دموکرات‌ها می‌تازند

داده‌های آماری و نظرسنجی‌ها تصویر روشنی از وضعیت موجود ارائه می‌دهند. مدل اکونومیست با بررسی بیش از ۲۵هزار سناریوی شبیه‌سازی‌شده از رقابت‌های انتخاباتی و با تکیه بر نتایج انتخابات درون‌حزبی، نظرسنجی‌ها و داده‌های مالی کارزارها نشان می‌دهد که دموکرات‌ها در ۹۵درصد موارد اکثریت مجلس نمایندگان را به دست می‌آورند. برآورد میانه این مدل، ۲۳۹کرسی از ۴۳۵کرسی مجلس نمایندگان را به دموکرات‌ها اختصاص می‌دهد که بسیار بیشتر از ۲۱۸کرسی مورد نیاز برای کنترل این مجلس است. سهم جمهوری‌خواهان نیز ۱۹۶کرسی پیش‌بینی می‌شود که چرخش شدیدی نسبت به سال۲۰۲۴ محسوب می‌شود که در آن با اختلاف پنج کرسی اکثریت را به‌دست آورده بودند. بیشتر حوزه‌های انتخاباتی رقابتی نیستند و مدل یادشده ۱۹۹کرسی را برای دموکرات‌ها و ۱۲۸کرسی را برای جمهوری‌خواهان امن می‌داند. بنابراین تنها ۱۰۸حوزه رقابتی باقی می‌ماند که از میان آنها نتیجه ۱۶ کرسی کاملا غیرقابل پیش‌بینی است.

مسیر پیروزی در مجلس سنا اما دشوارتر است. جمهوری‌خواهان ۵۳کرسی از ۱۰۰کرسی این مجلس را در اختیار دارند و از آنجا که جی‌دی‌ونس در مقام معاون رئیس‌جمهور می‌تواند در آرای برابر تعیین‌کننده باشد، دموکرات‌ها به کسب حداقل چهار کرسی جدید نیاز دارند. با وجود این، آنها در ۶۳درصد از شبیه‌سازی‌های اکونومیست پیروز میدان هستند و نتیجه میانه، برتری ۵۲ به ۴۸کرسی را به نفع آنها نشان می‌دهد. از ۳۵کرسی که امسال به رأی گذاشته می‌شوند، بیشترشان رقابتی نیستند. دموکرات‌ها باید ایالت‌های میشیگان، مینه‌سوتا، نیوهمپشایر و جورجیا را که همگی پایگاه‌های احتمالی آنها ارزیابی شده‌اند، حفظ کنند و در عین حال چهار کرسی از هشت کرسی رقابتی متعلق به جمهوری‌خواهان را از آن خود کنند. ایالت کارولینای شمالی محتمل‌ترین گزینه است و انتظار می‌رود «روی کوپر»، فرماندار محبوب و پیشین این ایالت، به نخستین دموکراتی تبدیل شود که از سال۲۰۰۸ در رقابت‌های سنای این ایالت به پیروزی می‌رسد.

در ایالت مین، «تروی جکسون» شانس بالایی برای جلوگیری از پیروزی ششمین دوره متوالی «سوزان کالینز»دارد و ایالت اوهایو نیز که در آن «شرود براون» با «جان هیوستد» رقابت می‌کند، به نفع دموکرات‌ها متمایل است. رقابت در ایالت تگزاس میان «کن پکستونِ» مورد حمایت ترامپ و «جیمز تالاریکو»، همانند ایالت‌های آلاسکا و آیووا بسیار نزدیک و شانه‌به‌شانه است. با این حال ایالت‌های نبراسکا و فلوریدا همچنان به‌عنوان پایگاه‌های احتمالی جمهوری‌خواهان باقی می‌مانند.

بخش عمده‌ای از این افول به شخص ترامپ بازمی‌گردد. تازه‌ترین نظرسنجی رویترز و ایپسوس میزان تایید عملکرد او را ۳۲درصد نشان می‌دهد که یک رکورد کاهشی جدید است و در مقابل ۶۶درصد از عملکرد وی ناراضی هستند. نظرسنجی گروه تحقیقاتی آمریکا نیز که اخیرا انجام شد، این رقم را تنها ۲۹درصد اعلام کرد که نشان‌دهنده نخستین سقوط محبوبیت او به زیر ۳۰درصد است. میانگین نظرسنجی‌ها نیز محبوبیت او را بین ۳۵ تا ۳۹درصد نشان می‌دهد. این ارقام به مراتب پایین‌تر از محبوبیت بیل کلینتون در سال۱۹۹۴ است که در آن دموکرات‌ها ۵۴کرسی مجلس نمایندگان را از دست دادند و حتی از وضعیت باراک اوباما در سال۲۰۱۰ که منجر به از دست رفتن ۶۳کرسی شد نیز بدتر است. فضای عمومی جامعه در تمامی زمینه‌ها ملتهب و ناراضی است. در ماه مه، دوسوم آمریکایی‌های شرکت‌کننده در نظرسنجی‌ها معتقد بودند که کشور در مسیر اشتباهی حرکت می‌کند و در ماه ژوئیه تنها حدود یک‌چهارم آنها وضعیت اقتصاد را مطلوب می‌دانستند.

در نظرسنجی‌هایی که بدون ذکر نام نامزدها گرایش حزبی رای‌دهندگان را می‌سنجد، دموکرات‌ها با اختلاف ۶ تا ۱۴ واحد پیشتاز هستند. بخش بزرگی از رأی‌دهندگان ثبت‌نام‌کرده از جمله اکثریت افراد مستقل می‌گویند رأی آنها در درجه اول علیه ترامپ خواهد بود. «چارلی کوک» که از تحلیلگران برجسته سیاسی است، شرایط کنونی را بیشتر یک جریان پنهان مخرب برای جمهوری‌خواهان می‌بیند تا یک موج سراسری دموکراتیک.

تاریخ نیز همین روند را تایید می‌کند. کنترل دست‌کم یکی از مجلسین در هر پنج انتخابات میان‌دوره‌ای گذشته تغییر کرده است و حزب رئیس‌جمهور مستقر تنها چهار بار در طول ۱۶۴سال گذشته موفق به کسب کرسی‌های جدید در مجلس نمایندگان طی انتخابات میان‌دوره‌ای شده است. با این همه، رقابت همچنان می‌تواند فشرده‌تر شود. میزان مشارکت در انتخابات میان‌دوره‌ای معمولا زیر ۵۰درصد است و در نتیجه توانایی بسیج عمومی رأی‌دهندگان نتیجه نهایی را رقم خواهد زد. حدود ۷۹درصد از دموکرات‌ها می‌گویند برای رأی دادن انگیزه بسیار بالایی دارند؛ درحالی‌که این رقم در میان جمهوری‌خواهان ۶۹درصد است؛ اما از سوی دیگر، ۸۳درصد از جمهوری‌خواهانی که حامی سرسخت ترامپ هستند از شرکت قطعی خود در انتخابات خبر می‌دهند و نباید فراموش کرد که جمهوری‌خواهان منابع مالی بسیار بیشتری در اختیار دارند. علاوه بر این احتمال بروز مناقشه بر سر نتایج نیز وجود دارد و با توجه به سابقه ترامپ در زیر سوال بردن نتایج انتخابات و آرای پستی، ممکن است بامداد چهارم نوامبر بدون اعلام برنده قطعی فرا برسد. «بروس استوکس»، پژوهشگر وابسته اندیشکده چتم‌هاوس، معتقد است شکست در انتخابات انگیزه‌ای قوی برای ترامپ ایجاد می‌کند تا نتیجه را خدشه‌دار کند. از دست دادن حتی یکی از مجلسین، او را با ۲سال تحقیقات کنگره و احتمالا سومین رای‌گیری برای استیضاح روبه‌رو می‌کند. ترامپ بارها نشان داده که ممکن است شکست را نپذیرد و تنها ۵۸درصد از دموکرات‌ها انتظار انتخاباتی آزاد و منصفانه را دارند؛ درحالی‌که این رقم چهار سال پیش ۸۱درصد بود.

ادوارد لوس در یادداشت خود استدلال می‌کند که حتی در صورت پیروزی دموکرات‌ها، زلزله سیاسی رخ نخواهد داد. در گذشته از دست دادن کنترل کنگره قدرت مانور رئیس‌جمهور را تقریبا به نصف کاهش می‌داد و چهره‌هایی نظیر بیل کلینتون، جرج بوش و اوباما را به سمت مصالحه سوق می‌داد. اما ترامپ پس از واگذاری مجلس نمایندگان در سال۲۰۱۸ هیچ تلاشی برای چنین مصالحه‌ای نکرد و کنگره در ۲۰ماه گذشته نیز عملا نقش چندانی در معادلات او نداشته است. اقدام‌های تند او اعم از جنگ‌های اختیاری در حوزه‌های اقتصادی و نظامی معمولا کنگره را دور می‌زنند. هر قانونی برای مهار او می‌تواند وتو شود و محکومیت وی پس از استیضاح به رای دو سوم سنا نیاز دارد که لوس آن را هدفی خیالی و دست‌نیافتنی توصیف می‌کند.

به نوشته لوس، افکار عمومی به شدت علیه ترامپ چرخیده است. میزان خالص تایید عملکرد او دوبرابر بدتر از آستانه شکست سنگین حزبش در سال۲۰۱۸ است و بدتر از هر رئیس‌جمهور دیگری جز ریچارد نیکسون در دوران رسوایی واترگیت به شمار می‌رود. به زحمت از هر پنج آمریکایی یک نفر عملکرد او را قویا تایید می‌کند. اما آیا ترامپ به این موضوع اهمیت می‌دهد؟ لوس روشن‌ترین نشانه بی‌تفاوتی او را در بزرگ‌ترین وعده انتخاباتی‌اش می‌بیند؛ یعنی پرداخت پاداش ۵۰۰۰دلاری به هر بزرگسال آمریکایی که تنها مشروط به حفظ کنترل هر دو مجلس کنگره توسط جمهوری‌خواهان است. در واقع ترامپ در حال ارائه یک پاداش عملکرد به رأی‌دهندگان است.

رویکرد او در قبال جنگ علیه ایران نیز به همان اندازه متناقض به نظر می‌رسد. بیشتر روسای‌جمهور در تلاشند تا پیش از حضور رأی‌دهندگان در پای صندوق‌های رأی به جنگ پایان دهند. اما ترامپ اصرار دارد که ایران تنها پس از سوم نوامبر پای میز مذاکره خواهد آمد؛ هرچند این انتظار احتمالا او را در موقعیت قدرتمندتری برای مذاکره بر سر آتش‌بس قرار نخواهد داد. در نهایت، به باور لوس، جذاب‌ترین تحولات سیاسی نه از سوی کنگره، بلکه از درون دولت ترامپ سرچشمه خواهد گرفت.