقتی ظرفیت نصب‌شده موجود در بخشی از سال خوراک ندارد، احداث ظرفیت جدید یک بازی با جمع صفر است: گاز واحد جدید از جیب واحد قدیمی تامین می‌شود. ما ظرفیت تولید کم نداریم؛ مولکول کم داریم. پرسش درست این است: ارزش افزوده، ارزآوری و اشتغال به‌ازای هر مترمکعب گاز در کدام مسیر بیشینه می‌شود؟

اما اگر پاسخ را در شعار «همه‌چیز به پایین‌دست» خلاصه کنیم، صرفا یک شعار را جایگزین شعار دیگر کرده‌ایم. تجربه یک دهه پروژه‌های MTO و MTP گواه روشنی است. در فرآیند MTP برای تولید هر واحد پروپیلن حدود سه واحد متانول لازم است و با نسبت فعلی قیمت متانول به پروپیلن، این مسیر در برابر استیم‌کراکر یا تولید مستقیم پروپیلن رقابتی نیست. مساله دوم جدی‌تر است: ساختن واحد MTO روی متانولی که خودش در زمستان قطع می‌شود، بی‌ثباتی را ضرب می‌کند، نه جمع. طرح‌هایی که قرار بود حدود پنج‌میلیون تن از ظرفیت متانول کشور را به پروپیلن اختصاص دهند، دقیقا به همین دو دلیل سال‌هاست در ایستگاه اجرا مانده‌اند. این شکست، فنی نبوده است.

 بر این اساس، سه اولویت سیاستی پیشنهاد می‌شود:

نخست، توقف صدور مجوز طرح‌های جدید متانول خام؛ نه به‌عنوان تنبیه صنعت، بلکه چون خوراک آن وجود ندارد. ادامه صدور مجوز، انتقال یک بحران تخصیص به ترازنامه بانک‌ها و سهامداران خرد است.

دوم، ارزان‌ترین «متانول جدید»، ظرفیت خالی امروز است. هر دلاری که صرف بهینه‌سازی مصرف خانگی و تجاری، ذخیره‌سازی زیرزمینی و سوآپ شود، بازدهی‌اش به‌مراتب بیشتر از احداث واحد جدید است. رساندن ضریب بهره‌برداری ناوگان موجود از حدود دوسوم به بالای ۹۰ درصد، معادل افزودن چند‌میلیون تن ظرفیت است؛ بدون یک ریال سرمایه‌گذاری در فرآیند تولید.

سوم، پایین‌دستی انتخابی به‌جای پایین‌دستی شعاری. معیار انتخاب باید شدت مصرف متانول به‌ازای ارزش افزوده باشد: اولویت با فرمالدئید و زنجیره رزین‌ها، اسید استیک و مشتقات، و شیمیایی‌های تخصصی که نسبت ارزش به تن متانول در آنها بالاتر و مقیاس سرمایه‌گذاری قابل‌مدیریت‌تر است. MTO در مقیاس بزرگ تنها زمانی توجیه می‌یابد که متانول عملا حبس‌شده باشد و قیمت انتقال داخلی بر مبنای هزینه فرصت واقعی - نه قیمت اسمی جهانی - تعیین شود؛ آن هم مشروط به تضمین قراردادی و بلندمدت خوراک.

 سرانجام نکته‌ای که کمتر گفته می‌شود: گلوگاه اصلی نه فناوری است، نه لیسانس، و نه حتی سرمایه. گلوگاه، نبود سازوکاری شفاف و چندساله برای تخصیص گاز بر مبنای دلار ارزش افزوده به ازای هر مترمکعب است. تا وقتی تخصیص خوراک با ابلاغیه فصلی و چانه‌زنی زمستانی انجام شود، هیچ سرمایه‌گذار پایین‌دستی ریسک ده‌ساله نمی‌پذیرد و صنعت به همان تعادل ناکارآمد امروز بازمی‌گردد: ظرفیت زیاد، بهره‌برداری کم، محصول خام و بازار تک‌خریدار.

پایان مدل گاز ارزان لزوما خبر بدی نیست. این پایان، فرصتی است برای بازنویسی معیار موفقیت در پتروشیمی ایران؛ از تناژ تولید، به بازده هر واحد از منبع کمیاب.

* کارشناس پتروشیمی