قهرمانان پالایشگاه آبادان

به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد، پرهام پهلوان، سردبیر روزنامه دنیای اقتصاد در سرمقاله امروز این روزنامه نوشت: آبادان شهری زنده بود که نفت در مرکز آن ایستاده بود. موسیقی، کافه‌ها، خیابان‌ها و... همه به این شهر رنگ و بوی دیگری داده بودند.

پالایشگاه آبادان نه کارخانه‌ای در حاشیه، بلکه قلب شهر بود. آبادان مجموعه‌ای از آبادی‌ها و نخلستان‌ها بود که پس از احداث پالایشگاه، رشد اقتصادی و جمعیتی آن شتاب گرفت. پالایشگاه با ظرفیت سالانه ۱۲۰هزار تن آغاز به کار کرد و با توسعه در دهه‌های بعد، با ظرفیت ۲۱‌میلیون تن به یکی از بزرگ‌ترین پالایشگاه‌های جهان بدل شد.

اقتصاد آبادان به دیوارهای پالایشگاه محدود نمی‌شد. محله‌های مسکونی کارگران، خدمات، بازار، حمل‌ونقل و بخش بزرگی از زندگی فرهنگی و اجتماعی شهر حول صنعت نفت شکل گرفته بود. در سال۱۹۴۸ حدود ۳۹هزار نفر از ۱۰۰هزار نفر جمعیت شهر، در پالایشگاه کار می‌کردند.

در سال ۱۹۵۶، نخستین سرشماری رسمی نشان می‌داد که از ۲۲۶هزار نفر جمعیت شهر، هنوز ۲۷هزار نفر آن کارکنان مستقیم پالایشگاه بودند. تا اواخر دهه۱۳۵۰ رابطه شهر و پالایشگاه تغییر کرده بود. با افزایش بهره‌وری، تعداد کارکنان کاهش یافته بود؛ ولی صنعت نفت همچنان ستون فقرات اقتصاد شهر بود.

پالایشگاه بخش مرکزی شهر بود و محله‌های کارگری در اطراف آن وجود داشتند. یک جامعه کارگری بزرگ شکل گرفته بود که در تحولات سیاسی سال‌های ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ یکی از مهم‌ترین مراکز سازمان‌دهی کارگری کشور بود. پژوهش‌های تاریخی مختلف از تشکل‌هایی صحبت‌ می‌کنند که هزاران کارگر پالایشگاه و پروژه‌های نفتی را نمایندگی می‌کردند.

آبادان نفت تولید می‌کرد و یک ایران از این نفت تغذیه می‌کرد. همین ویژگی در نخستین روزهای جنگ معنای دیگری پیدا کرد. در روزهای پایانی شهریور۱۳۵۹ جنگ برای بسیاری از مردم از مرز آغاز شده بود؛ اما آبادان خیلی زود فهمید که جنگ می‌تواند به قلب یک شهر و به قلب اقتصاد آن برسد. روز ۲۷سپتامبر، واشنگتن‌پست از محاصره آبادان و مقاومت نیروهای ایرانی در اطراف پالایشگاه گزارش داد. 

وقتی یک پالایشگاه از کار می‌افتد، تولید متوقف می‌شود، عرضه کاهش می‌یابد، واردات و نیاز به منابع ارزی افزایش می‌یابد، اشتغال و درآمد از بین می‌رود و بازسازی آن ظرفیت سرمایه و از آن مهم‌تر زمان می‌خواهد.

برآوردهای گزارش سازمان ملل در مورد خسارت‌های جنگی پالایشگاه آبادان، از رقمی صحبت می‌کرد که در آن زمان ۲۷‌میلیارد دلار ارزش داشت. این شاید یکی از مهم‌ترین درس‌های آبادان باشد؛ جنگ فقط سرمایه فیزیکی را نابود نمی‌کند؛ ظرفیت تولید را از بین می‌برد و از اینجا سوال بزرگ‌تری هم شکل می‌گیرد: چرا در جنگ، زیرساخت‌های اقتصادی اهداف بسیار مهمی هستند؟

یک پاسخ ساده این است که پشت هر زیرساخت حیاتی، زنجیره‌ای از فعالیت‌های اقتصادی ایستاده است. در واقعه آبادان، پالایشگاه فقط محل تبدیل نفت خام به فرآورده نیست. سوخت، مواد اولیه سایر صنایع، درآمد دولت، تجارت خارجی و بخشی از توان ادامه فعالیت اقتصاد به آن متصل است.
 بنابراین حمله به یک گره بزرگ اقتصادی می‌تواند اثر خود را در سراسر اقتصاد منتشر کند. پرسش مهم دوم این است که اگر زیرساخت‌های اقتصاد در جنگ آسیب ببینند، پس امنیت اقتصادی چگونه ساخته می‌شود؟

اقتصاد آبادان به دیوارهای پالایشگاه محدود نمی‌شد. محله‌های مسکونی کارگران، خدمات، بازار، حمل‌ونقل و بخش بزرگی از زندگی فرهنگی و اجتماعی شهر حول صنعت نفت شکل گرفته بود. در سال۱۹۴۸ حدود ۳۹هزار نفر از ۱۰۰هزار نفر جمعیت شهر، در پالایشگاه کار می‌کردند. در سال ۱۹۵۶، نخستین سرشماری رسمی نشان می‌داد که از ۲۲۶هزار نفر جمعیت شهر، هنوز ۲۷هزار نفر آن کارکنان مستقیم پالایشگاه بودند. تا اواخر دهه۱۳۵۰ رابطه شهر و پالایشگاه تغییر کرده بود.

با افزایش بهره‌وری، تعداد کارکنان کاهش یافته بود؛ ولی صنعت نفت همچنان ستون فقرات اقتصاد شهر بود. پالایشگاه بخش مرکزی شهر بود و محله‌های کارگری در اطراف آن وجود داشتند. یک جامعه کارگری بزرگ شکل گرفته بود که در تحولات سیاسی سال‌های ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ یکی از مهم‌ترین مراکز سازمان‌دهی کارگری کشور بود. پژوهش‌های تاریخی مختلف از تشکل‌هایی صحبت‌ می‌کنند که هزاران کارگر پالایشگاه و پروژه‌های نفتی را نمایندگی می‌کردند.

 

حجم فایل صوتی:14.95M | مدت زمان فایل صوتی :00:10:52