برنامه داریوش برای حفر کانال سوئز
داریوش که اندیشه پیوستن مصر و کرانههای باختری و خاوری دریای سرخ به هند و ایران را در سر میپروراند؛ به این فکر افتاد که رود نیل را با آبراههایی به دریای سرخ پیوند بزند. بنا به گزارش هرودت، پیش از داریوش، فرعون نِخو (۵۹۵–۶۱۰پ. م) و پادشاهان مصری پیش از او در اندیشه پیوستن نیل به دریای سرخ بودهاند. اما چون در مسیر راه کوههای سنگی وجود داشت که کندن آنها کار آسانی نبود و همچنین آبراهه از میان وادی خشکی میگذشت که در آن آب نبود، این کار به پایان نرسید. حتی به روزگار پادشاهی نِخو ۱۲۰ هزار مصری در کار کندن آبراهه کشته شدند...
پس از بررسیهای گوناگون داریوش پی برد که باید ۸۴ کیلومتر دیگر کنده شود تا آبراههایی که فرمانروایان مصری ساخت آن را آغاز کرده و نتوانسته بودند آن را به پایان ببرند، به دریای سرخ برسد. از سوی دیگر برای مشکل آب آشامیدنی ناگزیر بود چاههای گوناگونی پدید بیاورد تا کارگران از تشنگی نمیرند. بنابراین داریوش که کار به پایان رساندن آبراهه را با یاری مهندسان ایرانی که از زمانهای کهن در کار کندن آبراهه و کاریز و چاه و سدبندی مهارت داشتند آسان میپنداشت، فرمان داد تا کار دوباره آغاز شود و بر سر راه چاههایی کنده شوند تا آب آشامیدنی برای کارگران بهدست آید.سرانجام این کار بزرگ پس از ۱۰ سال به پایان رسید و در سال ۴۹۷ پادشاه با همه درباریان خود از شوش به مصر رفت تا نخستین آبراهه سوئز را گشایش کند. آبراهه نام برده شده مانند امروز از دریای مدیترانه آغاز نمیشد، بلکه از رود نیل و کنار «بوباستیس» در شمال قاهره کنونی آغاز و پس از دور زدن دریاچه بزرگ تلخ در باختر آبراهه امروزی به سمت جنوب میرفت تا به سوئز و دریای سرخ برسد. این کار بزرگ را داریوش با چهار سنگ نبشته در مسیر آبراهه جاودانه کرد و امروزه سه سنگ نبشته آن بهدست ما رسیده است.
در بهار ۴۹۷ داریوش از شوش به مصر رفت، تا کانال سوئز را افتتاح کند. به این ترتیب طرحهای بزرگ داریوش برای پیوستن مرزهای دو امپراتوری به سرانجام رسید و ۲۴ یا ۳۲ کشتی پر از کالای مصری به سوی ایران و خلیجفارس حرکت کرد. از این پس فرآوردهها و کالاهای گوناگون خاور و باختر امپراتوری، افزون بر راههایی که از خشکی میگذشت از طریق این راه جدید آبی به سراسر قلمرو پهناور هخامنشی میرسید و افزون بر سودهای اقتصادی فراوانی که به شاهنشاهی آن روزگار میرسید و یک تجارت جهانی بزرگ را برای نخستین بار در تاریخ باستان پدید میآورد، توانمندی شاه بزرگ را در اداره کردن، بر همه سرزمینهای شناختهشده آن روزگار استوارتر میساخت. چراکه پادشاه میتوانست با سرعت بیشتری نیروهای رزمی (نظامی) خویش را به سراسر امپراتوری بفرستد. داریوش بزرگ افزون بر اینکه در طرح بزرگ خویش به پیروزی رسید، نقش مهمی نیز در شناساندن راههای دریایی تازه برای جهانیان باز کرد. کردار وی از این راه نهتنها زمینههایی را برای آشنایی فرهنگی مردمان آن روزگار پدید آورد، بلکه مردمان اروپا را نیز برای نخستین بار با هندیان آشنا کرد.