زادروز محقق تمام عیار
سعید نفیسی ۱۸ خرداد ۱۲۷۴ در تهران به دنیا آمد. او تاریخنگار، نویسنده، مترجم و محقق و جزو نسل اول استادهای دانشکده تاریخ دانشگاه تهران بود. نفیسی زمانی چشم به جهان گشود که ایران هنوز دوران استبداد قاجار را تجربه میکرد. وقتی فرمان مشروطیت امضا شد و آزادیخواهان مشروطه جشن گرفتند او ۱۱ سالش بود. گفتهاند تا ۱۱ پشت او همه به شغل طبابت مشغول بودهاند. حتی جد یازدهم او، حکیم برهانالدین نفیسی بن عوض بن حکیم کرمانی، صاحب تالیفاتی در طب است که بعضی از آنها در دورانی که طب قدیم در ایران تدریس میشد جزو کتب درسی بود. به پدرش که از اهالی دانشمند کرمان بود لقب ناظمالاطبا داده بودند. برادر بزرگ سعید هم بنا به رسم خانوادگی رشته پزشکی را دنبال کرد و به طبابت پرداخت اما در این میان که اعضای این خانواده همه در فکر سلامت و بهداشت جسم مردم بودند، سعید به نیازهای روح و روان آنها پرداخت و به فرهنگ و ادب روی آورد. از همان کودکی عشق به مطالعه داشت. خودش در این باره گفته است: شبها تا دیروقت کتاب میخواندم.
او برای تحصیل به دانشگاههای سوئیس و فرانسه رفت و پس از گذراندن دوره دانشگاه در سال ۱۲۹۷ به ایران بازگشت. یک سال بعد مدیریت مجله فلاحت و تجارت را بر عهده گرفت. پس از آن نیز در مجله امید، شرق، پیام نو و راهنمای کتاب فعالیت کرد. سعید نفیسی همزمان پس از بازگشت از اروپا به تدریس زبان فرانسه در دبیرستانهای تهران مشغول شد. او تا پایان عمر این دو رشته تدریس و تالیف را همزمان ادامه داد. با تاسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ شمسی نفیسی تدریس در دانشگاه را آغاز کرد. همچنین او به ریاست دانشکده حقوق و سپس دانشکده ادبیات برگزیده شد. او چنان شیفته تحقیق و تتبع در زمینه فرهنگ و ادب بود که در هر کنگره و مجمعی که در زمینههای مورد علاقهاش تشکیل میشد، شرکت فعال داشت و میکوشید ضمن آموختن آنچه دارد، عرضه کند. تالیفات او چه بهصورت کتاب و چه مقاله بسیار زیاد است.
نفیسی عضو پیوسته فرهنگستان ایران و شورای فرهنگی بود. او علاوه بر تدریس در دانشگاه تهران، چند سال در دانشگاههای هند، پاکستان، افغانستان، لبنان و فرانسه به تدریس زبان و ادبیات فارسی پرداخت. تسلط نفیسی به تاریخ و ادبیات ایران، باعث شده بود تا آثار تازه و پژوهشی پدید آورد و تعداد بسیاری از متنهای منثور و منظوم فارسی را به شیوهای علمی منتشر کند و از گمنامی بیرون آورد. کتابخانه شخصی و کممانندی که به مرور زمان فراهم ساخته بود به او این امکان را میداد که به مهمترین مآخذ تاریخی و ادبی دسترسی داشته باشد. دکتر صادق رضازاده شفق درباره سعید نفیسی مینویسد: «من در تمام مدت شناسایی او حیران کار و کوشش او بودم. میتوانم بگویم که در همه عمر مردی در کتابدوستی و مطالعه و فراواننویسی و کنجکاوی ادبی مانند او ندیدم...در عین فراواننویسی تندنویس هم بود و اگر قلم برمیداشت مدتی نگذشته مقالهای وافی و مطالبی کافی به رشته تحریر میکشید...»