نفت و التهابات خلیج‌فارس

 اظهارات ترامپ مبنی‌بر اینکه ایران «به‌طور جدی در حال گفت‌وگو» با واشنگتن است، به‌سرعت پریمیوم ریسک ژئوپلیتیک را که طی هفته‌های گذشته در قیمت نفت انباشته شده‌بود، تخلیه کرد. این در حالی است که تنها چند روز قبل‌تر، تهدیدهای مکرر علیه ایران (از مداخله مستقیم گرفته تا فشار برای توافق هسته‌ای) یکی از محرک‌های اصلی جهش قیمت نفت در ماه ژانویه محسوب می‌شد. بازار نفت، به‌ویژه در شرایطی که عرضه جهانی به‌طور نسبی کافی است، به‌شدت به احتمال اختلال در امنیت کشتیرانی در خلیج‌فارس واکنش نشان می‌دهد؛ واکنشی که این‌بار مسیر معکوس را طی کرد. کاهش قیمت طلای‌سیاه هم‌زمان با انتشار اخباری بود که از تعویق بر‌‌گزاری رزمایش‌های نظامی ایران در تنگه‌هرمز حکایت داشت؛ گذرگاهی که روزانه یک‌پنجم از کل نفت مصرفی جهان (معادل ۲۰‌میلیون بشکه) از آن عبور می‌کند. برای معامله‌گران، این خبر به‌منزله عقب‌نشینی از لبه تنش تلقی شد. تنگه‌هرمز نه‌فقط یک مسیر فیزیکی انتقال انرژی، بلکه اهرم ژئوپلیتیک ایران در‌برابر فشارهای خارجی است و هر نشانه‌ای از آرامش یا تنش در این نقطه، مستقیما در قیمت نفت منعکس می‌شود. در همین فضا و بر مبنای داده‌های تارنمای tradingeconomics قیمت شاخص برنت در روز دوشنبه دوم فوریه با افت نزدیک به ۵‌درصدی به حدود ۶۶ دلار در هر بشکه رسید‌ و نفت وست‌تگزاس اینترمیدیت آمریکا نیزحدود ۶۲ دلار معامله شد. این سقوط، شدیدترین افت روزانه قیمت نفت در بیش از ۶ ماه گذشته بود؛ افتی که نشان می‌دهد بازار تا چه اندازه در هفته‌های اخیر روی سناریوی تشدید تنش با ایران شرط‌بندی کرده‌بود.

تصمیم اوپک‌پلاس

با این‌حال، تحولات اخیر تنها به ایران و آمریکا محدود نمی‌شود. تصمیم اوپک‌پلاس برای حفظ سطح تولید در ماه مارس که آخرین ماه از توقف سه‌ماهه افزایش عرضه این گروه است، نقش مکمل در شکل‌گیری فضای نزولی بازار ایفا کرد. اوپک‌پلاس پیش‌تر و در نوامبر، افزایش برنامه‌ریزی‌شده تولید برای ماه‌های ابتدایی ۲۰۲۶ را نیز متوقف کرده‌بود؛ تصمیمی که نشان می‌دهد تولیدکنندگان بزرگ نفت، نسبت به چشم‌انداز تقاضا (به‌ویژه در نیمه دوم سال) چندان خوش‌بین نیستند. در چنین شرایطی، نقش ایران دوگانه و پیچیده است. از یک‌سو، تهران همچنان یکی از مهم‌ترین منابع ریسک ژئوپلیتیک در بازار نفت به‌شمار می‌رود و هر تهدید علیه زیرساخت‌های انرژی آن می‌تواند شوک قیمتی ایجاد کند. از سوی دیگر، نشانه‌های دیپلماسی و کاهش تنش، همان‌قدر که می‌تواند فضای سیاسی را آرام‌تر کند، به افت قیمت‌ها نیز دامن می‌زند. همین تناقض است که جایگاه ایران را در معادله انرژی جهانی منحصربه‌فرد می‌کند. تحلیلگران بازار معتقدند تهدیدهای مداوم آمریکا علیه ایران در ماه ژانویه، یکی از عوامل اصلی شکل‌گیری موج صعودی قیمت نفت بود. پریانکا ساچدوا، تحلیلگر موسسه «فیلیپ نووا»، بر این نکته تاکید کرده که تداوم تهدیدهای سیاسی، به‌ویژه در فضایی که خاطره درگیری‌های محدود اما پرتنش سال‌گذشته هنوز زنده است، به بازار اجازه نداد صرفا به متغیرهای بنیادین عرضه و تقاضا تکیه کند. اکنون اما عقب‌نشینی لفظی واشنگتن و سیگنال‌های دیپلماتیک از تهران، این معادله را موقتا برهم زده‌است. در کنار سیاست، عوامل مالی نیز به فشار بر بازار نفت دامن زده‌اند.

ریزش قیمت فلزات گرانبها

 تقویت دلار آمریکا که باعث گران‌تر‌شدن نفت دلاری برای خریداران غیرآمریکایی می‌شود، هم‌زمان با ریزش قیمت فلزات گرانبها مانند طلا و نقره، فضایی از فروش گسترده در بازارهای کالایی ایجاد‌کرده‌است. این هم‌زمانی نشان می‌دهد؛ افت اخیر نفت صرفا ژئوپلیتیک نیست، بلکه در دل یک موج اصلاحی گسترده‌تر در بازار کامودیتی‌ها رخ داده‌است، با این‌حال بسیاری از موسسات تحلیلی هشدار می‌دهند که کاهش تنش‌های سیاسی نباید باعث نادیده‌گرفتن ضعف‌های ساختاری بازار نفت شود. موسسه «کپیتال اکونومیکس» پیش‌تر تاکید کرده‌بود؛ ریسک‌های ژئوپلیتیک، تصویری نزولی از بازار نفت را پنهان کرده‌اند؛ بازاری که از منظر بنیادین با عرضه کافی و رشد نه‌چندان پرقدرت تقاضا مواجه است. از نگاه این موسسه، حتی تجربه جنگ ۱۲روزه سال‌گذشته میان ایران و اسرائیل نیز نتوانست روند بلندمدت بازار را به‌طور پایدار تغییر دهد و در نهایت، عرضه مناسب مانع از تثبیت قیمت‌های بالا شد. در این چارچوب، ایران همچنان بازیگری کلیدی اما محدودشده‌است.

موقعیت ژئوپلیتیک خلیج‌فارس

توان اثرگذاری تهران بر بازار جهانی نفت بیش از آنکه به حجم صادرات رسمی آن گره‌خورده باشد، به موقعیت ژئوپلیتیک کشور در قلب خلیج‌فارس و کنترل غیرمستقیم بر یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های انرژی جهان وابسته است. هر‌بار که این اهرم فعال یا غیرفعال می‌شود، بازار واکنش نشان می‌دهد؛ خواه با جهش قیمت و خواه با سقوط آن. آنچه امروز بازار نفت را سردرگم کرده، نه صرفا گفت‌وگوهای احتمالی ایران و آمریکا، بلکه عدم‌قطعیت درباره سرانجام این روند است. تجربه سال‌های گذشته نشان‌داده که مسیر دیپلماسی میان تهران و واشنگتن پرپیچ‌وخم و شکننده است و هر عقبگرد ناگهانی می‌تواند ‌بار دیگر ریسک ژئوپلیتیک را به قیمت‌ها بازگرداند، از همین‌رو اگرچه افت اخیر قیمت نفت می‌تواند نشانه‌ای از آرامش موقت باشد،

اما بعید است بازار به‌طور کامل از سایه ایران و تنگه‌هرمز رها شود. در نهایت، تحولات اخیر یک پیام روشن برای بازار انرژی دارد: ایران، حتی در شرایط تحریم و محدودیت صادرات، همچنان یکی از متغیرهای ژئوپلیتیک بازار نفت است. نه اوپک‌پلاس، نه دلار قوی و نه حتی مازاد عرضه، هیچ‌کدام نمی‌توانند اثر سیگنال‌های سیاسی از تهران را خنثی کنند. در جهانی که امنیت انرژی ‌بار دیگر به مساله‌ای سیاسی بدل‌شده، هر تغییر در معادله ایران و خلیج‌فارس، دیر یا زود خود را در تابلوی قیمت نفت نشان خواهد داد.