«دنیایاقتصاد» الگوی کوچ در سایه جنگ را بررسی کرد
معمای مهاجرت ایرانیان
منصوره محمدی: تبلیغات مهاجرتی همه جا هست، اگر روزی بر در و دیوار شهر اعلامیههایی درباره صفر تا صد مهاجرت نمایان بود، حالا صفحات مجازی پر شده از آگهیهایی که میخواهند عدهای را یک شبه به کشور دیگری بفرستند. تبلیغات دامنه جغرافیایی گسترده و متعددی دارند، از ترکیه و گرجستان گرفته تا فنلاند، آلمان، فرانسه و ایتالیا، چین، کره و مالی و حتی کشورهای حاشیه خلیجفارس که البته بهدلیل جنگ اخیر مهاجرت به آنها کمرنگتر شده است. پشت این حجم از تبلیغات نشانهای از اینکه «رفتن» برای برخی افراد جامعه به یک دغدغه جدی تبدیل شده، پنهان شده است.
اگر تا همین 2سال پیش مهاجرت تحصیلی و درمقطعی مهاجرت پزشکان و پرستاران در صدر مهاجرتها قرار داشت، حالا جنگ و دشواری شرایط اقتصادی در ایران باعث شده است که مساله مهاجرت دوباره پررنگ شود. موضوع مهاجرت پدیده تازهای نیست. بر اساس پژوهشی که تحت عنوان «گزارش مهاجرت ایرانیان: علل و انگیزهها» در سال1402 انجام شد، تنها 16درصد پاسخدهندگان اصلا به مهاجرت فکر نکرده بودند. سیدرضا صالحیامیری، وزیر فرهنگ و ارشاد دولت حسن روحانی، نیز در نشستی که سال1403 در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد، گفته بود که تمایل مردم به مهاجرت به 60درصد رسیده و تمایل به مهاجرت در دانشجویان در سال1401 به 67درصد رسیده است. همچنین بر اساس آماری که «آمارفکت» در سال 1403 ارائه داده است، «آمار جمعیت مهاجران ایرانی در سال2020 عدد یکمیلیون و 870هزار نفر را نشان میدهد که حاکی از دوبرابر شدن جمعیت مهاجران نسبت به 30سال بوده گذشته است.»
روزنامه «دنیایاقتصاد» نیز در سال1403 در گزارشی با عنوان «چرا سرمایههای انسانی به فکر خروج از کشور هستند؟» با استناد به گزارش دو جامعهشناس ایرانی درباره علت و انگیزههای مهاجرت ایرانیان نتایج این گزارش را منتشر کرد که به موجب آن «تنها 16.7درصد از پاسخدهندگان این نظرسنجی به مهاجرت فکر نمیکردند.» البته در آن گزارش گزارهای به نام جنگ بهعنوان یکی از دلایل مهاجرت وجود نداشت. در همین ارتباط، پایگاه اطلاعرسانی و خبری جماران روز 31شهریور دریک اینفو میل به مهاجرت ایرانیان در سال ۱۴۰۵(سال جاری) را مورد بررسی قرار داد. براساس این پیمایش، الگوهای جمعیتی نشان میدهد حدود 45درصد افراد زیر 29سال و 55درصد از افراد دارای تحصیلات دانشگاهی تمایل به مهاجرت دارند. همچنین براساس این گزارش، هرچه از تهران به سمت روستاها حرکت کنیم میل به مهاجرت کمتر میشود.
بررسیها نشان میدهد در کنار جنگ و مسائل مرتبط با شرایط اقتصادی، طرحهایی همچون «طرح نفوذ» که در بخشی از آن پژوهش و ارتباط علمی با خارج از کشور را نشانه گرفته و ازسوی دیگر تحریمهای خارجی همچون تحریمهای جدیدعلمی آمریکا علیه ایرانیان و حتی تحریمهای هوایی ایران،این روزها به عواملی مهم برای تصمیم بسیاری از جوانان، دانشجویان و نخبگان برای مهاجرت تبدیل شدهاند. البته عدم اطمینان از آینده، تنها شامل ایران نمیشود و عاملی مهم برای مهاجرت در تمام کشورهایی است که به نوعی با جنگ دست و پنجه نرم میکنند یا از شرایط اقتصادی موجود رضایت ندارند. برای مثال نتایج یک نظرسنجی تازه در اروپا نشان میدهد نزدیک به نیمی از ساکنان فرانسه، آلمان، ایتالیا و بریتانیا انتظار دارند در مقطعی از آینده در کشوری دیگر زندگی کنند و به عبارتی مهاجرت کنند.
به گزارش یورونیوز، در این نظرسنجی، بحران هزینههای زندگی مهمترین عامل گرایش مردم به زندگی در خارج از کشور عنوان شده است؛ ۵۳درصد بریتانیاییها، ۴۸درصد فرانسویها، ۴۳درصد آلمانیها و ۳۲درصد ایتالیاییها این عامل را دلیل اصلی خود دانستهاند. با تمام اینها تجربه نشان داده است الگوی مهاجرت ایرانیان بهخاطر جنگ با دیگر کشورها کاملا متفاوت است. مثال آن وقوع جنگ در ایران طی یکسالونیم گذشته است که بهرغم انتظار مهاجرت گسترده از سوی ایرانیان و هجوم آنها به مرزهای کشور از جمله مرز ترکیه عملا چنین اتفاقی روی نداد.
الگوی مهاجرت ایرانیها چگونه است؟
الگوی مهاجرت در ایران چطور پیش میرود؟ آیا مهاجرت همچنان برای بخشی از جامعه یک انتخاب یا اجبار برای ساختن آیندهای بهتر خواهد بود؟ این موضع را با محمود مشفق، دانشیار گروه جمعیتشناسی دانشگاه علامه طباطبایی و بهرام صلواتی، پژوهشگر و تحلیلگر حوزه مهاجرت در میان گذاشتیم. محمود مشفق، در گفتوگو با «دنیایاقتصاد» درباره تغییراتی که در الگوی مهاجرت ایرانیان طی سالهای اخیر و در پی ایجاد محدودیتهای جدید رخداده، تاکید دارد که مساله مهاجرت چند عاملی است و تنها به سختی شرایط داخلی بستگی ندارد و قوانین جهانی مهاجرت را نیز باید در نظر گرفت. صلواتی نیز معتقد است الگوی اصلی مهاجرت در ایران براساس نیروهای رانشی است؛ یعنی بیش از آنکه براساس کشش و جاذبههای خارج از کشور باشد، در چند سال اخیر و بهویژه شرایط فعلی، نیروهای دافعه بار اصلی مهاجرت از ایران را به دوش کشیدهاند.
به گفته مشفق، مهاجرت را باید در دو دسته کلی مهاجرتهای اختیاری که افراد خودشان بهصورت برنامهریزیشده و خودخواسته تصمیم به مهاجرت میگیرند و مهاجرت اجباری تقسیم کرد. البته خود مهاجرتهای اجباری نیز به چند دسته تقسیم میشوند؛ مهاجرتهای ناشی از اجبارهای محیط زیستی، مهاجرتهای ناشی از جنگ و…. او میگوید: در ایران موجهای مهاجرتی از قبل و بعد انقلاب چندینبار تجربه شده و در سالهای اخیر عوامل دافعه مهاجرت از جمله تورم، جنگ و مسائل اقلیمی و محیط زیستی بر مهاجرت تاثیر گذاشته است. دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی تاکید دارد زمانی افراد انگیزه و میل به مهاجرت دارند؛ اما چون شرایط فراهم نیست مهاجرت نمیکنند. او توضیح میدهد: «درواقع اقدام به مهاجرت یک مساله است و میل به مهاجرت و ظرفیت مهاجرت کردن مساله دیگری است. میل به مهاجرت میتواند بر اثر شرایط بد اقتصادی ایجاد شود؛ اما چون افراد امکان تامین هزینههای مهاجرت را ندارند تا زمانی که ظرفیت و توانایی مهاجرت کردن برایشان وجود نداشته باشد، مهاجرتشان عملیاتی نمیشود.»
محدودیتهای مهاجرت در داخل و خارج
به اعتقاد مشفق، در حال حاضر امکان نتیجه گیری قطعی وجود ندارد؛ اما با توجه به شرایط اقتصاد جهانی، تحریمها و مسائلی که برای ایرانیان خارج از کشور ایجاد شده و کاهش ارزش پول ملی، تبدیل به میل به اقدام نمیشود: «کشور ما در سالهای گذشته درگیر چالشهای زیادی بود و تحریم، جنگ و فشارهای خارجی را تجربه کردیم که نشاندهنده افزایش سطح تابآوری مردم در ارتباط با شرایط بحرانزا و آسیبزا هم هست.»
او یک فرضیه دیگر را هم مطرح میکند که آن فراگیر شدن مهاجرت در سالهای اخیر در سراسر جهان است. به اعتقاد مشفق، در گذشته مهاجرت مختص یک گروه اجتماعی خاص بود؛ اما حالا پدیدهای فراگیرتر شده است: «در سالهای اخیر مهاجرت مساله سختی نسبت به سالهای دورتر شده است؛ چراکه در گذشته مهاجرت از گروههای خاص اجتماعی رخ میداد، اما الان به نوعی همهگیر شده و رقابت سنگینی در کشورهای مقصد و میان گروههای مهاجر برای بهدست آوردن موقعیتهای شغلی وجود دارد. از طرف دیگر قوانین و مقررات جذب مهاجرت در سالهای اخیر در بسیاری از کشورها بسیار سختگیرانه شده است و همین مساله هم میتواند مهاجرت را سختتر کند.» مشفق تاکید دارد که نظر قطعی دادن بدون وجود اطلاعات و دادهها سخت است؛ اما مطالعات پیمایشی در ایران میل به مهاجرت را بالا نشان میدهد، اما اقدام عملی به مهاجرت در سالهای اخیر کاهش داشته است.
چرا مهاجرت ایرانیها در بحران متفاوت است؟
با این حال مساله مهاجرت در ایران بسیار متفاوت از الگوهای مرسوم جهانی رقم خورده است. برای مثال تجربه مهاجرت مردم اوکراین یا سوریه به کشورهای دیگر، در جنگهای اخیر ایران تکرار نشد و حتی مهاجرت داخلی نیز متغیر و متفاوت بود؛ بهگونهایکه در تهران میل به مهاجرت و ترک پایتخت مشاهده شد؛ اما در جنوب کشور این اتفاق رخ نداد. استادیار دانشگاه علامه طباطبایی در توضیح این الگو تاکید بر بررسی مطالعات تجربی و دقیق دارد؛ اما میگوید باید تفاوت اقلیم و قومیت را در ایران لحاظ کرد: «آنچه میتوانیم مطرح کنیم در حد نظر و ادعا است؛ اما یک دلیل این است که در کشور پهناور اقلیمی و با قومیتهای متفاوت هستیم و تاثیراتی که جنگ روی زندگی مردم میتواند داشته باشد، متفاوت است. مردم در خود تابآوری ایجاد کردند و از طرفی هم عواقب جنگ و بحران را آنچنان آسیبزا نمیبینند که بخواهند سرزمین خود را ترک کنند.»
به اعتقاد وی، سطح خطر ادراکشده توسط مردم در سطح بالایی نیست که بخواهند جابهجاییهای گسترده داشته باشند: «ممکن است از پایتخت جابهجا شوند یا از شهرهای مرزی به شهر دیگر بروند؛ اما ترک کشور اتفاق نمیافتد؛ چراکه افراد نسبت به شرایط مقاومتر هستند و هم سطح خطر ادراکشده سطح بالایی نیست.» وی درباره پیشبینی از شکل مهاجرت مردم، با توجه به محدودیتهایی که چه از داخل و تحریمهای خارج ایجاد شده است اینگونه توضیح میدهد: «مهاجرت به خارج از کشور به شرایط اقتصادی کشور و سیاستهای خارجی ایران و متغیرهای مختلف بستگی دارد و از طرفی نظام سیاستگذاری در سطح بینالملل در حوزه مهاجرت نیز اثرگذار است. اگر شرایط اقتصادی کشور ما بدتر شود اما راههای مهاجرت به خارج از کشور مسدودتر شود، طبیعتا مهاجرت رخ نمیدهد؛ اما اگر قوانین مهاجرتی خارجی راحتتر شود و هزینههای مهاجرت نسبت به وضع فعلی پایین بیاید ممکن است افراد مهاجرت کنند.»
به گفته مشفق، عوامل دیگری از جمله هزینههای مهاجرت و ظرفیت مهاجرت از نظر توانایی اقتصادی برای انطباق پذیری برای کشور خارجی و حتی شرکت در آزمونهای زبان خارجی بینالمللی که روز به روز در حال محدودتر شدن است نیز تعیینکننده هستند: «وضعیت تورم، سیاستهای مهاجرتی در کشورهای مقصد و ظرفیت و توانایی مهاجرت و اینکه چطور بتوانیم سیاستهای آموزش و اشتغال را در ایران بهگونهای رقم بزنیم که افراد احساس کنند انتظارات سرمایه اجتماعی و انسانی آنها افزایش پیدا کند، میتوانند امید پیدا کنند که در ایران میتوان زندگی کرد؛ اما با توجه به ناپایداری شرایط در کشور نمیتوان نظر قطعی داد؛ اما در مجموع سیاستهای اقتصادی، سیاستهای عمومی در حوزه اشتغال و آموزش و قوانین درون کشور و بیرون کشور در اینکه مهاجرت چقدر و چگونه رخ بدهد، اثرگذار است.»
اقتصاد؛ عامل اصلی مهاجرت
بهرام صلواتی، پژوهشگر و تحلیلگر حوزه مهاجرت، مهمترین دلیل کنونی برای مهاجرت را مساله اقتصادی میداند: «ما در شرایط بسیار استثنایی از نظر اقتصادی هستیم و افزایش مهاجرت یکی از پیامدهای آن خواهد بود.» به گفته او، اولین و اصلیترین راهحل برای کنترل، مدیریت و کاهش مهاجرت کاهش نیروهای دافعه خواهد بود: «باید آرامسازی شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور، بهبود وضعیت معیشتی مردم، بهویژه جوانان در رأس توجهات قرار گیرد که به باز کردن یک چشمانداز روشن سیاسی و اقتصادی در چند سال آینده منجر خواهد شد.» صلواتی تاکید میکند که اگر مهاجرت به خارج تحتتاثیر قوانین محدودکننده در داخل قرار گیرد، تشدید خواهد شد: «چنین قوانینی نیروهای دافعه را تقویت خواهد کرد و برخلاف تصور کسانی که فکر میکنند به این شکل میتوان مهاجرت را از ایران کاهش داد؛ اما درست برعکس عمل خواهد کرد.»
به گفته صلواتی، هر چقدر در داخل کشور احساس شود که راههای ارتباط با خارج از کشور بسته شده است، هزینههای مهاجرت بالا خواهد رفت و میل به مهاجرت افزایش خواهد یافت. او در توضیح این مساله که اکنون با کنسل شدن آزمونهای زبان و طرح اخیر مجلس آیا مهاجرت و تمایل به زندگی در یک کشور دیگر بهعنوان یک الگو بیشتر در میان مردم شکل خواهد گرفت یا خیر میگوید: «حتما اینطور خواهد بود. در همه جای دنیا چنین موضوعی را داریم و هرجا که مهاجرتهای منظم و قانونی به طریقی بسته شود و سیاستهای مهاجرتی سخت و غیرقابل دسترس شود، چنین اتفاقی رخ خواهد داد. الان آمریکا سیاستهای سختگیرانهای را بهویژه برای مردم کشورهای خاورمیانه از جمله ایران و برخی کشورهای دیگر وضع کرده است و در عین حال تحریمهای داخلی نیز دارد اتفاق میافتد؛ مثل پیشنویس طرحی که به مجلس رفته است و تاکید میشود که به شدت ارتباط علمی و آکادمیک کشور را با دنیای بیرون قطع خواهد کرد.»
به گفته صلواتی، حتی در این شرایط نیز باز هم ریشهها، دلایل و انگیزههای مهاجرت از بین نرفته و در عین حال ترس و واهمه نیز از چینن قوانینی پیش خواهد آمد: «این رفتار را در دیگر حوزههای اقتصادی مثل بازارهای ارز هم میبینیم که هر زمانی ترس و نبود چشمانداز اقتصادی تصویب میشود، در آن بازارها نیز تقاضا تشدید میشود. در معادلات مهاجرت نیز همینگونه است و مهاجرت و مسیرهای قانونی خود را به مهاجرتهای اجباری، روشهای غیرقانونی و زیرزمینی و مسیرهای پناهندگی، پناهجویی و حتی قاچاق انسان خواهد داد و حتی آنها تشدید نیز خواهند شد.» بنابر اظهارات این پژوهشگر، این مسیرهای ناایمن با وجود آنکه هزینههای مهاجرتی بالایی نیز خواهد داشت؛ اما با امید به اینکه شاید بتوانند به یک چشمانداز اقتصادی بهتر برسند، تمایل بیشتری به مسیرهای ناایمن مهاجرت پیدا خواهند کرد.
الگوی سنی مهاجرت تغییر خواهد کرد
او درباره تغییرات الگوی سنی مهاجرت با بیان اینکه مهاجرت فراگیرتر شده است، میگوید: «وقتی شرایط اقتصادی و اجتماعی اینگونه پیش میرود مهاجرت تنها دغدغه قشر جوان نخواهد بود و به طبقه متوسط و سنین بالاتر هم که مهاجرت برایشان سختتر است نیز توسعه پیدا میکند.» وی میگوید: شاید با نداشتن چشمانداز سن مهاجرت پایینتر هم بیاید. در این شرایطی که در حال وقوع است، دوره طلایی سنی مهاجرت 25 تا 35سال است و احتمالا به زیر 20 و 15سال و از آنسو نیز به سنین 45 و 50 خواهد رسید؛ چراکه افراد همچنان در تلاش و سودای بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی هستند. به گفته صلواتی، میانگین کران پایین و بالای مهاجرت گستردهتر شده و گروههای سنی بیشتری را فرا میگیرد. او در پایان تاکید میکند کسانی که میخواهند مهاجرت را کنترل کنند، باید بدانند تا زمانی که ریشههای اصلی مهاجرت واکاوای نشود، با برنامهها و سیاستهای روبنایی، سطحی و محدودکننده در این شرایط تنها به پدیده مهاجرت دامن زده خواهد شد.
مهاجرت همیشه رفتن نیست
دنیای اقتصاد: مهاجرت همیشه رفتن از وطن نیست. گاهی مهاجرت بازگشت کسانی است که روزگاری ترک وطن کرده بودند. همان اتفاقی که این روزها برای ایران در حال رخ دادن است. اوایل شهریورماه بود که عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، از تهیه فهرستهای مختلفی شامل بیش از یکصد چهره ایرانی خارج از کشور خبر داد و اعلام کرد این فهرستها به نهادهای مرتبط با بازگشت ایرانیان به کشور ارسال شده است. او از عطاءالله مهاجرانی، وزیر پیشین ارشاد، عبدالکریم سروش و محسن کدیور، بهعنوان نمونههایی از افرادی که به گفتهاش با وجود جنگ پای ایران ماندند، سخن گفت.در کنار این اسامی، نام چهرههایی همچون مسعود بهنود همچنان در لیست افرادی است که میخواهند به ایران بازگردند. او مدتی پیش در گفتوگویی اعلام کرد که تا پیش از نوروز به ایران بازمیگردد. هرچند هنوز هیچیک از این افراد به ایران بازنگشتهاند، اما از خردادماه تاکنون شاهد بازگشت «قیصر» (بینش بلور) خواننده موسیقی پاپ و سابق لس آنجلسی، محسن نامجو خواننده و آهنگساز و بیژن مرتضوی خواننده و نوازنده به ایران بودهایم.
بازگشتی که برای برخی در داخل و خارج از کشور خوشاینده نبوده است. همچنانکه در داخل بازگشت برخی چهرههای هنری طی چند روز گذشته با واکنش روزنامه کیهان و صدا و سیما روبهرو شده است. برای مثال چند روز پیش خبر بازگشت فاطمه معتمدآریا بعد از 2سال به ایران، واکنش تند روزنامه کیهان را درپی داشت. صداوسیما نیز پنجشنبه شب در گزارشی درباره بازگشت هنرمندان خارج از کشور به ایران خواستار محاکمه آنها شد و این سوال را مطرح کرد که «بازگشت بدون هزینه آنها توجیه عقلانی دارد؟»